همبستگی - فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی    

International Federation of Iranian Refugees

 

با من به اندونزى بياييد

 گزارشى از وضعيت پناهندگى در اندونزى

خليل دلير

دبیر محترم فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

سرکار خانم مینا احدی

با سلام ، اینجانب خلیل دلیر پیرو تماس تلفنی در روز ١٨ اپریل ٢٠٠٥ از اندونزی با جنابعالی متن ذیل را تهیه و ارسال مینمایم ، امیدوارم مورد توجه و عنایت حضرتعالی قرار گیرد .....

اندونزی کشوری است با ٢٦٢ میلیون نفر جمعیت و با وسحتی به اندازه ٤/٣ خاک کشوری مثل ایران ، این کشور با این جمعیت انبوه ، وضعیت اقتصادی و فرهنگی خاص خویش را دارد که شاید در هیچ جای دیگر دنیا نمونه آن وجود نداشته باشد . بیش از سیصد زبان و صدها مذهب و فرقه مختلف در آن وجود دارد و از زندگی مدرن شهری در جایی مثل جاکارتا تا زندگی عصر حجر در جنگلهایش را میتوان مشاهده کرد ، اینجا دو طبقه فقیر و غنی با شکافی عظیم زندگی میکنند ، بیش از ٨٠ درصد مردم این کشور در فقر مطلق زندگی میکنند در حالی که تنها ٥ درصد آنها زندگی مرفه و راحتی دارند.

اندونزی به دلیل اینکه تقریبا تمام مرز هایش با کشورهای دیگر آبی است و کنترل آن بسیار مشکل است از امضا کنوانسیون ژنوسرباز زده است و دلیل دیگرش جمعیت عظیم و گرسنه خودش است قرار گرفتن این کشور در خط استوا شرایط آب و هوایی بسیار خاصی را برای آن بوجود آورده دمای ٤٠ تا ٤٥ درجه و رطوبت ٨٠ درصد که تنها در صورت داشتن تمام امکانات رفاهی میتوان در اینجا به آسانی زندگی کرد ، چیزی که در اختیار تعداد معدودی از این مردم است . در امد متوسط این مردم از ماهی ٢٠ دلار تجاوز نمیکند در حالی که برای هر نفر ماهانه ٣٠٠ دلار برای یک زندگی بسیار معمولی باید هزینه کرد . اندونزی از نظر فساد مالی و رشوه خواری در جهان در رتبه اول قرار دارد (به نقل از بی بی سی ) و منابع معدنی و ثروتها این کشور توسط اشخاص و شرکتهای بزرگ در ازا مبلغ نا چیزی به خارجیان واگذار میشود ، همه در اینجا در حال چپاول هستند و مردم در فقر و گرسنگی و بیماری دست و پا میزنند .

