همبستگی - فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی    

International Federation of Iranian Refugees

 

ما فعال سياسى و پناهنده هستيم، نه آواره و اغتشاش گر

حميد نيک بين - بختيار ميرزايى

چند روز پيش در سايت پناهجو مطلبى به چاپ رسيده است که نويسندگان آن دو نفر از نمايندگان بنياد نوروز بنامهاى کريم فخره‌پور و على جوانمردى در ترکيه هستند. اول وقتى اسامى نويسندگان را ديديم برايمان مهم نبود، چون اينها حداقل براى پناهندگان شمال عراقى انقدر شخصيتهاى شناخته شده‌ايى هستند که فکر نميکنيم نظراتشان هم مورد اهميت واقع شود. ولى براى کسانيکه اين دو نفر را نمى‌شناسند و مطالب را خوانده‌اند لازم دانستيم توضيحات مختصر و کوتاهى را بدهيم.

 اينها کسانى هستند که در سال ٢٠٠١ در شمال عراق هنگام تحصن جلوى يو ان اربيل خودشان را نمايندگان متحصنين معرفى کردند و قصد داشتند با تهيج  و تحريک اذهان، فضاى دشمنى عليه فعالين فدراسيون را بوجود بياوردند.  اين در حالى بود که اعضاى فدراسيون با جان و دل براى کمک از هر طريقى به متحصنين از قبيل جمع اورى کمک مالى و حمايت و جمع آورى امضا از روشنفکران و نويسندگان مستقل و حتى ملاقات با احزاب موجود در عراق فعاليت ميکردند. در اروپا نيز فعالين فدراسيون با برپايى کمپين سراسرى به حمايت متحصنين برخواستند. شخص مريم نمازى در اتحاديه اروپا اين مسئله را مطرح نمود و اين اقدامات باعث شد که خبر آن فورا در تمام اروپا پخش شود. اگر فدراسيون دخالت نميکرد شايد خبر آن از اربيل هم خارج نميشد. اما همين جماعت و با هماهنگى رؤساى خود و با طرح نقشه و فراهم نمودن چماق و چاقو و بقصد کشتن فعالين فدراسيون، حمله کردند که اگر تعدادى از متحصنين نبودند و انان را در حفاظت نميگرفتند حتما به هدف خود يعنى کشتن فعالين فدراسيون ميرسيدند. حالا جالب اينجاست که از اين عمل کثيف، غير سياسى و ضدانسانى هم اکنون هم با افتخار ياد ميکنند.

بعد از پايان بدون نتيجه تحصن تمام متحصنين به حقانيت گفته هاى فعالين فدراسيون پى بردند و خيانت انان براى همگى مشخص شد. شايد در عراق و در ميان پناهندگانى که از شمال عراق آمده‌اند، تعداد فعالين فدراسيون کمتر باشد. اما اين بدان معنا نيست که شما حقانيت داريد. بلکه نشان ميدهد جماعتى عشيره‌ايى مثل خودتان در اربيل و سليمانيه حکم ميرانند که انها هم دمکراسى را دقيقا به سبک و سياق شما اجرا ميکننند و تحمل نظرات و مخالفت و منتقدين خود را ندارند. از نظر شما و آن جماعت، فدراسيون چون بر طبق خواسته انان سخن نميگفت غير قانونى بود. فعالين آن رسما مورد اذيت و تهديد جانى قرار گرفتند. پخش نشريات فدراسيون در شمال عراق ممنوع شد و اعضاى فدراسيون در جلو يو ان با نقشه قبلى کتک‌کارى ميشدند وقانون دمکراتيک حاکم در شمال عراق حق را به اوباشان چماق بدست داد. چون خودى بودند.

بدستور اطلاعات ايران و جلال طالبانى، کمونيست‌ها را در روز روشن و در خيابانها محاصره و قتل عام کردند و سپس پيام رسمى تبريک از طرف جمهورى اسلامى براى انجام اين اقدام دمکراتيک به اتحاديه ميهنى کردستان ارسال شد. اين مسائل فقط به دليل عدم قبول نظرات، مخالفت و انتقاد از شما بود. چون بينش سياسى نداشته و نداريد و محدود نگر هستيد و قادر به پاسخ قانع کننده به مسائل را نداريد. چون ريگ به کفش داريد . اين واقعا پررويى ميخواهد که بگوييد و افتخار کنيد که ما چون دمکرات هستيم و دمکراسى طلب پس نظرات مخالفين را قبول نداريم. باز با وجود تعداد محدودمان در عراق قبول کنيد که هميشه وزنه سنگينى در معادلات داشتيم. تا جايى که خود شما به چماق و چاقو متوسل شديد نه به راي و نظر مردم و پناهندگان.  توصيه ميکنيم که از اين کلمات عشيره‌ايى چهار نفر و نصفى و يا ما زياد هستيم و شما کم، دست بکشيد. چون فقط نشانگر کوته فکريتان در همه عرصه‌ها است. اين سياهى لشکر نيست که نقش رهبرى و هدايت کننده را دارد. بلکه توانايى سياسى، قدرت تحليل و برخورد منطقى به مسائل موجود ميباشد که  شما متاسفانه از آن بى‌بهره و عاجزيد و خيلى بازارى و کاسبکرانه با مسائل برخورد ميکنيد. ضمنا اگر قصد پيش کشيدن بحث اکثريت و اقليت را داريد با صراحت ميگوييم که ٩٠ ٪ شمال عراقيها با شما، عقايد، اهداف و فعاليتهايتان نيستند. شما را قبول ندارند. کسى دنبال شما و اهدافتان راه نمى افتد. چون شما امتحان خود را پس داده‌ايد و بهتر است خود را به مابقى نچسپانيد.

