|
انترناسیونال ۱۹۹
فرشاد حسینی
انسانيت در هلند پيروز شد
مصاحبه با فرشاد حسينى پيرامون پيروزى جنبش پناهندگى و اقامت ٣٠٠٠٠ پناهجو در هلند
انترناسيونال: خبرى از فدراسيون داشتيم كه ٣٠٠٠٠ پناهنده در هلند قرار است جواب بگيرند. همانطور كه در اطلاعيه فدراسيون هم آمده اين در حالى بوده كه دولت هلند تصميم داشت ٢٦٠٠٠ پناهنده را از كشور اخراج كند. اين تصميم چطور در هلند شكسته شد؟ چه اتفاقاتي اين موفقيت در هلند را موجب شد؟
فرشاد حسينى: ابتدا بايد در نظر داشته باشيم كه اين دو تصميم و دو تمايل متفاوتى به لحاظ سياسى و اجتماعي بود. تصميم اول مبني بر اخراج ٢٦٠٠٠ پناهنده از هلند يك تصميم دولتي و پارلماني متكى بر سياستهاي گرايشات راست و پناهنده ستيز جامعه بود و تصميم دوم تصميم مردمي بود. ميل و اراده مردمي كه به تصميم اول اعتراض داشتند و در مقابل دولت از حق انساني و پناهندگى دفاع ميكردند. تصميم اول از بالا صادر شد تصميم دوم از پايين و از خيابانها وميدانها و كوچه هاى شهرهاي هلند، از قلب ميليون ها انساني كه براي انسان و حقوق انساني ارزش قائل بودند. تصميم اول از بالا صادر شد اما پايين يعنى جامعه آن را قبول نكرد. در مقابلش ايستاد. بخاطرش وزاريي را از كابينه انداخت و احزابى را در صحنه سياست هلند بى اعتبار كرد. تصميم دوم برعكس این تصميم بود كه به زور به دولت و پارلمان تحميل شد. جام زهرى بود كه دولت مجبور شد بنوشد. در فاصله بين اين دو تصميم يك جنگ اتفاق افتاد. جنگى در ابعاد وسيع و اجتماعي. جنگى كه از اولين روز صدور حكم اخراج در هلند از سر گرفته شد و تا آخرين روزي كه اقامت عمومى را اعلام كردند در جامعه با حرارت تمام جريان داشت. و اتفاقا تمام جنبه مهم و آموزنده اين ماجرا در همين فلسفه و شكل اين جنگ و مبارزه اجتماعي است. از دل اين جنگ جنبشى عروج كرد كه خود اين جنبش مستقل از فعااليتهاي روتين و آكسيونى و كمپينى اش در دفاع از پناهندگان يك فرهنگ جديدى حول دفاع از ارزشهاي انسانى در جامعه رواج داد. پناهنده اي كه در بهترين حالت مستحق احساس دلسوزي و ترحم محسوب ميشد در اين فاصله چهره اى ديگر و ارزش و منزلتى ديگر در جامعه پيدا كرد. اومانيسم و انسان گرايي در طول اين جنگ و عروج اين جنبش دفاع از حقوق پناهندگان عميق تر و راديكالتر شد. چپ در جامعه اعتبار پيدا كرد. اين جنگ و اين جنبش، احزاب سوسياليستي را كه پيش از اين كمترين آراي پارلماني را داشتند در صدر جدول انتخابات پارلماني قرار داد. قطعا عوامل متعدد ديگري در اين تغيير فاحش سيماي سياسي و اجتماعي جامعه نقش داشت اما مسئله پناهندگي و جنبش دفاع از پناهندگان محور عوامل ديگر بود. پناهندگى موضوعى بود كه بسرعت جامعه را حول خودش قطبي كرد. صف بنديهاي جديد ايجاد كرد و فضا و ميدان براى تعرض چپ داد.
