از نشريه جوانان کمونیست 290
 

جدالی جهانی و غرور انگیز!
زهرا و فرزندانش چگونه نجات یافتند


گفتگو با فرشاد حسینی
 
زهرا كمالفر و دو فرزندش آنا ١٧ ساله و داود ١٢ ساله پس از ٢٣ ماه آوارگي و ١٠ ماه زندگى در سالن ترانزيت فرودگاه مسكو با كمپين بين المللى فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى و با حمايت بين المللى از  اين كمپين عاقبت موفق شدند روز پنج شنبه ١٥ مارس واردا كانادا شوند. در خصوص نحوه سازماندهى اين كمپين قدرتمند بين المللى و جوانب مختلف و قابل توجه آن با فرشاد حسينى دبير فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى و يكي از سازمان دهندگان اصلى اين كمپين مصاحبه اى انجام داديم كه توجه شما را به آن جلب ميكنيم.
 
جوانان كمونيست: فدراسيون چگونه از ماجراي خانواده كمالفر در فرودگاه مسكو اطلاع يافت و پس از اطلاع چه فعاليتهايي براي نجات اين خانواده انجام داديد؟
 
فرشاد حسيني: دبيرخانه مركزى فدراسيون ماجرا را از طريق خانم تهمينه صادقي دبير فدراسيون در شهر ونكور كانادا از ماجرا اطلاع پيدا كرد. قضيه به اين ترتيب بود كه برادر خانم كمالفر در ماه ژوئيه ٢٠٠٦ با تهمينه صادقى تماس ميگيرد و ماجراي خواهرش و فرزندانش را در فرودگاه مسكو به اطلاع ايشان ميرساند و از ايشان درخواست كمك براى نجات آنها ميكند. لازم به ذكر است كه  تهمينه صادقى يك چهره شناخته شده در افكار عمومى فارسي زبان و كانادايي در دفاع از پناهندگان است كه تاكنون موفق شده تعداد زيادى از پناهندگان را از خطر بازپس فرستادن به جهنم جمهورى اسلامي نجات دهد. و همين فعاليتهاى تهمينه با فدراسيون و در دفاع از پناهندگان وي را بعنوان ناجى و شاه كليد نجات پناهندگان در اين شهر و كشور زبانزد عام و خاص كرده است. بهر حال تهمينه با نادر يك قرار ملاقات گذاشته و مفصل در اين خصوص صحبت ميكنند. برادر خانم كمالفر توضيح ميدهد كه تا كنون براي نجات خواهرش از دو وكيل استفاده كرده است كه متاسفانه هيچكدام از اين وكلا راه حل اساسى در مقابل آنها نگذاشته و یکی از وکلا تنها به اين اكتفا ميكند كه بايد ٥ نفر اسپانسور داشته باشند تا بتوان كارى براي ايشان انجام داد. تهمينه بعد از اطلاع از ماجرا به برادر خانم كمالفر توصيه ميكند كه كيس را به افكار عمومي و به ميديا بكشاند. و با رسانه هاي گروهى فارسي زبان و كانادايي مسئله را مطرح كرده و آنجا از عموم درخواست اسپانسور براي خواهرش كند. برادر خانم كمالفر تلاش زيادي ميكند ميدياي كانادا كه كلا موضوع را جدي نگرفته و كلا هيچ توجهى به موضوع نميكنند. ميدياي فارسي لوس انجلس هم با وجود اينكه چندين بار روى خط آزاد رسانه هاي مختلف رفته و ماجرا را توضيح داده كسى به درخواست برادر زهرا توجهي نميكند. نادر برادر زهرا مجددا به سراغ تهمينه ميايد. تهمينه با تلفن با خانم زهرا كمالفر صحبت ميكند و خانم كمالفر مفصلا ماجرا را براي تهمينه شرح ميدهد. بلافاصله تهيمنه نامه اى براي كميسارياي پناهندگان سازمان ملل در روسيه نوشته و رونوشت آن را براي تنها وكيل رسمى خانم كمالفر ارسال ميكند. پس از آن تهمينه توصيه ميكند كه دبيرخانه فدراسيون را در جريان گذاشته و پرونده را از طريق دبيرخانه فدراسيون پيش برده شود.
 به اين طريق من از ماه آگوست ٢٠٠٦ در جريان پرونده قرار ميگيرم. با نادر و زهرا تلفني صحبت ميكنم و پس از اطلاع از وضعيت دردناك اين خانواده بلافاصله دست به كار ميشويم.  اولين اقدام ما ارسال نامه به وزارت كشور روسيه و كميسارياي پناهندگان سازمان ملل بود. در اين نامه مفصل ضمن تشريح وضعيت زهرا و با اشاره به وضعيت ايران خواهان برسميت شناختن حق پناهندگى اين خانواده از جانب دولت روسيه ميشويم. در همين نامه قيد ميكنيم چنانچه دولت روسيه اقدام لازم و جدي را در جهت حل مسئله اقامت اين خانوده انجام ندهد يك كمپين بين المللى سازمان داده و همزمان كيس را به دادگاه اروپا كشانده و عليه تصميم دولت روسيه به دادگاه اروپا شكايت خواهيم كرد. اين نامه نگاريها و پروسه هاي اداري و حقوقي تا اوائل ماه اكتبر ادامه ميابد. بدنبال عدم پاسخگويي هيچكدام از