|
|
دومين كريسمس خونين دههاهزار كشته و ميليونها آواره، بلاى طبيعى يا انسانى؟ فرشاد حسينى
يكسال پيش در آستانه سال نو ميلادى و جشن كريسمس، در ساعات نيمه شب كابوس هولناك لرزش مرگ آساى زمين بر فراز خانه هاى قديمى و ضعيف البنيه بم به حركت آمد و دهها هزا انسان را به كام خود فرو كشيد. بم با خاك و خون در هم آميخت، و حادثه اى كه ميتوانست تلفات اندك و ناچيزى داشته باشد به يك سيلاب مرگ آسمانى و زمينى بدل شد كه دهها هزار انسان بيگناه را در ميان بازوان زمخت و بيرحم خود براى هميشه خاموش كرد. جمهورى اسلامى عامل و مسبب زمينى و اجتماعى اين بلاى آسمانى و طبيعى بود. سال گذشته زلزله بم كريسمس مردم دنيا را اينگونه خون آلود كرد. امسال نيز در بامداد روز يكشنبه ٢٦ سپتامبر زلزله اى در مقياس ٩ ريشتر اقيانوس آرام را خروشاند. خيزش و هجوم امواج عظيم آب به مناطق ساحلي ١١ كشور حاشيه اين اقيانوس، تا كنون نزديك به صدهزار كشته، يك ميليون آواره و بى خانمان و پنج ميليون نيازمند كمكهاى اظطراى براى ادامه زندگى بجا گذاشته است. اين زلزله در بستر اقيانوس آرام يكى از فاجعه بارترين تراژدى انسانى در دنيا و در نيم قرن گذشته بوده است.
وجوه مشترك در زلزله بم و اقيانوس هند
چشم گير ترين مشخصه دو زلزله ابعاد وسيع و خيره كننده تلفات انسانى آن و مكان جغرافيايى و سياسي و اجتماعى آن است. بم بيش از چهل هزار قربانى بجا گذاشت و اقينوس هند ميرود كه رقم صد هزار را نيز پشت سر بگذارد. هر دو در كانونهاى عقب افتاده ترين نظامهاى اقتصادى سياسى اجتماعى با كمترين استانداردهاى زندگى رخ دادند. هر دو زلزله در جوامعى با نظامهاى اقتصادى سياسى سرمايه دارى آنهم در ضعيف ترين حلقه آن بوقوع پيوست.
مناطق آسيب ديده در زلزله اخير اقيانوس هند عمدتا در مناطق فقير آسيايى قرار گرفته اند. اندونزى، سريلانكا، جنوب هند، و تايلند از جمله كشورهايى بودند كه بيشترين تلفات را بجا گذاشتند. مردم اين كشورها نه تنها همواره جزو قربانيان فقر اقتصادى نظام حاكم در كشورهاي خود بوده ، بلكه در بطن بحرانهاى سياسى و نظامى اين مناطق زندگى ميكردند. استان آچه انودنزى كه بيشترين و شديدترين تلفات اين زلزله را متحمل شده است، خود جزو بحرانى ترين مناطق اندونزى بوده است. ناآراميهاى سياسى و درگيريهاى نظامي بين نيروهاى دولتى اندونزيايى و جدايى طلبان عملا بيش از يك سال و نيم اين منظقه را به يك منطقه جنگ زده تبديل كرده و كل ارتباط اين استان را با دنياى خارج قطع نموه بود. مقامات اندونزيايى اعتراف داشتند كه ارتباط بسيارى از مناطق اين استان كه سالها دستخوش ناآرامى هاى سياسى بوده عملا از مدتها قبل قطع شده بود. نه امكان كمك براى پيشگيرى از اين حادثه در اين منطقه وجود داشت و نه امكان كمك رساني به بازماندگان و قربانيان نميه جان آن. در اين استان حتى امكان برآورد ميزان قربانيان و تلفات انسانى نيز وجود ندارد. استان آچه بزرگترين قطعه پازل اين تصوير هولناك امروز دنياست.