اين يك اتفاق ساده در يك كشور كوچك و بى ارتباط با سياست در دنيا نيست. به نظر من اين نوك كوه يخ يك دوره جديد در زندگي بشر در این جهان است. مهم است براى اينكه عزم و تمايل سياسي و اجتماعي جامعه را در يكي از مهمترين قاره هاي سياسى جهان يعنى اروپا به نمايش ميگذارد. قطب نمايي است كه جهت حركت مردم در غرب را دارد نشان ميدهد. فلسفه اين جنگ سر انسان است و حقوق انسان. هلند اولين كشورى در اروپا بود كه يك روز روشن و آفتابي آمد در رسانه هاش اعلام كرد كه ميخواهد ظرف يك سال ٢٦٠٠٠ پناهنده را از كشور بيرون بيندازد. چنين اتفاقي شبيه به صدا در آوردن ناقوس يك پاكسازى قومى و نژادى بود. ابتدا همه از اين تصميم دولت مات و مبهوت و متحير شده بودند. اما خيلى سريع فهميدند موضوع جدى است. يك پاكسازى به سبك پاكسازى هاي فاشيسم هيتلري در كشور در جريان است. اولين رفلكس هاى جامعه همين بود كه دقيقا اين تصميم را با تصميم هيتلر مبنى برپاكسازى يهوديان از كشور مقايسه كردند. از سنت هاي مبارزه و مقاومت در آن دوره استفاده كردند. اسم كاروان هاي ديپورت را كاروان هاي آسوشيتس نهادند. و جامعه به پارلمان و دولت ميگفت داريد مثل نازي ها به پناهنده و انسان برخورد ميكنيد.
انترناسيونال: اين جنبش مدافع پناهندگان در هلند چگونه شكل گرفت و چگونه در جامعه گسترش پيدا كرد؟ چه فعاليتهاى شاخص و چشم گيرى در جامعه داشته است؟
فرشاد حسينى: نطفه هاى اوليه اين جنبش را ما در سالهاي ٩٤ ايجاد كرديم. زمانيكه دولت وقت هلند تصميم گرفته بود تعداد زيادى از پناهندگان ايرانى را به ايران ديپورت كند. آن موقع فدراسيون اولين جريانى بود كه پرچم دفاع از پناهنده را در قلب جامعه بلند كرد. حركت اعتراضى و وسيع پناهندگان ايرانى را به جامعه هلند مرتبط کرد. پروژه ايران امن است در همان روزها با تلاش فدراسيون و با كمك نيروهاي مترقي و انسان دوست جامعه به يك افتضاح سياسى براي دولت هلند تبديل شد و همان زمان وزير مهاجرت را از پست وزارتش انداخت. جنبش پناهندگى از دل اين سنت كار فدراسيون اين بار اما قوي تر، عظيم تر، توده اي تر و ريشه دار تر قد علم كرد. طرح تشكيل كميته ائتلافى كه ما از ابتدا مطرح كرده بوديم در دل اين جنبش به سرعت گسترش يافت و ١٤٠ سازمان را در هلند در برگرفت. تحرك اين جنبش با اعلام دولت و پارلمان هلند مبنى بر اخراج ٢٦٠٠٠ پناهنده از هلند ظرف مدت يكسال آغاز شد. بلافاصله كانون ها و نهادهاى دفاع از پناهندگان در شهر و روستاهاى هلند شكل گرفت و به مرور زمان گسترش يافته و ابعاد حمايتى خيره كننده اي به خود گرفت. دولت اعلام کرد كه براي بازگرداندن ٢٦٠٠٠ پناهجو در بيش از ١٠ شهر بازداشتگاهها و مراكز ديپورت ايجاد ميكند. اما همين بلاي جان دولت شد. هيچ شهرى نبود كه در آن از اعتراض و مقاومت مردم عليه اخراج خبري نباشد. شهرهايي كه براي ايجاد بازداشتگاههاي ديپورت در نظر گرفته شدند به كانون هاي مهم اعتراض مردم تبديل شدند. مردم در مقابل شهرداريها تجمع كرده و اعلام ميكردند كه اجازه