اين نهادها به نامه ها ما از ماه اكتبر تدارك يك كمپين بين المللى را ميبينيم. در اين راستا ابتدا با وكيل ايشان آقاي لارسن تماس گرفته و تماما اطلاعات پرونده ايشان را دريافت كرده سپس با خود زهرا مفصلا تلفني صحبت ميكنم كه حاصل آن گزارشى است از اين گفتگوى تلفنى كه با تيتر "آواره و سرگردان در فرودگاه مسكو" در نشريه و سايت همبستگى و ساير سايت ها درج ميشود. همين گزارش بلافاصله به انگليسى ترجمه شده و ترجمه انگليسى آن نيز براى تمام سايتهاي بين المللى و كل شبكه فعالين حقوق انساني و پناهندگى فدراسيون در سراسر جهان ارسال ميشود. همزمان پتيشن درست ميشود (كه در كل بيش از ٤٠٠٠ نفر آن را امضا ميكنند) و عملا از ماه نوامبر اين كمپين اوج گرفته و شدت ميابد.
در ابتداي ماه نوامبر من يك مصاحبه مفصل ديگر در خصوص پرونده و دلايل فرار خانم كمالفر ميكنم كه اين مصاحبه را ترجمه انگليسي كرده و بعنوان سند مبنا براي تصميم گيرى در خصوص پرونده وى براى كميسارياي پناهندگان سازمان ملل در روسيه و ژنو ارسال ميكنيم. يك هفته بعد نامه مفصل حقوقي ديگري در ٥ صفحه در دفاع از كيس زهرا تنظيم و براى كميسارياي پناهندگان سازمان ملل در ژنو ارسال كرده و خواهان بررسي اين پرونده در خود ژنو ميشويم. به دنبال آن يك اورجنت اكشن (فراخوان عمل اضطرارى) تنظيم كرده و وسيعا اين اورجنت اكشن را پخش ميكنيم.
در همين حال به دنبال پيدا كردن يك شبكه فعال و جدى دفاع از حقوق انسانى در روسيه هستيم. با بيش از ٣٠ سازمان در روسيه تماس ميگيرم اعم از تلفنى يا با ايم ميل و فاكس. بسيارى از اين سازمانها به كمپين ما پاسخ داده و شروع به كار كرده يا  توصيه هاي مفيدي ميكردن و سازمانهاي ديگرى را به ما معرفي ميكردن. بلافاصله موفق شديم اين شبكه فعال را در روسيه بابيش از ٢٠ سازمان درست كنيم. اسامي تمام اين سازمانها در كرونولوژى كمپين که در حال نگارش آن هستم ذكر ميشود. با كمك اين شبكه سراغ ميدياى روسيه رفتيم و هدفمان را شبكه سراسرى تلويزيون روسيه قرار داديم. با چندين تلفن و اي ميل موفق شديم اين تلويزيون را قانع كنيم كه به فرودگاه رفته و از وضعيت خانم كمالفر فيلم و گزارش تهيه كننند. براي اولين بار زندگى خانم كمالفر در سالن ترانزيت مسكو روى آنتن هاي تلويزيوني ميليونها نفر در روسيه ميرود.
 اين كمپين با افشای يك توافق امنيتي دولت جمهورى اسلامي و روسيه براي بازگرداندن مخفي و بي سرو صداي خانم كمالفر به ايران در اواسط نوامبر شدت ميگيرد. جدا از كمپين سياسي و حقوقي گسترده اي كه پيش ميرود مدام با زهرا در تماس بوديم و رهنمودهاي لازم را براي موارد اظطراي به ايشان ميداديم. در نتيجه اين كمپين قدرتمند و مقاومت خانم كمالفر و دخترش در هنگام ديپورت طرح تبانى كثيف جمهورى اسلامى و روسيه به شكست ميانجامد و ايشان از ديشورت رهايي ميابند.
شدت كمپين در هنگام ديپورت كه به همراه ساعتها تلفن و مذاكره حاد با مقامات مختلف كميسارياي پناهندگان و كميسيون حقوق بشر پارلمان اروپا  باعث ميشود كه كميسارياي پناهندگان سازمان ملل درخواست پناهندگى خانم كمالفر را مورد پذيرش داده و همچنين دادگاه اروپايي حقوق بشر حكم توقف ديپورت خانم كمالفر را صادر كند. در همين حال يك شركت وكلاي خبره آمريكايي قبول ميكند افتخارى وكالت اين خانم را بعهده گرفته و بخشى از كارهاى حقوقى را اين شركت انجام دهد. در همين حال دامنه خبر وضعيت زهرا از روسيه فراتر ميرود و شبكه سي ان ان را نيز درگير ميكند. داستان ماجراي سي ان ان هم مفصل است كه در مقالات ديگري بطور كامل توضيح خواهم داد. بهر حال پخش زندگى زهرا از شبكه جهانى سي ان ان عملا به شكل گيرى يك جبهه وسيع و بين المللى همبستگى با اين خانوده كمك ميكند. پس از سي ان ان شبكه هاي خبري ديگر از جمله شبكه تلويزيون سراسرى كانادا به ماجرا كشيده ميشود.
 بهرحال  با توقف ديپورت زهرا و پذيرش او بعنوان پناهنده كمپين در سراشيبى ميفتد. وكلاى خانم كمالفر براى ايشان درخواست اقامت به كانادا ميكنند. در نهايت كانادا كيس زهرا را قبول كرده و در روز شنبه ايشان و فرزندانش از مسكو به ونكور كانادا پرواز ميكنند.
 
