كافران كه نه ٬ سوسياليست ها ٬ كمك ميكنند
مصاحبه كيوان قديرى با كور ويمنگا يكى از مدافعين حقوق انسانى در هلند

در اوايل ماه دسامبر از آخرين ماه سال ٢٠٠٥ ٬ حمله به يك شهرداري و شكستن پنجره ها
و كامپيوتر و ديگر ابزارهاي الكترونيكي در رأس رسانه هاي گروهي استان فيريزلند هلند
بود. شركت راديو و تلويزيون فريزلند نيز با ترتيب دادن يك مصاحبه و ميزگرد ٬ اين
خبر را رسمي و فعال تر كرد۔
مرد چهل و چهار ساله ايي كه تقريبأ نيمى از عمر خويش را در راه دفاع از آرمانهايش
سپري كرد ٬ مرد ميدان اين حركت انقلابي بود۔
او براي احقاق حقوق از دست رفته خويش دست به اين كار انقلابي زد و حقأ كه توجه
زيادي را توانست به سوي خود جلب كند ۔ با ُآشنايي چند ساله ايي كه با او داشتم ٬ با
زدن يك تلفن جوياي حال وي شده و خواستاريك گفتگو شدم ۔ او نه تنها با آغوش باز
پذيرفت بلكه براي صرف غذا هم دعوتمان كرد ۔
تصاويري از چه گوآرا ٬ مارتين لوتر كينگ رهبر سياهان آمريكا ٬ شكي سم و باب ديلن٬
خوانندگان و نوازندگان بنام موسيقي جاز و بلوز و اشعار و تصاوير انقلابي ديگر تزئين
كننده ديوارهاي اتاق اوست ۔ غم آغشته به جسارتش ٬ هماهنگ با جو حاكم بر خانه اش كه
شباهتي آشكاربا دهۀ شصت ميلادي دارد ٬ بيش از هر چيز جلوه ميكند ۔ او دليرانه
ميداند كه چه ميكند و دور از هر گونه جنجال تبليغاتي استوار به كار خود ادامه
ميدهد۔ با او به گفتگو نشستم و اين ماحصل اين گفتگوست:
كيوان : چرا سوسياليست ؟
كوُر : سوال سخت و كُلي كردي ٬ من تقريبأ بيست سال پيش با سوسياليست و حزب
سوسياليست آشنا شدم ۔ در آن زمان يك پستچي بودم كه در اداره پست كار ميكردم ۔
متأسفانه بعلت كمر دردم قادر به ادامه كار نبودم ۔ آنها مرا بدون هيچگونه حمايتي
اخراج كردند ۔ همه تلاشم را براي كار جديد و سبك تر به كار بستم ولي هميشه يك جواب
دستگيرم ميشد " تو معيوبي و نميتواني كه خوب كار كني ۔ ما از دادن كار به تو
معذوريم "۔ سيستم سرمايه داري همين را ميخواهد ٬ كه انسانيت را از تو بگيرند و تو
همچون ماشين بايد حداكثر باز دهي را داشته باشي ۔ كاپيتاليزم به خود و به سرمايه اش
ميانديشد ۔ اگر توانستي بخشي از پيكرۀ اين بهره وري باشي نگهت ميدارند وگرنه همچون
ديگر كساني كه در جامعه مي بيني محكوم در فقري۔ من رهائي را در سوسياليزم ديدم و به
اون باور دارم۔
كيوان: اولين باري كه شما رو ديدم چند سال پيش در شهر هارلينگن ٬ براي همكاري
افتخاري به طرح كمك به پناهندگان آمده بودي ۔ چه شد كه اينكار رو شروع كردي؟
كوُر: تفكر سوسياليزم يك تفكر جامعه گرا ست و اين جامعه نيازمند شناخت هر چه بيشتر
انسان ٬ از خود انسان و ارزش هايي كه ما بعنوان انسانيت از آن نام ميبريم٬ خواهد
بود و پناهندگان هم بخش جدايي ناپذير اين جامعه هستند ۔ به همين سادگي۔ بنابر اين
از هر گونه همكاري و كمك دريغ نكردم۔ در آنزمان من با مشاورين پناهندگان آشنايي
داشتم و انها هم از من خواستند كه در اين كار بهشان كمك كنم و من هم پذيرفتم۔