نخواهند داد در شهرشان بازداشتگاه و مركز اخراج ايجاد كنند. اعتراض مردم شهرداريها را نيز به تمرد از دستورات دولت واداشت. بسياري از شهرداريها اعلام كردند بنا به خواست مردم مراكز ديپورت را ايجاد نميكنيم. وزارت مهاجرت با تاكتيك ديگري جلو آمد كه زمينه هاي اخراج را فراهم نماید. دست به بستن كمپ هاي پناهندگي و اخراج گروهي پناهجويان از كمپ ها زد. اما بلافاصله در مقابل اين تاكتيك مردم صندوق هاي كمك مالي به پناهجويان ايجاد كرده و نهادهاي سرويس دهنده به پناهجويان را درست كردند. خيلي ها خانه هاي خود را در اختيار پناهجوياني ميگذاشتند كه از كمپ ها به خيابان رها شده بودند. مردم تامين هزينه غذا، مسكن، دارو و تحصيل كودكان پناهجو را عهده دار شدند و اجازه ندادند اين اخراج ها به تراژدى هاي دردناكى در هلند بيانجامد. لازم است اينجا به نقش كودكان هلندي هم اشاره داشته باشم. اعتراضات متعددي توسط كودكان هلندي سازمان داده شد. دسته دسته، گروه گروه كودكان هلندي چه در شهرهاي خود و چه در لاهه پايتخت سياسى هلند تجمعات اعتراضي سازمان داده و خواهان عدم اخراج همكلاسان پناهنده خود شدند. هنرمندان نيز نقش مهمي ايفا كردند. بيش از ١٠٠ فيلمساز هلندي اقدام به يك ابتكار جالبى زدند كه در جلب نظر افكار عمومي و حمايت آن از پناهجويان بسيار موثر بود. اين گروه هنرمندان پروژه اي را درست كردند به نام ٢٦٠٠٠ چهره. كه در واقع نام يك فيلم سريالي كوتاه بود كه قرار بود زندگى ٢٦٠٠٠ پناهجويي كه در خطر اخراج هستند را به مدت ٣ دقيقه در تلويزيون هلند به نمايش بگذارند. همچنين بايد يادى از نامه و فراخوان سرگشاده صدها چهره و شخصيت سرشناس هلندى در حمايت از پناهجويان كرد. اين يك نامه سرگشاده عمومى به ملكه هلند و درخواست اقامت عمومى به كليه پناهجويان بود. نزديك به ٣٠٠٠٠٠ نفر اين فراخوان اينترنتي را امضا كردند. همچنين سازماندهي صدها تظاهرات با شركت دهها هزار نفر در سراسر هلند، اينها همه اشكال ويژه اين جنبش در طول مدت اين ٤ سال بودند.
انترناسيونال: پارلمان و دولت هلند چگونه در نهايت عقب نشينى كردند؟
فرشاد حسينى: پژواك اعتراض عمومي و خياباني برای جلوگیری از اخراج و اعطاي اقامت عمومي به پناهجويان در پارلمان نيز طنين مي انداخت. دهها جلسه پارلماني به مباحثات و مشاجرات داغ حول اين موضوع اختصاص يافته بود. پارلمان از بيرون زير فشارهاي خرد كننده اي بود. اما از آنجا كه احزاب مخالف پناهنده در پارلمان اكثريت كرسى ها را داشتند سياستهاي آنان عموما به تصويب ميرسيد يا تاييد ميشد. انتخابات پارلمانى امسال كاملا رنگ و بوى اين اوضاع را داشت و تحركات جنبش پناهندگي مهر خودش را بر فضاي انتخاباتي هلند نيزكوبيد. احزاب مخالف پناهنده از سكه اعتبار افتادند و احزاب سوسياليست معتبر شدند. با پيروزي انتخاباتي چپ ها اولين موضوعى كه در دستور قرار گرفت اعطاى اقامت عمومى به پناهجويان در هلند بود كه آن هم تصويب شد و اكنون عملا پروسه هاي اداري و اسكان اين پناهجويان شروع شده است.