در گوشه ديگرى از اطلاعيه تان به اين نکته اشاره کرده‌ايد که ما جورج بوش و نمايندهاى سناى آمريکا را حتى در تلويزون هم نديده ايم تا چه رسد به ملاقات حضورى. اين جمله را وقتى خوانديم هيجان و اشک شوق کودکانه تان از اين ملاقات بهمن مالى زاده با يکى دو نفر از منشى‌ها و مسئولين امريکايى را کاملا حس کرديم. شما هميشه چشم به راست ترين سياستمداران دوخته ايد. اينگونه مماشات ها و لاس زدنهاي پنهان و آشكار سياسى با راست ترين جريانات سياسي در سنت سياسى شما امرى جا افتاده و از كاركتر پلتيك تان تفكيك ناپذير است. شما دو بار رهبران تان را با همين هيجانات و شوق هاى كودكانه زير تيغ جمهورى اسلامى فرستاديد. به ملاقات هاى مالى زاده با يكى دو كارمند و منشى و شايد سناتور جمهوريخواه مى باليد. بدون آنكه مجبور شويد به صدها كودك گير افتاده شمال عراقى توضيح دهيد اينگونه ملاقات ها چند مثقال به نفع پناهندگان شمال عراقى بوده. در سنت سياسى شما، راست ها هميشه نجات بخش اند. اما در دنياى واقعى پناهندگى حتي در گوشه ذهن خود شما، آنزمان كه پول هاى دريافتي از بهمن جان تان ته ميكشد، اين اميد زنده ميشود كه فقط چپ ها آنهم از نوع حزب كمونيست كارگرى و فدراسيون هستند كه ميتوانند شما را از خطر ديپورت نجات دهند. و مشكل انتقال پناهندگان را حل كنند. لطفا اين قدر سناتورهايتان را به رخ ما نكشيد. اين سناتورها تا كنون حتى در نجات يك تك پناهنده هم موثر واقع نبودند. اين را خود شما بهتر از مالى زاده و سناتورهايش ميدانيد.

  بهمن مالى زاده در اطلاعيه تاريخ ٢٦-٤-٢٠٠٥ ليستى از اسامى و ديدارهاى خود را نوشته است و اين بيانيه را قبل از ديدارش با وزرات کشور ترکيه که وعده داده بود را نوشته و هدفمندانه مسائلى را مطرح کرده که کاملا به ضرر پناهندهاى شمال عراقى است. در آن به شمال عراقيها فراخوان داده بود که اغتشاش و آشوب نکنند چون من دنبال کارهايتان هستم ( حالا کارهايمان از نظر او چيست بماند) بهمن مالى زاده و همکارانش در اين کمپين نه تنها دلشان به حال اين پناهندگان نسوخته بلکه به دنبال نان ونوايى از اين طريق هستند. از طرف ديگر ايشان با اين كمپين خود تلاش ميكند تا چنين وانمود سازد كه  پناهندگان شمال عراقى از فقر گريخته و آوارگان اقتصادى ميباشند. ايشان کمپين جمع اورى لباس کهنه و دادن مواد غذايى به هر نفر به ميزان ١٠ دلار را در دستور کار ميگذارند و از طرف ديگرتلاش ميكند تا پناهندگانى كه ميخواهند براى حقوق خود مبارزه كنند  اغتشاش گر و اشوب‌گر بنامد. ايشان ميخواهد تمام انگيزه هاي سياسي پناهندگان شمال عراقى را با  مقدارى غذا و لباس لاپوشانى كند. اين پيش از اينكه اقدامى براى كمك به پناهندگان باشد يك كمپين معين سياسى عليه پناهندگان شمال عراقى است.

 در مورد بهمن مالى زاده اگر لازم باشد به تفصيل خواهيم نوشت و قضيه وکيل گرفتن و پولهاى هنگفتى را هم که با نام شمال عراق گرفته و بالا کشيده را افشا خواهيم کرد.

 در پايان ما خطاب به پناهندگان شمال عراقى که همگى مان در برابر يک مشکل و بلاتکليفى مشترک قرار گرفته‌ايم اعلام ميکنيم که اين اشخاص با قصد و نيت پليد خود مى‌خواهند در ميان پناهندگان شمال عراقى تفرقه انداخته تا بهتر به اهداف خود برسند. ضمنا در دنيا، انسانهاى شريفى وجود دارند که حاضر هستند که با اين گروه در به ثمر رسيدن پروسه پناهندگى مان از نظر حقوقى کمک کنند و نبايد اجازه دهيم اشخاصى از اين احساسات پاک و همدردى سو استفاده کرده و براى پر کردن جيب خود انرا به حس ترحم تبديل کنند وما پناهندگان سياسى را آوارگان اقتصادى و کسانيکه از مدنيت خارج هستند، معرفي كرده و مبارزات بر حق ما را بعنوان آشوب و اغتشاش  لقب دهند. اين اعمال نه تنها هيچ کمکى در بهبود وضعيت ما ندارد بلکه کاملا به ضرر ماست چون افرادى که از شمال عراق وارد ترکيه شده‌اند انسانهايى هستند که ساليانى از عمر خود را اگاهانه و در احزاب سياسى علنى، عليه جمهورى اسلامى فعاليت داشته‌اند و لقب آواره و اغتشاش گر شايسته اين گروه نميباشد و لازم است با کسانيکه چنين اهدافى را دارند برخورد کنيم و اجازه ندهيم که از اين جو سو استفاده کنند.

Contact Address:Postbus 1312 - 5602 BH Eindhoven - Netherlands

Tel: (+ 31) 613940534

Fax: (+1) 7345386165

E-mail: ifir@ukonline.co.uk

website: www.hambastegi.org