همبستگی - فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی    

International Federation of Iranian Refugees

 

 پاى صحبت عبدالله اسدى

 

تحصن پناهجويان در شهر گوتنبرگ سوئد توجه هاى زيادى را بخود جلب کرد از سازمانده اين تحصن و دبير فدراسيون در شهر گوتنبرگ در مورد اين تحصن مى پرسيم.

سوال- چرا پناهجويان در شهر يوتبورى تحصن کردند، هدفشان چه بود؟

 جواب: پناهجويان ايرانى بامشکلات متعددى در سوئد روبرو هستند. همگى جواب رد ميگيرند و به زندگى مخفى پناه مى برند و از طريق کار سياه و دستمزد بسيار پايينى زندگى خود را تأمين ميکنند. همه از آينده خود نگران هستند. هيچ نشانى از بهبود در زندگى پناهندگى آنها ديده نميشود. نيمى از هزينه مسکن آنهايى که منتظر جواب هستند را قطع کرده اند و در حال تصويب قانونى هستند که به موجب آن، هزينه مسکن پناهجويانى که به ميل خود محل زندگيشان را انتخاب ميکنند را به کلى قطع نمايند.

به پناهجويان مخفى پول، مسکن و امکانات رفاهى تعلق نميگيرد و هرآن که به دام پليس بيفتند، در عرض ٢٤ ساعت ديپورت ميشوند. امروز در سوئد هيچ پناهجويى به طور نرمال و بر طبق روال گذشته، حق پناهندگى اش از سوى دولت به رسميت شناخته نميشود. تمامى پناهجويان در مرحله اول از طرف اداره مهاجرت جواب رد ميگيرند. ٩٩ درصد از پاسخ نهايى کميته امور خارجيان به آنان نيز منفى ميباشد.بسيارى از رستورانها و مغازه دارهاى عزيز "هم وطن" نيز از اين موقعيت استفاده ميکنند و با دستمزدى بسيار پايين، شيره جانشان را ميکشند و در خيلى موارد پولشان را ميخورند و آنها نيز از ترس شرايط مخفى و غير قانونى بودنشان اعتراضى نميکنند.علاوه بر اينها، همه خانه بدوش شده اند. نداشتن مسکن به يکى از بزرگترين مشکلات آنان تبديل شده است. هنگامى که پاى درد دل پناهجويان مينشينيد و آنان از مشکلات متعددشان ميگويند، دل هر انسانى به درد ميآيد. همه با استرس بالا زندگى ميکنند. افسردگى شديد، شادابى و خنده را از همه گرفته است.مشکلات پناهجويان بسيار زياد است، يکى دو تا نيست و در حوصله اين مصاحبه نيز نميگنجد و تمام آنها را هم نميشود توضيح داد. تحصن ما در سوئد در اعتراض به وضعيتى بود که در بالا توضيح دادم. در دل اين همه مشکلات، ما طى يک بيانيه مطبوعاتى خواسته هاى معينى را به شرح زير از دولت سوئد مطالبه کرديم.

١- توقف فورى اخراج پناهجويان به ايران.

٢- بررسى مجدد پرونده پناهجويان مخفى و برسميت شناختن حق پناهندگى آنها.

٣- برسميت شناختن ايران به عنوان کشورى ناامن و ناقض حقوق انسان.

