|
|
چه باید کرد ؟ سخنی چند با پناهندگان از زبان یک پناهنده شاهین احدپور
هفته گذشته درشهرکلوه آلمان پلیس اداره خارجیها پناهنده ای بنام احمدرضا مردانی را پس ازسالها زندگی درآلمان درسپیده دم صبح ازمیان بسترخواب ودرمقابل دیده گان مات ومبهوت همسرو دوفرزندش بیرون کشیده وجهت دیپورت به فرودگاه فرانکفورت منتقلش کردند که یقینا" اگرنشریه همبستگی هفتگی ویا سایت فدراسیون را مطالعه کرده باشید تمامی جزبیات ماوقع مشروحا" به تفصیل درج گردیده وهدف این نوشته شرح دوباره آن اتفاق نمیباشد .
من خود بعنوان یک پناهنده که چندین سال است مبارزه ای را جهت رسیدن به ابتدایی ترین حق یک انسان که همانا امکان یک زندگی معمولی را خواهان است از سرمیگذرانم وپس از این همه سال تازه آنهم بعداز اینکه بافدراسیون ونحوه فعالیتش آشنا گردیدم پی به حقایقی بردم که اگر درماههای نخستین پروسه پناهندگیم به آنها واقف میگردیدم مطمینا" وضعیت زندگانی خود و اطرافیانم چه از لحاظ شرایط سخت جسمانی وچه از لحاظ هزینه هایی که بخاطر عدم آشنایی با قاعده و قانون پناهندگی پرداخت نمودم از زمین تا آسمان فرق میکرد پس سعی میکنم در این نوشته تا آنجایی که جا داشته و وسع قلمم اجازه دهد تجربیات چندین ماهه ای را که در فدراسیون کسب کرده ام باشما درمیان بگذارم به امید آنکه دیگر شاهد حوادثی که برخانواده احمدرضا مردانی گذشت نباشیم .
نقش سیاست در سرنوشت پناهندگان
گاهی در زندگی روزمره , انسان مجبور به پرداخت تاوانی سنگین فقط بخاطر ندانستن ویا رعایت نکردن یک موضوع بسیار پیش پا افتاده میگردد اکثریت کسانی که در وضعیت سخت وپیچیده قانون پناهندگی مجبور به تحمل شرایط بسیارغیرانسانی که در اصطلاح قانون پناهندگی معروف به اقامت تحمیلی است دچار میشوند که عرصه سیاسی ومبارزه در راه آن را متوهمانه نگاه میکنند انگار گویی که عرصه سیاست جولانگاه فقط یک عده انسان بخصوص که جنسشان متفاوت ازآن چیزی که درخود سراغ دارند , هست.
پناهنده درنخستین گام دیواری عظیم مابین دنیای خودبا عرصه سیاست میکشد ویا بدلایلی بردورش میکشند وچون تحلیل درستی از مسایل سیاسی واینکه رابطه یک اجتماع انسانی با نوع سیستمی که حکومتی بنام جمهوری اسلامی را به جان و مال مردم مستولی کرده ندارند کمبودها وکاستی های زندگی ومشکلات ناشی از آن را با نگاهی که گویا هیچکدام ازاینها ربطی به عرصه سیاست نداشته مینگرند و تحت چنین شرایطی به اجباربرای آنکه بتوانند از عهده کیس و اینترویو بر بیایند متصل به تک اتفاقاتی که زمانی برای شخص خاصی در موقعیت خاصی اتفاق افتاده , میگردند ویا بکمک دوستان و اطرافیان غیر متخصص و ناآگاه به مسایلِِ پناهندگی داستانی غیرواقعی وتخیلی سرهم بندی نموده وبنام کیس سیاسی تحویل ادارات متبوعه میدهند که بعدها همین موضوعات سلسله مشکلاتی را جلوی پای پناهنده سبز میکند که منجر به حدوث حوادثی تلخ وناگوار میگردد . برای گریز ازاین مسایل ومقابله با مشکلاتی که فقط و فقط به عدم آگاهی ودرک درست ازشرایط عینی در دنیای اطراف ما و درمسیرپروسه پناهندگی مان خلق شده باید نخست به سراغ حلقه گم شده این مجموعه که از قضا کلید حل مشکلات نیز هست برویم .