در این میان وضعیت کسانیکه با قبول هزاران خطر به امید دریافت کمک از یو ان و شروع یک زندگی جدید به نام پناهجو ، خودشان را به این کشور میرسانند به راستی چیزی یک تراژدی نیست ، باند های قاچاق انسان با توجه به دانستن اوضاع این کشور ، که هر کار خلافی در آن در ازا مبلغ ناچیزی قابل انجام است به راحتی این انسانهای درمانده را چپاول میکنند و در ازا گاه تمام دارایی شان آنها را به اینجا آورده و رهایشان میکنند ، بدون نگرانی از پیگرد قانونی توسط پلیس این کشور یا سازمانهای ذیربط، آنها اکثرا این افراد نگون بخت را با وعده رساندن به استرالیا و نیوزلند به این باتلاق میکشانند . وضعیت پناهجویان در این کشور بسیار اسفبار است به خصوص پناهجویان ایرانی ، کرد وعراقی، به بقیه پناهجویان از طریق آی او ام کمک های مالی و پزشکی میشود هر چند مقدار آن ناچیز است ولی به هر حال در این تاریکی کور سویی امیدی داشت (اتباع تایلند ، ژاپن ،چین ، مالزی ، سودان ...) در حالیکه حتی همین ناچیز را ازبسیاری از پناهجویان ایرانی و عراقی دریغ میکنند در اینجا یو ان هم همدست دولت اندونزی و سازمان ای او ام شده و این پناهجویان را تحت فشار قرار میدهد که مثلا داوطلبانه به کشورشان برگردند بدون اینکه حتی پرونده هایشان باز شده باشد و مرتبا میگویند پرونده های شما (یخ بسته ) است بهتر است برگردید بدون اینکه حتی بخواهند بررسی کنند که ما چرا به اینجا پناه آورده ایم ، شاید این خیلی برای شما عجیب باشد که کسانی اینجا هستند که پرونده های یخ زده شان باز نشده٤ سال ، ٥ سال .... در حالیکه پناهجویان سومالی در کمتر از يك سال به کشور سوم فرستاده میشوند . مسیولین یو ان در اینجا در صورت نیاز با کمک با ای او ام تماس میگیرند و بعد از تماس به شما گفته میشود (شما میتوانید در کمپ زندگی کنید ) منظور از کمپ زندان هایی در نقاط بسیار دور افتاده این کشور است که توسط پلیس به شدت مورد کنترل قرار میگیرد و هر گونه تماس با دنیای خارج از آن عملا غیر ممکن است در آنجا وضعیت خوراک و بهداشت و سایر امکانات زندگی چیزی نزدیک به صفر است ، سال گذشته تعداد زیادی از پناهجویان افغانی که جانشان به لب رسیده بود اقدام به لب دوزی و اعتصاب غذا کردند که نه تنها باعث رسیدگی به وضعیتشان نشد بلکه به وخامت اوضاعشان دامن زد تدابیر امنیتی بسیار شدید تری در موردشان اعمال شد سال پیش یک پناهجوی کرد به نام مهدی برای توضیح وضعیت خود به شعبه یو ان جاکارتا مراجعه کرد و بر اثر فشار زیاد روحی اقدام به خود کشی با شیشه کرد که باز هم نه تنها کتک مفصلی از نگهبان یو ان خورد بلکه در تمام مدت بستری بودنش در بیمارستان هم اجازه ملاقات با هیچ خبرنگاری را نداشت و بعدا هم به او کمکی نکردند . همینطور چندی پیش خبری بین پناهجویان ایرانی در مورد دو پناهجوی ایرانی پیچید که بر اثر شرایط بسیار بد کمپها قصد داشتند به جاکارتا بیایند تا در مورد وضعیت خودشان با شعبه یو ان در جاکارتا صحبت کنند در بین راه توسط پلیس دستگیر میشوند و تهدید به تحویل دادن به قرنطینه و دیپورت میشوند که با توجه به شرایط بسیار بد روحی شان با خوردن سم اقدام به خود کشی کردند که خبر فوت یکی از آنها را پناهندگان شنیدیم ولی با کمال تاسف اسم آناه هیچ جا انعکاس پیدا نکرد و ما هم هر چه سعی کردیم نتوانستیم بفهمیم نامشان چه بوده است جز اینکه نام یکی از آنها احتمالا علی بوده است .

در واقع در اینجا سازمان ای او ام با همدستی یو ان برای خفه کردن هر صدایی زندانهای مخوفی را به نام کمپ تدارک دیده اند تا پس از چند سال انتظار شما خسته و بیمار جسمی و روحی مجبور به بازگشت داوطلبانه به کشورتان شوید.در اینجا دیدار و حتی تماس تلفنی با مسیولان یو ان از دیدار با یک رییس جمهور سخت تر است شما سه بار در هفته و هر بار دو ساعت اجازه تماس تلفنی دارید (١٠ تا ١٢ صبح ) که معمولاپس از چند کلمه آنهم نه با فرد مسیول بلکه با مترجم یک طرفه به مکالمه خاتمه میدهند چون جلسه دارند ، یا وقت ندارند ، جلسه در مورد پرونده های یخ زده چندین ساله!!!