كيوان: مثلأ چكار كرديد؟
كوُر: دادن شناخت و اطلاعات در مورد روند پناهندگي ٬ تماس با وكيل پناهندگان ٬ كمك
در پر كردن فرم هاي مختلف ٬ رفتن با پناهندگان براي انجام خريد روزانه كمك به بچه
ها و نگهداري از آنان و حتي آشنايي با چگونگي سوار شدن به اتوبوس و يا قطار و كار
هاي اداري ديگر۔ من ميتوانم به زبان فرانسه هم ٬ نه بصورت حرفه ايي ولي در حد معقول
صحبت كنم و پناهندگان افريقايي زيادي فرانسوي زبان هستند٬ من فكر ميكنم كه توانستم
تماس هاي خوبي با آنان داشته باشم و در اين اثنا هم كمي زبان فارسي ياد گرفتم و اين
به من كمك كرد كه با پناهندگان ايراني خيلي نزديك شوم و با انان رفت امد خانوادگي
دارم۔ و من حدودأ شش سال به اينكار ادامه دادم۔
كيوان: چه شد كه ادامه نداديد؟ آيا بيش از اين براي شما جالب توجه نبود و يا اينكه
دليل ديگري داشت؟
كوُر: نه هنوز هم برايم جالب توجه هست ولي در سال ١٩٩٨ از طريق يكي از روزنامه هاي
هلندي با خانمي در شهر خرونينگن آشنا شدم كه سازماندهنده يك طرح بسته بندي غذايي
براي مردم فقير بود و من با خود فكر كردم كه چرا اين طرح را در اينجا ما اجرا نكنيم
و من شروع بكار كردم و اين طرح بسيار مؤفق بود ۔ مردم عادي ٬ سوپرماركتها ٬ مديران
شركتها غذايي و كشاورزان به حمايت از آن پرداختند و ما توانستم كه در هر دوره ٤٠٠
بسته با انواع مختلف غذا براي مردم فقير مهيا كنيم۔
كيوان: شما درجملات تان از افعال گذشته استفاده ميكنيد ۔ اين ظاهرأ بدين معني ست كه
اين طرح متوقف شده است۔
كوُر: متأسفانه بله۔ با شروع جنگ قيمت هاي سوپر ماركتها در هلند ٬ آنان علاقه
چنداني به توسعه همكاري نشان ندادند و بناچاراين طرح حمايت گر اصلي را از دست داد۔
با نزول قيمت ها شركت هاي مواد غذايي ترجيح دادند كه به حفظ منابع مالي خودشان
بينديشند و يك سنت را تبديل به دو و يا چند سنت كنند۔ هميشه همينطور بوده با
كوچكترين شوك اقتصادي همه آن احساساتي را كه سيستم سرمايه داري تلاش دارد به مردم
دنيا بقبولاند به يكباره محو ميشوند۔ در سيستم سرمايه اولين حرف را پول ميزند۔
من براي دريافت كمك بيشتر با مقامات صلاحيت دار منطقه و كليسا ها تماس گرفتم ٬ ولي
همگي آنان حتي يك سنت هم كمك نكردند۔ آنان مرا كافر ميخواندند و با اين طرح مخالف
هم بودند و اظهار ميكردند كه با گسترش اين گونه طرح ها چالشهاي ميان فقير و غني در
جامعه بيشتر محسوس خواهد شد و نوعي جلوه نمايي هست۔ و اين طرح در بُعد وسيع خود
عملأ از كار افتاد ولي من همچنان به راه خود ادامه ميدهم۔
كيوان: و آيا شما كافريد؟
كوُر: من اعتقادي به مذهب ندارم و همه اعتقاد و ايمان من ٬ به بشريت و آرمانهاي
والاي آن ٬ سوسياليزم است۔ در واقع آنان كافرند كه به هيچ چيزي به مقياس حقيقي خود
باورندارند۔ كارهاي آنان بيشتر به نوعي نمايش است۔ و طبيعي است كه در مقابل من
بايستند۔
كيوان: تا آنجايي كه من با خبرم شما بنيادي را بنا نهاديد كه اسم غير معمولي هم
