همبستگی - فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی    

International Federation of Iranian Refugees

 

ما زياديم، نبايد خاموش باشيم!

پاى صحبت زهرا کاملى

 امروز ديگر اسم و تصوير زهرا کاملى براى خيلي ها آشنا است. مرور سرگذشت زهرا نشان دهنده توحش سيستم و نظامى است که در دنيا حاکم است. زهرا در ايران متولد شده و زندگى را تحت حاکميت يک حکومت انسان ستيز و ضد زن آغاز کرده است. او بعد از ازدواج با يک مرد، براى جدا شدن از وى حقى نداشته و در آلمان نيز وقتى از همسرش جدا ميشود، دولت آلمان و قوانين ضد پناهندگى اينجا حقى براى زهرا قائل نشده است. زهرا را در حاليکه در آلمان دوست پسر داشت، و هنوز جدايى وى از همسرش رسميت قانونى نداشت. ميخواستند به ايران بفرستند. اين يعنى امضا سند مرگ و سنگسار زهرا کاملى. کمپينى گسترده ، کمپينى با حضور چندين سازمان مدافع حقوق انسانى آلمانى و ايرانى به نجات وى کمر همت بست. فعالين فدراسيون در آلمان روزها و هفته هاى زيادى بهمراه زهرا اين کمپين را به پيش بردند. نام زهرا به خانه ميليونها نفر رفت و محکوميت رفتار ضد انسانى دولت آلمان و چشم فروبستن اين دولت بر حقايق از سوى هزاران نفر اعلام شد. زهرا در آلمان ماند و با نام او مبارزه در راه حقوق انسانى پناهجويان، مبارزه در دفاع از حق مسلم پناهندگى زنان فرارى از جهنم جمهورى اسلامى تثبيت شد. با خود او حرف ميزنيم و ارزيابى او از اين کمپين را جويا ميشويم:

همبستگى هفتگى: ممنون از اينکه اين فرصت را در اختيار ما گذاشتيد. اول از اينکه الان آزاد هستيد و بهمراه پدرام ميتوانيد در خيابان قدم بزنيد و راحت باشيد، احساستان را بازگو کنيد.

زهرا کاملى : من خيلى خوشحالم که آزادم و خيلى حوشحالم که توانستيم کارى کنيم حکم ديپورت من لغو شود. در عين حال يک احساس غم عميق نيز دارم. يعنى احساس دوگانه دارم. به اين فکر ميکنم که چطور ممکن است در اين دنيا با مردم چنين بى رحمانه رفتار شود. چطور ممکن است زنى مثل من و در موقعيت مرا در نهايت خونسردى دستگير کرده و به زندان و پاى سنگسار بفرستند. من براى کمک خواستن نزد مقامات دولتى رفتم. رفتم که به آنها بگويم چرا در آلمان هستم، و چگون حقم بعنوان يک زن و يک انسان پايمال شده، تصور ميکردم درکم ميکنند. آنها دستهاى مرا بسته و روانه زندان کردند و فورا ترتيب اخراج مرا داده و ميخواستند روانه ايران کنند.

همبستگى هفتگى : ما با شما وقتى حرف زديم که از پلکان هواپيما پايين آمده و در هيجان کامل بسر ميبرديد. احساستان در آن مقطع چه بود؟

زهرا : من روزهاى سختى را پشت سر گذاراندم. روزهاى زندان و نا اميدى و ياس و استيصال. مرا مخفيانه به فرانکفورت بردند و سوار هواپيما کردند. در آنجا البته کار خلبان هواپيما به من نشان داد که انسانيت زنده است. اگر او نبود سرنوشت من معلوم نبود چه ميشد. من وقتى وارد فرودگاه شده و شنيدم که تعداد زيادى در دفاع از حق ماندن من در آلمان و در حقيقت در دفاع از حق حيات من تظاهرات کرده و حتى دستگير شده اند، قلبم از شوق تندتر ميزد. بهر حال من مديون اين فعاليتها هستم و همينجا از همه کسانى که براى نجات ما تلاش کردند، از همه سازمانهايى که در طول اين مدت زحمت کشيدند، صميمانه تشکر ميکنم.

همبستگى : پيام شما به خوانندگان نشريه ما چيست؟

زهرا: پيام من اينه که من هم مثل شما از ايران فرار کردم. براى اينکه مخالف قوانين و حکومت بودم. براى اينکه مثل يک زن هيچ حقى نداشتم و رفتار جامعه با من غير انسانى و ظالمانه بود. ٩٠ درصد زنان در ايران از همين مشکلاتى که من داشتم، در رنج هستند. پيام من به همه اين زنها اينست که تحمل نکنيد. من مدتها تحمل کردم و هميشه فکر ميکردم با تحمل همه چيز به خوبى حل ميشود. ولى نه تنها چيزى حل نشد که بدتر هم شد. من ميگفتم بخاطر زندگى کردن، سختيها را تحمل ميکنم. ولى ديدم سختيها بيشتر و بيشتر ميشود. بعد تصميم گرفتم براى زندگى کردن، از حق خودم دفاع کنم. بخاطر زندگى کردن، به ظلم و جور اعتراض کنم. بنظر من حق هر انسانى امروز اينست که آزاد و شاد باشد. حق هر انسانى است که در آسايش زندگى کند. هر طور دلش ميخواهد لباس بپوشد و با هر کس که دوست دارد زندگى کند. آيا اينها خواسته هاى بلندپروازانه اى است؟ من هشت سال سکوت و تحمل کردم. اما موفق نشدم. الان که اعتراض ميکنم، مى بينم کسانى هستند صدايم را بشنوم، مى بينم زندگى خودم بهتر شده است. بهر طريق ممکن شما هم اعتراض کنيد. ما زياديم. و بايد زندگى بهترى بکنيم.

همبستگى هفتگى: آرزويت براى سال نو چيه ؟

زهرا كاملي: ديدن دخترم . من آرزو دارم که دخترم سرنوشتى مشابه من نداشته باشد. آرزو دارم که او را نزد خودم بياورم که در مغزش اين افکار را نکنند که چون دختر و زن است حقش کمتر از مرد است. ميخواهم دخترم در آزادى و رفاه و امنيت بسر ببره. اميدورام موفق شوم دخترم را ببينم.

همبستگى هفتگى: آخرين سوالمان اين است که مطبوعات آلمانى سرگذشت شما را وسيعا پخش کردند، مدتها در راديو و تلويزيونهاى آلمان حرف شما بود. احساستان چيست؟

زهرا كاملى: من از همه مطبوعات تشکر ميکنم که کمک کردند، صداى اعتراض ما منعکس بشه. چون اين فقط سرنوشت من تنها نبود، سرنوشت هزاران نفر پناهنده بود که منعکس ميشد. اما يک انتقاد هم دارم. اينها حرفهاى مرا تماما پخش نميکردند. هر جايى که مورد نظر خودشان بود، قيچى کرده و بريده بريده حرفها را پخش کردند. من از اين رفتار آنها بسيار عصبانى هستم. آنها سعى کردند داستان را به نفع يک مذهب جهت دهند و يا انتقاد من به قوانين در ايران و آلمان را مطرح نکردند. اينها همگى مورد انتقاد است.

 

Contact Address:Postbus 1312 - 5602 BH Eindhoven - Netherlands

Tel: (+ 31) 613940534

Fax: (+1) 7345386165

E-mail: ifir@ukonline.co.uk

website: www.hambastegi.org