.سوال- عکس العمل مردم و مطبوعات به اين تحصن چگونه بود؟

 جواب: عکس العمل مردم بى نظير و کم سابقه بود. در ساعتهاى اوليه، کارکنان و مسئولين حزب چپ سوئد در آن محل از پيوستن مردم به اين تحصن متعجب شده بودند. زن و بچه، پير و جوان، پناهجو و غير پناهجو، دسته دسته از پله ها بالا مى آمدند. ساعت ٦ عصر جاى نشستن براى کسى نمانده بود. راهرو و آشپزخانه نيز مملو از جمعيت بود. با شروع تحصن در دفتر حزب چپ سوئد، اطلاعيه مطبوعاتى دفتر فدراسيون، هم به زبان سوئدى و هم به زبان فارسى در مقياسى بسيار وسيع و همزمان به چيزى در حدود ٨٠ نهاد و سازمان، مطبوعات، احزاب دولتى و غير دولتى در سطح داخلى و بين المللى فرستاده شد. ساعتى بعد، تلفن دفتر حزب چپ از سوى رسانه هاى مختلف مشغول و عليرغم ميل ما، کار کارکنان حزب چپ مختل شده بود. انعکاس مطبوعاتى اين تحصن آنچنان زياد بود که تا ساعت ٤ بعد از ظهر خبر تحصن در همه جا پيچيده بود. همبستگى و همدلى عجيبى در ميان پناهجويان ايجاد گرديده بود و همه براى همکارى اعلام آمادگى ميکردند.پناهجويان دسته دسته در محل تحصن پشت خط تلفن براى مصاحبه با راديوهاى محلى و سراسرى در سوئد از طريق تلفن دفتر حزب چپ صف کشيده بودند. راديوهاى محلى پناهجويان را در مقابل اين سؤال که چرا به تحصن نشسته ايد غافلگير کرده بودند. بسيارى از آنها هيچگاه در بحث و گفتگو با راديو و در مقابل ميکروفون قرار نگرفته بودند. زنان پناهجو نقش برجسته اى را در امور اداره تحصن و انعکاس آن ايفا کردند.تحصن چنان بعد اجتماعى به خود گرفته بود که اداره و انعکاس آن به امر همه تبديل شده بود. رستورانى نهار را تأمين ميکرد و انجمنى نيز شام را، و خانواده اى نهار و شام روز بعد را بعهده گرفته بود و براى بچه ها شيرينى و تنقلات تهيه کرده بودند و به صندوق اداره تحصن کمک مالى ميکردند. ١٥ راديوى محلى و سراسرى در سوئد بارها از اين تحصن صحبت کردند و با پناهجويان و مسئولين فدراسيون به عنوان سازمان دهندگان آن براى چندمين بار مصاحبه کرده و گزارش آن را منعکس نمودند. راديو سوئد پ ٤، راديو پژواک، روزنامه يتوبورى پستن و روزنامه مترو هرکدام به عناوين مختلف گزارش اين تحصن را پخش و منتشر کردند.بسيارى از راديوها و خبرگزاريهاى سراسرى و بين المللى مثل راديو فردا، خبرگزارى فرانسه، تلوزيون NITV، راديو انترناسيونال، تلوزيون کانال جديد، راديو اسرائيل و چندين سايت اينترنتى نيز گزارشات مفصلى را از اين تحصن پخش و يا منتشر کردند.

سوال: بنظر شما اين حرکت چه درسهايى داشت و از اين پس پناهجويان در سوئد چه بايد بکنند؟

 جواب: درسهايى که اين تحصن داشت ايجاد همدلى و هم سرنوشتى بود. پناهجويان ايرانى با برگزارى و ايجاد اين تحصن روحيه گرفته و متوجه شدند که اين نوع اقدامات، آنها را از تنهايى و انزوا در ميآورد و در ميانشان روحيه جمعى و مبارزه جويانه را تقويت مى نمايد. پناهجويان با ايجاد اين تحصن متوجه شدند که اگر خود در مبارزه براى کسب حق پناهندگيشان جز نفرات اول باشند و در مقابل اين همه مشکلات زانو نزنند، بسيارى از سازمانها، نهادها و انسانهاى آزاديخواه و بشردوست در همين جامعه و در حمايت از خواسته هاى آنها به مبارزه بر مى خيزند. متوجه شدند که اگر اين نوع مبارزه گسترش پيدا کند، مطبوعات و رسانه هاى گروهى نيز مجبور خواهند شد صداى اعتراض آنها را به گوش جامعه و دولت برسانند و جنبش عظيمى را نيز در حمايت از خواسته هاى برحقشان بسيج نمايند.پناهجويان ايرانى با برگزارى اين تحصن، متوجه شدند که سرنوشت پناهجويان مخفى و غير مخفى دو خواست تفکيک ناپذير است و اگر دست به دست هم ندهند، دير يا زود زندگى مخفى نيز به آنها تحميل خواهد شد. پناهجويان ايرانى در سوئد متوجه يک نکته مهمتر نيز شدند و آن اينکه همبستگى، فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى ظرف سازماندهى و مبارزه آنهاست و متشکل شدن در فدراسيون، مانند نان شب برايشان واجب است. متوجه شدند که فدراسيون، مبارزه آنها را سازماندهى و هدايت خواهد کرد. در طول تحصن، ٢٥ نفر به عضويت فدراسيون در آمدند که خود نشانه درک اين ضرورت از سوى پناهجويان ايرانى است. هرکس با هر عقيده و گرايشى و با هر تعلق تشکيلاتى، براى دفاع از خواسته هاى خود ميتواند در فدراسيون متشکل شود و کارت عضويت آن را دريافت نمايد.با ما تماس بگيريد تا اين مبارزه را برعليه جمهورى جنايتکار اسلامى و سياست سختگيرانه پناهنده پذيرى دولت سوئد به سطح بسيار بالاترى برسانيم.