پناهجویان ایرانی یا عراقی که در جاکارتا به سر میبرند با شرایط بسیار سختی دست به گریبان هستند به خاطر اینکه اجازه کار ندارند و هیچ کمکی هم دریافت نمیکنند ، برای داشتن سر پناه و خوراک روزانه شان چنان درگیر مسایل حاشیه ای میشوند که گاهی به اعتراف خودشان فراموش میکنند  که چرا اینجا هستند !!!و البته این درگیری ها و این به دنبال لقمه ای نان بودن همیشه پر از خطر و دردسر است و گاه آناه را گرفتار افراد و اشخاص سود جو میکند که از هیچ سو استفاده ای دریغ ندارند ، به خاطر تفاوت چهره و رنگ و پوست با افراد بومی اینجا در هر جا که بخواهند مشغول به کار شوند سریعا شناخته میشوند و از آنها مدارک خواسته میشود که البته آنها اجازه کار ندارند بسیار تاسف بار است که بدانید آنها از همدیگر هم میترسند . به همین دلیل ما جز گروه کوچک خودمان اطلاع دقیقی از دیگر پناهجویان کرد و ایرانی و عراقی نداریم همین قدر میدانیم که در گروه های کوچک و بزرگ در نقاط مختلف این کشور پراکنده اند و آنها که در کمپ و دیگر مراکز ای او ام مستقرند هیچ گونه تماسی با دنیای خارج ندارند این مهم شاید تنها از طریق دلسوزانی چون شما امکان پذیر باشد تا ما هم در جریان وضعیت دیگر پناهجویان مستقر در اندونزی به غیر از جاکارتا باشیم چون به هر حال اینجا اندونزی است ، کشور فقر ها تضاد ها و اجحافهای فاحش در اینجا نه تنها پناهجویان به خاطر عدم سازگاری با شرایط آب و هوایی هر روز تحلیل میروند و همیشه بیمار هستند که روح آنها هم همیشه در معرض خطر است وبسیاری از آنها دچار ناراحتی های روحی و روانی شدید میشوند و دست به خود کشی و اعمال مشابه آن میزنند که البته پلیس هم با توقیف دوربین عکاسان و اعمالی از این دست از انعکاس هر گونه گزارشی در مورد آنها جلوگیری میکند فکر میکنم اگر رفتارهای پلیس اندونزی میتوانست به اندازه رفتارهای پلیس ترکیه با پناهجویان انعکاس داشته باشد آناه زیاد هم از پلیس ترکیه دلخور نمیشدند چون اینجا نمونه بسیار بد تری وجود دارد اینجا اخبار مثل یک چیز ممنوعه رد و بدل میشود مثلا ما نمیدانیم در حادثه سونامی شهر آچه ، آیا پناهجویی هم کشته شده یا نه!!!شایعات زیادی بین پناهجویان رد و بدل میشود که متاسفانه هیچ منبع موثقی برای کنترل درستی یا نادرستی آنها وجود ندارد و دولت این کشور هم کاملا در این خصوص سکوت کرده است . در اندونزی تعداد زیادی پناهجو وجود دارد که هیچکس از وجودشان حتی خبر هم ندارد . ما تحدادی کرد فعلی هستیم که پدر بزرگ هایمان ایرانی الا صل بوده اند و سالها پیش به عراق مهاجرت کرده اند در زمان حکومت صدام ما و پدارنمان را در سالهای ٧٩ و ٨٠ از عراق اخراج کردند و گفتند شما ایرانی هستید و حالا در اینجا یو ان ما را عراقی میشناسد چون متولد عراق هستیم در حالیکه ما کرد و از نژاد آریای هستیم در واقع هنوز خودمان هم نمیدانیم که وضعیت تابعیت ما چگونه است چون در تمام طول زندگی مان تابعیت هیچ کشوری را نداشتیم و دو کشور ایران و عراق از پذیرفتن ما سر باز زده اند با تهوجه به سقوط صدام و تشکیل دولت جدید در عراق هم هنوز به درستی روشن نیست که در نهایت چه تصمیمی برای کرد های فعلی گرفته میشود این در حالی است که یو ان جاکارتا خودش پیشاپیش قوانین را به تصویب رسانده و ما را تبعه عراق میداند و حالا کشور عراق از نظر یو ان امن است و ما باید بر گردیم !

در صورتی که ما قبل از جنگ و تحولات شکل گرفته در عراق به این کشور آمده ایم و مسایلی به غیر از او‌ضاع عراق در پرونده هایمان منعکس است که مهمترین آن تغییر دین است ولی همانطور که در سطور گذشته نیز چند بار اشاره کردیم یو ان شعبه جاکارتا نه تنها کوچکترین توجهی به وضعیت زندگی ما نمیکند بلکه هیچ اقدام مثبتی نیز در جهت رسیدگی به پرونده هایمان انجام نمیدهد .

لازم به ذکر است که با توجه به شرایط کمپ و نکات گفته شده قبول کمک از جانب ای او ام به معنی دفن شدن در گور های دسته جمعی است و ما همین تماس ها را هم با دنیای بیرون از دست میدهیم ما نمیتوانیم و نمیخواهیم به کمپ برویم بلکه مثل بقیه پناهجو ها همین جا به ما کمک کنند و ضمننا هر چه زود تر پرونده هایمان را بازگشایی و به موضوعات آن رسیدگی کنند ما در ایران ٢٥ سال در شرایط یک زندگی اضطراری بسر بردیم بدون اینکه از هیچ گونه حقوق شهروندی بهره مند باشیم و حالا دو سال است در جهنمی به نام اندونزی گرفتار شده ایم آیا همه عمرمان باید همچنان آواره و بلاتکلیف باقی بمانیم !!! امیدوارم شما بتوانید در اعاده حق من و دیگر پناهجویان ساکن در این کشور به یاریمان بیایید . و صدای ما را به گوش مردم و مسیولان ذیربط برسانید . نمیدانم تا به حال کسی از پناهجویان اندونزی با خبر بوده یا نه !!! و از وضعیت اسفبار آنها تا بحال گزارشی داشته اید یا خیر بهرحال امیدوارم مطالب من بتواند اطلاعات مفیدی در اختیارتان قرار دهد و شما بتوانید برای یاری رساندن به همه پناهجویان از آن استفاده کنید . در پایان ضمن تشکر از توجه شما و ضمن پوزش از اشکالات ممکن در متن نامه برایتان آرزوی موفقیت و شادکامی میکنم . پایدار باشید 

 

Contact Address:Postbus 1312 - 5602 BH Eindhoven - Netherlands

Tel: (+ 31) 613940534

Fax: (+1) 7345386165

E-mail: ifir@ukonline.co.uk

website: www.hambastegi.org