جوانان كمونيست: واقعا ماجرای بسیار جالبی است. حتما باید جزئیات آنرا بنویسید. اما در تاريخ ١٩ فوريه ٢٠٠٧ فدراسيون فاز دوم اين كمپين را آغاز ميكند. فاز دوم كمپين را براى چه شروع كرديد؟ چه اقداماتي در فاز دوم انجام داديد و نتيجه اقدامات تان چي بود؟
 
فرشاد حسيني: پروسه انتقال خانم كمالفر به  كانادا عليرغم وعده هاي اوليه به كندى پيش ميرفت. كانادا هنوز رسما اعلام نكرده بود كه كيس ايشان را ميپذيرد. ازطرف ديگر فدراسيون به خبرهايي دست يافت كه كانادا تصميم دارد اين كيس را نپذيرد. از طرف ديگر شروع فصل سرما دمار از روزگار بچه ها درآورده بود. بچه ها، بيمار روى دست مادرشان افتاده بودند و كمترين مراقبت و مداواي پزشكى برايشان مهيا نبود. براى همين ما فاز دوم كمپين را اعلام كرديم. فاز دوم كمپين بيشتر كانادا را هدف قرار داده بود. و انتقال فوري اين خانواده به كانادا موضوع كارش بود. براي همين تمام فشارها را روي نهادهاي تصميم گيري در كانادا گذاشتيم. وزارت مهاجرت، وزارت امور خارجه وزارت كشور و كميسيون حقوق بشر پارلمان كانادا زير بمباران نامه ها و تلفن هاي ما قرار گرفتند. اقدامات ديگرى در كانادا و در سطح بين المللى در دست داشتيم كه اگر كانادا اقدام به انتقال وي نميكرد يا اقدام به رد كردن وي ميكرد سريعا دست به كارش ميشديم. از جمله برگزاري كنفرانس مطبوعاتي در كانادا، پيكت در مقابل پارلمان و كشاندن پرونده به پارلمان كانادا و در نهايت سازمان دادن يك اعتراض بين المللى در مقابل دفاتر سازمان ملل در كشورهاي مختلف دنيا اينها همه برنامه هاى ديگر ما بودند كه خوشبختانه با پذيرش و انتقال فوري اين خانواده به كانادا دیگر در دستور قرار نگرفت.
 