زلزله حادثه اى طبيعى يا تراژدى انسانى
زلزله خود في نفسه يك حادثه طبيعى است. اما زلزله دو وجه دارد. وجه طبيعى و وجه انسانى و اجتماعى. زلزله در بعد طبيعى آن غيرقابل پيشگيرى است. اما در بعد انسانى و اجتماعى آن، انسان و سيستم اجتماعى انسان در ميزان تلفات چنين حادثه هايى نقش محورى و اساسى دارند. دانش و تكنولوژى بشر، امروزه به اين حد از رشد رسيده است تا بتواند با ابزارهاى تكنيكى، زمان وقوع چنين حادثه ايى را برآوردد كرده و بسرعت به تخليه مناطق مسكونى بپردازند. سيستمهاى زلزله نگار و دستگاههاى زلزله سنج خيلى زودتر ميتواند وقوع زلزله را ثبت كند. همانگونه كه در رابطه با زلزله اقينوس هند ثبت شده بود. مقامات محلي در اين كشورها ميتوانستند بسرعت واكنش نشان داده و ساكنين ساحل نشين را از خانه و كاشيانه هاى خود دور كنند. شبكه هاى زلزله نگار، سيستمهاى هشدار دهنده، موج شكن هاى قوى، و بالاخره استانداردهاى ضد زلزله درساخت ساختمانها و صنعت شهرسازى از يكسو و شبكه جهانى امدارسانى فورى و پيشرفته از سو ديگر ميتوانستند ابعاد قربانيان و تلفات انسانى اين فاجعه را به ميزان بسيار بالايى پايين آورده و كاهش دهند. دهها هزار انسان ميتوانست با بكارگيرى چنين تكنولوژيهايى از مرگ رهايى يابند. بالا رفتن ميزان تلفات و قربانيان چنين حوادثى مستقيما به نظامهاى سياسى اقتصادى حاكم در آن جوامع ارتباط پيدا ميكند.
زلزله يك تراژدى جهانى
در دنيايى كه نظام سرمايه دارى حاكم است. در دنيايى كه همه چيز تابع سود و منافع سرمايه است. در دنيايى كه محور زندگى اقتصاد، كالا و پول است. انسان و زندگى انسانى، جايگاه پست و حقير و ناچيزى دارد. افزايش تلفات يك زلزله تنها نظامهاى حاكم محلى را زير سوال نميبرد. كل سيستم جهانى را در قبال چنين حوادثى كه ميليونها انسان را تهديد ميكند نيز زير علامت سوال قرار ميگيرند. سيستمى كه براى جنگ و بمباران و كشتار دسته جمعى انسانها ميليونها دلار هزينه ميكند. در قبال چنين فجايعى به كندى واكنش نشان داده و ميزان كمكها و امدادهايش براى حمايت از بازماندگان به شدت ناچيز و محدود است. در حالى كه سالهاست كه زلزله در ابعاد عظيمى شيهي ميكشد و زندگى درو ميكند هيچ بودجه ثابت و معينى در سطح بين المللى براى جلوگيرى از چنين فجايعى ايجاد نميشود. سازمان ملل هيچ نهاد و فونكسيونى در اين رابطه ايجاد نكرده و ناكارايى خود در دفاع از حقوق انسانهايى كه با چنين خطراتى مواجهند را به عينه نشان داده است. اين زلزله از سوى ديگر عقيم ماندن سازمانهاى بين المللى چون صليب سرخ و غيره را در مواجهه با فاجيع اين چنيني نيز به نمايش گذاشت. زلزله بمثابه يك اتفاق طبيعى درحيات جامعه بشرى مسئوليت و تعهد بين المللى دارد. سرباززدن از اين تعهد و مسئوليت سرباز زدن از توجه به زندگى و حقوق انسانى را اثبات ميكند. كشوهاى پيشرفته در حاليكه در جوامع خود تلاش ميكنند تا از تكنولوژى براى كاهش خسارات و تلفات در كشورهاى خود استفاده كنند، براي كشورهايى كه در خط زلزله قرار گرفته اند كوچكترين تدبير و استانداردى را بكار نمي بندند. براى آنها كشورهاى موسم به جهان سوم تنها جوامع توليد كننده نيروى كار ارزان براى افزايش بارورى سود سرمايه محسوب ميشوند. اين منطق نظام سرمايه دارى حاكم در جهان است.
دو زلزله طي دو سال گذشته را، بايد به ادعانامه هايي عليه نظام سرمايه دارى جهانى بدل كرد. جنبش هاى مدافع حقوق انسانى جنبش هاي مدافع دفاع از ارزش و حرمت انسان بايد پيگيتر از گذشته به فكر كاهش تلفات انسانى باشند. اين جنبش ها بايد اهرمهاى فشارى بر روي دولتها شده تا ابعادو ميزان تلفات چنين فجايعى را بشدت پايين بياورند. زلزله نيز ميتواند مانند بيماريهاي مرگ آسايي چون وبا و طاعون به يك امر طبيعى با تلفات و خطرات جانى كمتر تبديل شود. اين وظيفه نيز بر دوش جنبش بشريت متمدن و مترقى دنياست.
|
|
Contact Address:Postbus 1312 - 5602 BH Eindhoven - Netherlands Tel: (+ 31) 613940534 Fax: (+1) 7345386165 E-mail: ifir@ukonline.co.uk website: www.hambastegi.org |