|
|
به ياد پايه گذار فکرى و سياسى و تشکيلاتى فدراسيون (منصور حکمت) فرشاد حسينى اگر بخواهم در يک جمله فدراسيون را تعريف کنم به اين شکل تعريف ميکنم: فدراسيون پلى است بين دو دنيا. پلى است که انسانها را از سخت ترين و مشقت بارترين شرايط زندگى و فرار به شرايط بهتر و انسانى تر عبور ميدهد. فدراسيون اما تنها يک کانال و يک گذرگاه نيست. کوره و کارخانه اى است که انسانها را به مترقى ترين، آزاد ترين انسانى ترين آرمان ها و انديشه هاى بشر معاصر متصل ميکند. فدراسيون ، نه تنها زندگى ها را نجات مى دهد بلکه به زندگى انسانهاى موضوع کارش گوشت و پوست و جان نيز مى دهد. نه تنها حق پناهندگى را مانند سنديکا و اتحاديه از چنگال يوان و دولت ها گرفته و به پناهجويان مى دهد، بلکه در همان حال بذرها و نطفه هاى آزاديخواهى و حق طلبى و برابرى طلبى را در دل و جان انسانها مى کارد. انسانها، خسته، مايوس، وامانده و منزوى وارد فدراسيون شده و از درب خروجى رهبر و چهره محبوب و شناخته شده اجتماعى بيرون ميروند. فدراسيون کارگاه پالايش هر نوع تفکر و انديشه خرافى و ضدانسانى است. ماشين عظيمى است که نه تنها در سبک و شکل کار و فعاليت اش بلکه در متن و مضمون فعاليتهايش نيز اومانيسم و انسان گرايى را پرورش ميدهد. اين مهمترين و برجسته ترين ويژه گى فدراسيون است که اين سازمان را از ساير سازمانهاى رنگين کمانى پناهندگى و حقوق بشرى مجزا کرده و ستاره تابناک آسمان تاريک زندگى پناهجويان ساخته مبدل مى کند. اما پايه گذار فکرى، سياسى و تشکيلاتى اين تشکل، منصور حکمت بود. فدراسيون در واقع تجسم تشکيلاتى، خميرمايه کمونيسم کارگرى (به لحاظ اصول و مبانى فکرى)، کمونيسم اجتماعى ( به لحاظ جايگاه و پايگاه اجتماعى). کمونيسم پراتيسين، (بمثابه دخالت کرى عملى در تغيير واقعى زندگى واقعى مردم) و بالاخره اومانيسم کمونيستى ( بمثابه مسلح بودن به تيزترين و عميق ترين نگاه و عمل به انسان و حقوق انسانى) است. فدراسيون گلوله اى بود که منصور حمکمت به قلب جامعه شليک کرد و امروز به يکى از معتبرترين، اجتماعى ترين و محبوب ترين سازمانها، با انسانى ترين آرمانها و باورها در سطح بين المللى شناخته شده است. زيربنا و شالوده هاى تشکل فدراسيون توسط منصور حکمت در بطن مهمترين و اساسى ترين چالنج هاى کمونسيم کارگرى براى اجتماعى شدن و دخيل شدن در تغيير بهتر در زندگى مردم پى ريزى شد. تولد فدراسيون در سال ١٩٨٩ در واقع شکل گيرى بناى يک سبک کار کمونيستى اومانيستى دخالت گر و فعال و اجتماعى در صحنه تغيير زندگى مردم بود. نگاه منصور حکمت به پناهنده، به نيازهايش، و به تشکل و شکل فعاليتهايش، نگاهى عميق، سنت شکنانه، و مجزا با باورهاى تاکنونى در خصوص انسان و حقوق و نيازمنديهاى او بود. تغيير واقعى در زندگى امروز انسان ها فلسفه زندگى و فعاليت سياسى منصور حکمت بود. و طرح فدراسيون نيز خود حاوى اين عصاره فکرى و سياسى منصور حکمت بود. قطعا فدراسيون تنها يکى از تيرهايى بود که منصور حمکت شليک کرد. منصور حکمت و کمونيسم کارگرى اساسا بمراتب فراتر و عميق تر از فدراسيون است. منصور حکمت تجسم يک دنياى بهتر سمبل يک انقلابى و زيرو رو کننده دنياى وارونه کنونى و تبلور يک تغيير عظيم اجتماعى در قالب يک انقلاب اجتماعى براى دنياى بهتر و يک زندگى بهتر بود. منصور حکمت در قلب همه ما فعالين فدراسيون، همه ما انسان هايى که دل هايمان براى آزادى و برابرى و سوسياليسم مى طپد، همه پناهندگانى که با کار و فعاليت هاى فدراسيون نجات يافتند، در نبض پر حرارت هر جنبشى در دفاع از آرمانهاى والاى انسانى. زنده است. زنده باد ياد و راه منصور حکمت
اخبار، مقالات، نظرات و پيشنهادات خود را برای همبستگی ارسال کنيد
|
|
Contact Address:Postbus 1312 - 5602 BH Eindhoven - Netherlands Tel: (+ 31) 613940534 Fax: (+31) 847542554 E-mail: ifir@ukonline.co.uk website: www.hambastegi.org |