سوال: شما يکى از فعالين سرشناس فدراسيون و عضو هيئت دبيران فدراسيون هستيد، ممکن است کمى بيشتر خودتان را معرفى کنيد. در کجا متولد شده و تا کنون چه کارهايى کرده ايد. کمى از نزديک و خصوصى خودتان را به خوانندگان نشريه ما معرفى کنيد؟

 جواب: من در معرفى خود دو مشکل دارم. اول اينکه حجم مصاحبه زياد شده است و خواننده را خسته ميکند و دوم اينکه انسان هنگامى که خود را معرفى ميکند بايد از خود تعريف کند و اين براى من بسيار مشکل است. اما در اداى احترام به سؤال شما خيلى مختصر اشاره اى خواهم کرد. من در روستايى به نام تيژ تيژ در منطقه اى بين سنندج و مريوان در سال ١٣٣٩ در يک خانواده روستايى به دنيا آمدم. از سال ٤٩ به بعد در شهر سنندج زندگى و تحصيل نموده ام. در سال ٥٦ با مسايل سياسى آشنا شدم. در مبارزه با رژيم شاه، جوان پرشورى بودم و شب و روز در صحنه هاى مختلف مبارزه حضور داشتم. در سال ٥٨ مبارزه خود را به تشکيلات کومه له گره زدم. هنگام فرمان خمينى در سال ٥٨، از سوى پاسداران گسيل داده شده به کردستان دستگير شدم. دستگيرى من درست همزمان بود با اعدامهايى که به فرمان خلخالى در کردستان صورت ميگرفت. ٣ روز قبل از دستگيرى من، ٩ نفر را در فرودگاه سنندج اعدام کرده بودند. بوسيله پليسى که در زمان شاه دوستى نزديکى باهم داشتيم و در حاليکه پاسداران، تمام اجزاى بدنم را له کرده بودند فرارى داده شدم. او شنيده بود که قرار است اعدام شوم، چون در آن قرارگاه خدمت ميکرد و بالاخره به کمک وى نجات يافتم. بهار سال ٥٩ فعاليت علنى خود را با کومله شروع کردم و بعد از فرمان بنى صدر براى سرکوب مردم کردستان و جنگ ٢٤ روزه سنندج همراه هزاران نفر از مردم سنندج شهر را ترک کرده و تا سال ٩١ در تشکيلات کومله در ظرفيتها و مسئوليتهاى مختلف فعاليت نمودم. در همان سال به ترکيه رفتم و با تشکيل حزب کمونيست کارگرى به اين حزب پيوستم. در سال ٩١ و ٩٢ به همراه تنى چند از رفقاى آن دوره شروع به سر و سامان دادن به تشکيلات فدراسيون در ترکيه کردم و بعد از مدتى به عنوان دبير فدراسيون ترکيه انتخاب شدم. در همان دوره در ١٦ شهر ترکيه، شوراى پناهندگان ايرانى را تشکيل داديم. هنگام آمدنم به سوئد کمابيش در جوار فدراسيون فعاليت ميکردم. در سال ٢٠٠٠ به عنوان دبير فدراسيون در گوتنبرگ و در کنفرانس نهم فدراسيون سوئد به عنوان عضو دبيرخانه و اکنون نيز در دبيرخانه فدراسيون سراسرى فعاليت ميکنم.

سوال: پيام و يا فراخوان شما به پناهجويان چيست؟

جواب:  فراخوان من به همه پناهجويان اين است که به پراکندگى و تشدد در صفوف خود پايان دهند و در مقابل سياست پناهنده پذيرى دولت سوئد و ديگر دول اروپايى، دست به مبارزه متشکل و جمعى بزنند. مشکلى بزرگتر و طرحى به مراتب ارتجاعيتر نيز از سوى اتحاديه اروپا در دست تصويب است و قرار است که با تصويب اين طرح، پناهجويان را در کشورهاى آفريقايى اسکان دهند. آلمان و ايتاليا بر اجراى اين طرح پافشارى ميکنند. در اجلاس ١٨ اکتبر ٢٠٠٤ اتحاديه اروپا، تصويب طرح مذکور ظاهرا با مخالفت اسپانيا و فرانسه روبرو گرديد و به جلسه ديگرى موکول شد. اين فشارها سراسرى و بين المللى است. تنها با يک مبارزه سراسرى و بين المللى ميتوانيم در مقابل آن ايستادگى نماييم.

همبستگى، فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى ظرف سازماندهى و رهبرى مبارزه شماست. به آن بپيونديد.