جوانان كمونيست: ظاهرا گرايشات راست نيزدر اين كمپين تلاشهايي كردند نقش آنها در اين كمپين چه بود؟ احزاب سياسي اپوزيسيون چه اقدامى در اين خصوص داشتند؟
 
فرشاد حسينى: متاسفانه مثل هميشه احزاب سياسى اپوزيسيون از راست تا چپ تنها نظاره گران خاموش و بى آزار اين جدال و كشمكش حاد و تند ما بودند. هيچ حزب و سازمان سياسى از اپوزيسيون خود را درگير در اين كمپين نكرد. و نه تنها درگير نكرد بلكه حتي يك موضع گيري دوخطى سياسي هم نداشتند. براي اين نيروها و سازمانها همواره مسئله پناهندگى و دفاع از پناهنده يك امر حاشيه اى و دكوري است. در سطح نيروهاي راست بيشتر باندهايى از اين جناح سعي كردند به اين كمپين آويزان شوند. آنهم بيشتر به منظور بهره برداريهاي سياسي و ناسيوناليستي و بعضا با انگيزه هاي سو استفاده هاى مالى و بيزنسي. با اين رگه خيلى آشنا هستيم. تجربه شان را داشتيم. باندهاي مافيايي كه با ظاهر ميش و اينكه ميخواهيم حمايت كنيم ميان جلو فوري كاسه كمك مالى شون را ميگذارن جلو مردم بعد از جمع آوري كمك مالى ديگه همه چيز غيب ميشه. اين بلا را اينها ميخواستن سر اين كمپين هم بيارند. ابتدا تماس گرفتند كه ميخواهيم كمك كنيم وكلاي خبره و حرفه ايي را در روسيه پيدا كرديم كه روى پرونده كار كنند. اما بعد مشخص شد براي اين كار دندان گرد ٤٥٠ هزار يوريي براي خود درست كرده بودند. و ميخواستند با يك شو تلويزونى لوس آنجلسي اين پول را از مردم جمع كنند و به جيب بزنند. همانجا ما جلو اينها ايستاديم. گفتيم اين يك كار تعطيل ناپذير فدراسيون بدون هيچ چشمداشت اقتصادي و مالى است. به يك ارو هم نياز نداريم و شخصا تمام كارهاي حقوقي اين خانم را بدون دريافت يك ارو انجام ميدهم. اين طرح كه اينجا به شكست خورد اينها مانند مارهاي زخمى به اشكال ديگرى سعي ميكردن تلافي كنند. مهمترين و جدي ترين مانع اشون ما بوديم براي همين تلاش ميكردن كه بهر شكل ممكن ما را از اين كپمين حذف كنند. براي همين شروع كردن به شخصيت سازي و مدام شخصيتهاي رنگي پرتاب كردن. شبكه هاي تلويزيوني لوس آنجلس هر بار سعي ميكردند يك نفر را بياورند و قهرمان و ناجى اين خانواده معرفي كنند. از سوي ديگر باندهاي ديگرشان شروع كرده بودند به شايعه پراكني كه اين خانم تمام ماجراش دروغ بوده و اين خانم در ايران خلافكار بوده و به خاطر خلافش بازداشت شده و از اين قبيل ترهات. هنگامى كه كمپين داشت ابعاد جهاني بخودش ميگرفت و سي ان ان داشت پوشش خبرى به اين كمپين ميداد تلاش اين باندها شدت يافته بود. بشدت كوشش ميكردند تا جلو گسترش اين كمپين را بگيرند. بخش خير جناح راست، فعاليتهاى مفيدى داشت كه نميتوان انكار كرد. اما تلاش همين بخش هم تماما معطوف به جذب سناتورها بود تا به مردم. اتكاي شان در اين كمپين بيشتر به مقامات بالاي حكومتي در آمريكا و اسرائيل بود تا سازمان هاي مدافع حقوق انساني و پناهندگى در اين كشورها. حتي ما را زير ضرب گرفته بودند كه چرا به دولت روسيه پيله كردين. ما كه با دولت روسيه سر جنگ نداريم.  در هر حال همين جناح  خيرراست هم  تاب مقاومت و مبارزه درازمدت براي چنين امرى نداشت و بيشتر بهره بردارى سياسى و خبري از موضوع براش مهم بود. براي همين خيلى زود خسته شد و گذاشت رفت كنار. براى همين فاز دوم كمپين را كه شروع كرديم ديگر رمقى از اين جناح نمانده بود كه بياد و حتي يك پوشش خبري ساده دهد. همه چيز ديگر براى آنها تمام شده بود. نه صاحب ماجرا بودند و نه برايشان مهم بود كه آخر ماجرا چه ميشود.
 
