همبستگی - فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی    

International Federation of Iranian Refugees

 

اشتباه نكنيد اينجا آلمان است نه جمهورى اسلامى!!

 پدرام رضازاده

سلام رفقا

 من الان ٥ روز است که به ملاقات زهرا کاملى ميروم. زهرا از روز دستگيرى ٢٠٠٥ژانويه٣١ تا امروز در اعتصاب غذا بسر ميبرد. وضعيت جسمانى و روحى او اصلا خوب نيست. مرتبا در زندان به او تلقين ميکنند که هيچ راهى نيست و او بايد به ايران برگردد .

درست ٥ روز پيش وقتى که زهرا براى تمديد برگه اقامت ١ ماهه اش رفته بود. کارمند اداره خارجى ها به اسم هلر در شهر گسلار به او ميگويد که بعد از ظهر ساعت ٢ به آنجا مراجعه کند. يعنى در ساعت تعطيلى ادارى و آنهم به دليل شلوغى اداره در صبح تا برگه اقامت جديد دريافت کند. تمديد ١ ماهه برگه اقامت با يک مهر انجام ميشود.

 زهرا از او درخواست ميکند تا شناسنامه ايرانى خود را که در دست آنهاست لااقل به او تحويل دهند تا بتواند براى خانواده اش در ايران بفرستد، تا شايد بتوانند براى طلاق او اقدام کنند. کارمند مربوطه به او ميگويد وقتى که بعد از ظهر براى گرفتن برگه اش آمد در آن مورد هم صحبت ميکنند. زهرا وقتى در ساعت مقرر به آنجا باز ميگردد با دو مامور پليس روبرو ميشود که لباس شخصى به تن داشتند. اشتباه نکنيد اينجا اسمش آلمان است من از ايران نمى گويم. زهرا را در جا دستگير ميکنند. در مورد اين حقه کثيف اگر چيزى نگويم بهتر است. از اين مسخره تر دو روز پس از دستگيرى او دادگاه براونشواک به حکم قاضى هيرشمن تقاضاى دوم پناهندگى او را رد ميکند. يعنى دولت آلمان اول او را دستگير کرده و به زندان مخصوص ديپورت ميفرستد و بعدا تازه سر فرصت تقاضاى او رد شده  حكم اخراج او را صادر ميکنند. چندش آور است .

زهرا کاملى در سن ١٥ سالگى به اجبار خانواده اش با مردى مستبد و زور گو ازدواج ميکند. خودتان ميتوانيد حدس بزنيد که عشق و علاقه و انتخاب زهرا در اين ميان چه اندازه نقش داشته است !!! او ٤ سال پيش با شوهرش به ايران مى آيد. به اصرار شوهرش و کمبود اطلاعات در هنگام ورود پاسپورت ايرانى اش را تحويل مقامات آلمانى ميدهد. بدليل عدم تفاهم و اختلافات کلى، )(من اين طور نوشتم ولى شما بخوانيد مرد سالارى) از او جدا ميشود. البته نه بصورت محضرى. ميدانيد که حق طلاق در قوانين کثيف اسلامى با مرد است. با کمک سازمانهاى انساندوست مخفى ميشود. شوهر زهرا سال پيش به طور داوطلبانه به ايران باز ميگردد. در آخرين تماس تلفنى به زهرا ميگويد، که از چنگ او نمى تواند فرار کند، و بخواهد يا نخواهد به زودى گرفتار او ميشود.

زهرا هر روز بد تر از روز قبل، با چهره زرد به دليل اعتصاب غذا و لبهاى خشک و لرزان اين جمله آخر شوهرش را براى من تکرار ميکند. خواهر شوهر او داراى يک پست حساس در دادگسترى ايران است و با استفاده از نفوذ خود به طور مستمر خانواده او را مورد آزار و اذيت قرار داده و ميدهد. خودتان تصور کنيد اگر زهرا را به ايران برگردانند قوانين ضد زن و ضد انسانى اسلام از يک طرف و وجود اين پارتى با نفوذ در دادگسترى جمهورى اسلامى چه بر روز زهرا خواهد آورد.

 زهرا اکنون ٢٤ سال دارد. قرار است او را در روز ١٠ فوريه به ايران بر گردانند يعنى در همين چند روز آينده. وکيل او گفته پرداختن به وضعيت او در سايت هاى اينترنتى ميتواند به حال او مفيد باشد و من فکر ميکنم جدا از حرف وکيلش وظيفه ما بيش از اينهاست.

رفقا نبايد بگذاريم دولت آلمان کابوس زهرا و تهديد شوهرش را عملى سازد.

پدرام رضا زاده از اعضاى فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى و سازمان جوانان کمونيست

واحد هانوفر

 

Contact Address:Postbus 1312 - 5602 BH Eindhoven - Netherlands

Tel: (+ 31) 613940534

Fax: (+1) 7345386165

E-mail: ifir@ukonline.co.uk

website: www.hambastegi.org