|
|
اى خاك بر سر اين مديران و كارفرماها كه كارگرانشان گرسنه اند!
بخشهايى از صحبتهای عبدالرضا ترازی از فعالین سندیکای شرکت واحد در برنامه تلویزیونی "کارگران و یک دنیای بهتر" در شبكه تلويزيونى ماهواره اى كانال جديد. این برنامه روز سه شنبه ٢٧ دیماه اجرا شد. مجرى برنامه شهلا دانشفر و اصغر کریمی میهمان برنامه بود. متن كامل اين مصاحبه در نشريه انترناسيونال شماره ١١٣ نشريه هفتگى حزب كمونيست كارگرى ايران درج گرديده است. ما مناسب ديديم به مناسبت كمپين جهانى همبستگى فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى در حمايت از اعتراض كارگران شركت واحد تهران، بخشهايى از اين مصاحبه تكان دهنده را در نشريه همبستگى هفتگى درج كنيم. شايان ذكر است كه عبدلرضا ترازى جزو دستگير شدگان اخير بوده و هم اكنون در شكنجه گاههاي جمهورى اسلامى بسر ميبرد.
من عبدالرضا ترازي، عضو هيأت مديره کارگران شركت واحد اعلام ميكنم: عزيزان من اطلاع داشته باشيد احيانا ممکن است در روزهاي آينده بنده دستگير و يا دچار هرنوع حادثه شوم كه ازين طريق به اطلاع تمامي دوستان چه در خارج چه در داخل ميرسانم که عواقبش فقط و فقط به عهده مسئولين امنيتي خواهد بود.... ...آقاي اسانلو الان فقط تعلق به خانوادهاش ندارد. آقاي اسانلو حركت عظيمي را در جامعه كارگري ايران بوجود آورد، طوريكه صنفهاي مختلف هم داشتند از ايشان درس ميگرفتند و هيأت مؤسسان صنوف خودشان را تشكيل ميدادند. منتها اينها آقاي اسانلو را بازداشت كردند، با اين هدف كه جو رعب و وحشت را در جامعه كارگري بوجود بياورند و جالب اينجاست كه در خطوط شركت واحد پس از اينكه مسافران متوجه اعتصاب ميشدند و ميفهميدند علت نيامدن اتوبوس و تجمع مسافران در ايستگاه چيست، همه از كارگران و رانندگان تشكر میکردند، ولي برعكس مسؤولين میگفتند شما اگه خواسته داريد راههاي قانوني را برويد تا به خواسته هايتان برسيد، زن و بچه مردم چه گناهي دارند؟ من گفتم: زن و بچه ما چه گناهي دارند؟ اين مردمي كه شما از ايشان دم ميزنيد اگر بفهمند ما به چه منظوري اعتصاب كرديم، همه از ما حمايت ميكنند. من به اطلاع شما ميرسانم كه در كشور الان تمامي مردم از جامعه كارگري شركت واحد حمايت ميكنند چراكه اين كارگران و رانندگان كساني هستند كه قبل از خروسخوان سحر از منزل پا ميشوند و هنگامي كه زن و بچه هايشان و همه مردم در خوابند به منزل بر ميگردند. خبر ندارن زن و بچه شان به كجا رفت و آمد ميكند، بچهشان كلاس چندم است. هر چه فاجعه در ايران بوقوع ميپيوندد يا بر سر خانواده و طيف كارگر هست يا اين حوادث از دل جامعه كارگري بروز ميكند. چرا؟ مرد خانواده موظف است فقط و فقط بخاطر سير شدن شكم فرزندانش، سه شيفت، دو شيفت، صبح تا شب كار كند و لذا خبر ندارد. يهو متوجه ميشود دخترش فراري است، پسرش معتاد است، همسرش فساد اخلاقي دارد. اين همه جنايت كه در ايران رخ ميدهد همه اش ريشه در فقر دارد. آنوقت آقايون خودشان ميآيند سي دي فيلم فقر و فحشا را ميسازند. فقر، فحشا، فساد ريشه در مسائل اجتماعي دارد كه كارگران كه بيشترين جامعه كشور ما را تشكيل ميدهند، از يك وضع معيشتي بسيار اسفناكي برخوردار هستند.... ...من شب هنگام بود كه براي تجمعي به منطقه ٣ اتوبوسراني ميرفتم. در طول مسير اتوبوسي را كه سوار شده بودم راننده اش به من گفت: همين امروز صبح خانمم به من زنگ زده گفته بچه مريض است و بايد به درمانگاه ببريم، ولي من ديدم پول همراهم ندارم كه بخواهم بچه را به بيمارستان ببرم، رفتم مددكاري شركت واحد گفتم ٥٠٠٠ تومن به من پول بديد تا بچه ام را به مطب ببرم. مددكاري گفته ما ١٥٠٠٠ تومان داريم گذاشتيم براي شب اگه اتفاقي افتاد ما دستمون خالي نباشد. گفتم چه كردي؟ گفت: اينقدر طولش دادم تا خانمم از زنهاي همسايه پول گرفت و خودش بچه رو به درمانگاه برد. من روم نشد به عنوان مرد خانواده دست خالي برم و نتونم بچه ام را ببرم به بيمارستان. و يا كارگر شركت وحد اگر صبح خواب بماند و به سرويس نرسد، خدا شاهد است ٢٠٠ تا تك تومن پول در جيبش نيست تا با ماشين شخصي خودش را به محل كار برساند. كارگران شركت واحد همشون دارند در حومه شهرها زندگي مي كنند. اسلام شهر، مامازن، قيامدشت، پاكدشت، ورامين، رودهن، بومهن و ... بدبخت ترين و محروم ترين افراد هستند و اگر كشور ما يك كشور فقير و ندار بود، ميگفتيم نداره! باهاش بسازيم! با دولت همراهي و همكاري كنيم. ولي كشور ما كه فقط چرخه اقتصادش از راه فروش نفت بدست مياد و ديگر سرمايه هايي كه داره زميني، زيرزميني، خشكبار، حبوبات، گاز ... اينها همه بماند. پس فروش نفت كجا ميرود؟ بودجه مملكت ما رو بر مبناي ٢٦ دلار بستند. الان بالاي ٥٠ دلار نفت داره فروش ميره. مازاد درآمد نفتي كجا ميرود كه كارگر ما بايد گرسنه باشد؟ اي خاك بر سر اين مديران و كارفرماهايي بكنن كه كارگرانشون جيبشون خاليه، كارگرانشون گرسنه هستند. هميشه جامعه كارگري ما شرمنده زن و بچه اش است. كارگران ما، جامعه كارگري شركت واحد خصوصا، من به افراد شرکت واحد گفتم شما دروغگو ترين افراد جامعه هستيد! چرا؟ چون سر برج كه ميرسه همسر شما طلب ميكنه كفش و لباس و مايحتاج زندگي، ميگين ماه بعد. ماه بعد كه ميرسه وضعت بدتر. هي ميگين ماه بعد. هي وعده. تا كي ميخواهيد شما وعده سر خرمن به زن و بچههاتون بديد؟ تا كي بايد زن و بچههاي جامعه كارگري چشمشون بدنبال زندگي نسبتا مرفه ديگران باشه؟...
شما در اين باره چه نطرى داريد؟
اخبار، مقالات، نظرات و پيشنهادات خود را برای همبستگی ارسال کنيد
|
|
Contact Address:Postbus 1312 - 5602 BH Eindhoven - Netherlands Tel: (+ 31) 613940534 Fax: (+31) 847542554 E-mail: ifir@ukonline.co.uk website: www.hambastegi.org |