براي آن انتخاب كرديد۔ لطفأ در اين مورد توضيح بدهيد۔
كوُر: خُب آره ٬ من براي اين باور كه آنان خود كافرند از حربۀ داستانهاي مذهبى
استفاده كردم.۔ «بارمهارتخه ساماريتان» شخصي است كه به بينوايان كمك ميكرد۔درانجيل
عهد جديد آمده است كه روزي مرد بينواو زخمي در گوشه ايي ازخيابان افتاده بود و از
رهگذران كمك ميطلبيد ۔ همه آناني كه ادعاي مسيحي بودن ميكردند از جلوي او رد ميشدند
و حتي ابا داشتند كه به او نگاه كنند۔ در اين ميان كشيشي ميگذشت و او نه تنها از
كنار او نگذشت بلكه به آن طرف خيابان رفت تا نگاهش به نگاه آن مرد نيفتد۔ در اين
ميان مردي كه كافر خطابش ميكردند به كمك اين بينوا آُمده و با پرداخت هزينۀ خواب و
غذا در مهمان سراي شهر به كمك او شتافت و او كسي نبود جز:بارمهارتخه ساماريتان ۔ به
همين مظمون من اين نام را براي بنياد خيره خود انتخاب كردم تا گوشزدي باشد به همه
آنانيكه از انسان وتئوري مذهب جز براي آرمانهاي پليد خود استفاده ديگري نميكنند۔
حال شما قضاوت كنيد چه كسي كافر است؟
كيوان: و اين بنياد خيره در چه مرحله ايي است و در اجراي ان چه كساني با شما همياري
داشتند؟
كوُر: ببينيد٬ مردم فقير و كم درآمد جايي را براي رفتن به تعطيلات ندارند ٬ وقتي كه
آنان همه تلاششان فقط براي بدست آوردن پول باري امرار معاش روزانه شان است ديگر
توان رفتن به تعطيلات را ندارند ٬ بنابر اين اين بنياد در صدد است كه با فراهم
آوردن كاروانهايي در يك و چند منطقه مختلف ٬ كمپيني تفريحي براي آنان مهيا سازد تا
آنان نيز بتوانند چنانچه خواستند به تعطيلات بروند۔
كيوان: اين مكان تفريحي بصورت رايگان خواهد بود ويا ؟
كوُر: متأسفانه نه٬ ببينيد ٬ از نظر خود كاروان مشكلي نيست و تا كنون من توانستم
بيشتر ده كاروان كه هر كدام بطور متوسط گنجايش يك خانواده چهار نفره را دارا است ٬
را تهيه كنم و اين ميتواند بيشتر هم شود چونكه آدمهاي زيادي با من تماس ميگيرند و
ميخواهند كمك كنند و كاروانهايشان را بطور رايگان در اختيار من ميگذارند ولي مشكل
تهيه مكاني است كه بتوان اين كاروانها را در آنجا اسكان داد و اين مستلزم هزينه است
و همانطور كه ميبينيد من هم جزو همان آدمهاي كم درآمد هستم و حقوق سوشيال دريافت
ميكنم بنابراين از عهده پرداخت اجاره زمين بر نخواهم آمد ٬ لذا همه كساني كه به
اينجا ميايند با پرادخت هزينه مختصر ميتوانند كه از امكانات تعطيلي استفاده كنند كه
در حال حاضر نميتوانم بگويم كه چقدر۔ اين احتمالأ در ماه فوريه پس از اجاره مكاني
مناسب معلوم خواهد شد ۔ و براي خاتمه اگر امكان دارد من ميخواهم كه به زبان فارسي
يك جمله ايي بگويم : ( ايرانيان نام من را كامبيز گذاشتند ) و او با لهجه مخصوص به
خود چنين پايان داد: كامبيز هستم ٬ خيلي خسته هستم ٬ من هم پول ندارم ولي سال نو
مبارك۔
شما در اين باره چه نطرى داريد؟
اخبار، مقالات،
نظرات و پيشنهادات خود را برای همبستگی ارسال کنيد