جوانان كمونيست: فدراسيون براي ورود خانم كمالفر فراخوان استقبال عمومي داده بود. و در همان فرودگاه كنفرانس مطبوعاتي سازمان داده شد؟ هدف از اين فراخوان چه بود؟ و انعكاس كنرانس مطبوعاتي فدراسيون در فرودگاه چگونه بود؟
 
فرشاد حسينى: هدف از اين فراخوان در واقع ارج نهادن به ثمره مهم اين كمين و اعلام و تثبيتش در دنيا بود. تجليل از مقاومت ٢٣ ماهه خود اين خانواده بود كه زير آواري از فشارهاي كمر شكن له نشدند و تسليم نشدند و حاضر به بازگشت به جمهورى اسلامي نشدند. هدف نشان دادن يك سبك و الگوى مبارزه و همبستگى براي دفاع از حقوق انساني به جامعه بشرى بود. هدف اين بود كه به دنيايي كه جنگ و بي حقوقى سر تا پايش را فراگرفته و مدنيت و حقوق انساني را زير ضرب قرار داده، نشان دهيم ميتوان در اين دنيا اراده نيروهاى ضد انسانى را درهم كوبيد به عقب راند و اراده انساني و انسانيت را پيروز كرد. ميخواستيم از اين پيروزي يك قاب بزرگ و يك افق روشن  دفاع از ارزشهاى انساني را در مقابل جامعه قرار دهيم. مخاطبان ما فقط ايرانيان نبودند جامعه كانادا و به نوعي جامعه بين المللى بود. بشريت متمدن بود. خطاب به آنها ميخواستيم بگوييم اين هديه كوچك يك همبستگى انسانى است. با اراده و تلاش ها و مبارزات عظيمتر و گسترده تر ميتوان دست آوردهاي انساي بزرگتر درو كرد.
انعكاس اين كنفرانس مطبوعاتي فوق العاده بود. دهها خبرنگار و دوربين فيلمبردار از شبكه هاي مختلف خبري كانادا به فرودگاه آمده و وسيعا ورود خانم كمالفر و فرزندانش را پوشش خبرى دادند. فعالين فدراسيون از جمله رفقا تهمينه صادقي، زري اصلى و جمشيد صبوري با خبرنگاران محاصبه كرده و اين پيام را منتقل كردند. نام فدراسيون و تهمينه صادقي و فرشاد حسينى در بسياري از گزارشات خبري اين خبرنگاران حك شد. گفته شد اين كمپين محصول فعاليتها و كمپين بين المللى فدراسيون بود. و اين در صدها سايت و روزنامه و راديو و تلويزيون از كانادا گرفته تا استراليا و سوئد درج شد.
 
جوانان كمونيست: بله جهت اطلاع خوانندگان بگوییم که میتوانند به سایت روزنه رجوع کنند و به این لینک ها دسترسی داشته باشند. در اطلاعيه فدراسيون گفته شده كه اين كمپين زنى را از استيصال به مقام  قهرمانى در سطح دنيا رساند. منظورتان دقيقا چه بوده؟
 
فرشاد حسينى: منظورمان خيلى واضح بود. خانم كمالفر يك زن فرارى از ستم ها و بى حقوقى هاي جمهورى اسلامى بود. كسي بود كه از شانس بدشان در اين دنياى وارونه  زير دو لبه جمهورى اسلامي و دمكراسي غربى  له شده بودند. در قعر بى حقوقى دست و پا ميزدند. حتي يك چهارديوارى را از آنها دريغ كرده بودند. اما مقاوت آنها و كمپين بين المللى فدراسيون به اين زن چهره جهانى داد. وارونگى اين نظام و دنيا بود كه زهراها را قهرمان ميكند. نظامي كه با تمام خشونتش قصد نابودي وى را داشت نظامي كه با تحقير ميخواست اين خانواده را در كنج فلاكت خفه كند. اما جبهه دفاع از حقوق انساني اجازه نداد چنين بلايي بر سر اين خانواده بيارند. آن را برداشت و حق او به آزادي او احترام قائل شد. به همين دليل با شروع كمپين ما مسئله از حوزه خانودگى خارج شده و دست انسان هاي بيشماري براي ياري و كمك و دفع از ارزشهاي انساني بسويش دراز ميشود. جدال در فاز بين المللى اين كمپين ديگر جدالى بود بين ارزشها و ضدارزشها انساني  در يك جبهه جهانى. زهرا روى دوش بشريت متمدن و قطب و نيروى سوم آزاديخواه و انسان دوست جامعه بشري توانست سرانجام پیروز شود.
 
جوانان کمونیست: با تشکر از وقتی که گذاشتید و با آرزوی موفقیت های بیشتر برای شما و تهمینه و  فدراسیون که الحق تاکنون هزاران نفر را نجات داده است.

 

Contact Address:Postbus 1312 - 5602 BH Eindhoven - Netherlands

Tel: (+ 31) 630414073

Fax: (+31) 847542554

E-mail: farshadhoseini@yahoo.com

website: www.hambastegi.org