درمرحله نخست بایدبپذیریم این موضوع ساده وپیش پا افتاده را که دراین دنیای سراسر وارونه و در انقیاد جهل و سرمایه , هیچ بخشی از زندگانی انسان نمیتواند بدون آلودگی وتماس با مسایل وموضوعات گوناگون سیاسی باشد , واقف گردیم .
مقابل دیدگان بشریت متمدن ودرقرن ارتباطات وانقلابات متوالی تکنولوژی و صنعت که دنیا هرروزه شاهد تحولات ژرف وعمیق اش میباشد ما رانده شده گان وجان به دربردگان سیستمی هستیم که در وحشیگری وخشونت وبی هویت ساختن انسان وانسانیت گوی سبقت را ازتمامی دستگاههای دیکتاتوری طول تاریخ ربوده وحتی برای خوردن وپوشیدن و حرف زدن و رفتارو کردار انسان تا اتاق خواب و مستراح وحمامش قوانین مصوب وغیرقابل اغماضی خلق کرده وحیطه دخالتش را تا بجایی بسط داده که سعی میکند حتی راه را برتفکرپنهانی انسان نیز با خلق آیه وحدیثی بسته وبرآن نگهبان خود گمارده , بگمارد . چقدر تلخ وگزنده هست زمانی که من نوعی به دنبال یافتن رابطه ای هرچند کوچک که اورا مرتبط با مسایل سیاسی بکند , میگردد تا بتواند آنرا بعنوان مدرکی به دادگاه پناهندگی ارایه نماید , قافل از آنکه خشت , خشت دنیای پیرامونیش را با ملاط سیاست عجین و آلوده کرده اند .
هرپناهنده ای به حکم انسانی و حقوقی محکوم به دانستن و گفتن موضوعاتی است که رابطه مستقیم وکتمان ناپذیرش را در عرصه سیاسی بیان نماید مگر میشود سالیان سال درجامعه اسلام زده ایران زندگی کرد با پوست وگوشت واستخوان شاهد آنهمه ستم وکشت وکشتار بود و روزی هم دریک گوشه این دنیا پرونده پناهندگی سیاسیت را مختومه نمایند وبه زور گزمه وداروغه مجبور به بازگشت به آن جهنم گریخته از آن ات کنند .
با این تهاجم وسیعی که به پناهنده وقوانین پناهندگی شروع گردیده اگر نخواهیم شبی ویا صبحگاهی مقابل دیدگان بهت زده خانواده هایمان جارویمان نمایند باید تک , تک پناهندگان یک بار برای همیشه واقع بینانه ترین وممکن ترین تصمیم زندگی شان را بگیرند .
درمقابل تهاجم سیستماتیک دولتها نمیتوان به صورت انفرادی مقاومت کرد تا چه رسد به موفقیت و تنها راه باقیمانده مبارزه متشکل وسازمان یافته است اگرموفقیتی هست فقط تنها در سایه تشکل وکارجمعی خوابیده و در این راستا تنها سازمانی که در طول بیش از یک دهه حیات خود ثابت نموده که بی هیچ شایبه ای تنها هدفش کمک به حل معضل پناهندگی بوده است و دراین راستا هم صاحب تجربه عظیم کارمتشکل بوده وهم دارای جایگاهی رفیع درجوامع پناهنده پذیرهست .
عضویت در فدراسیون پناهندگی این امکان را برای پناهنده مهیا میسازد که:
1: موانع ومشکلات سرراه اخذ اقامت را درکشوری که درآن اعلام پناهندگی داده بشناسد . 2: راه حل وشیوه مبارزه را برای برطرف کردن موانع موجود یاد بگیرد . تازه پس از طی این مراحل است که انسان مبارزه واقعی را نه برای کسب اقامت که آن را حقی مسلم و انکارناپذیر دیده , شروع میکند و آن مبارزه برای ساختن یک زندگی بهتر برای انسانهاست .
مرگ برجمهوری اسلامی زنده باد سوسیالیسم
شما در اين باره چه نطرى داريد؟
اخبار، مقالات، نظرات و پيشنهادات خود را برای همبستگی ارسال کنيد
|
|
Contact Address:Postbus 1312 - 5602 BH Eindhoven - Netherlands Tel: (+ 31) 613940534 Fax: (+31) 847542554 E-mail: ifir@ukonline.co.uk website: www.hambastegi.org |