انترناسيونال: آيا ميتوان با اين اقامت عمومي مبارزه براي دفاع از حق پناهندگى در هلند را خاتمه شده اعلام كرد؟ به سر پناهجويانى كه بعد از اين تاريخ به هلند ميايند چه ميايد؟
فرشاد حسينى: مسلما نه. اين مبارزه تا زمانيكه پناهجو در اين كشور وجود دارد ادامه خواهد داشت. اقامت عمومى ٣٠٠٠٠ نفر شامل تنها كسانى است كه تا قبل از اول آوريل ٢٠٠١ به هلند آمده اند. همين قانون شامل صدها و شايد هنوز هزارن پناهجويي كه بعد از اين تاريخ يعني حتي در يك ماه بعد آمده اند نميشود. پروسه هاي كنوني پناهندگى بر اساس قوانيني است كه احزاب مخالف پناهنده وضع كرده اند. هنوز تغييرى در قوانين فعلى پناهندگى به نفع پناهنده ايجاد نشده است. در واقع ميتوان گفت جنبش پناهندگى به يكي از دست آوردهاي خود در يك دوره معين از مبارزه دست يافت. يك دور مبارزه معينى را به سرانجام رساند. همانطور كه بالاتر گفتم دامنه تاثيرات اين جنبش فراتر از گرفتن اقامت عمومى براي ٣٠٠٠٠ پناهجوست. اومانيسم و انسان گرايي و مقوله پناهنده و پناهجو در جامعه به يمن اين مبارزات و اين جنبش در جامعه عميق تر شده و اعتبار و جايگاه ويژه اي پيدا كرد. اين جنبش با خودش فرهنگى را در جامعه ايجاد كرد كه اين فرهنگ پلكان مهمى در امر مبارزه در دفاع از حقوق انساني و در مراحل و حلقه هاى بعدى است. جنبش دفاع از حقوق انساني امروز از دل اين جنبش قويتر، ريشه اي تر، گسترده تر و راديكال تر بيرون آمده است. ماحصل رشد فرهنگي اجتماعي سياسي اين جنبش را در آينده خواهيم ديد.
اينكه به سر پناهنده بعد از اين چه ميايد در گرو همين توازن قواى اجتماعي در جامعه است. توازن قوا در جامعه نيز امرى دائمى نيست. متغيير است. با اين اقامت عمومى بار ديگر مسئله و مشكلات پناهندگي را زير فرش قرار ميدهند. از جلوي چشم جامعه دور ميكنند تا جامعه را كمتر به آن حساس كنند. مشكل پناهندگى را مشكل فردي و پرونده اي ميكنند. اما مدت زيادى هم نميتوانند به اين شكل ادامه دهند. آنهم براى جامعه اي كه چشم و گوشش در يك مبارزه تن به تن و مداوم باز شده است. خواه ناخواه مجداد سر شيشه باز ميشود. و مصافهاي جديد كه معطوف به قوانين و تغيير قوانين است مطرح ميشود.
انترناسيونال: به نظر شما اين جنبش عليرغم تمام نقاط مثبت و قوتش چه نكات ضعفي دارد كه ميتواند آينده اين جنبش را با تهديد و افول مواجه سازد؟
فرشاد حسينى: به نظر من مهمترين اشكال اين جنبش افق اش است. اين جنبش تا همين الان هم جبهه اي مبارزه كرده است. در مقابل تعرض راست جبهه درست كرده و در آن جبهه جنگيده و دشمن را يك سنگر عقب رانده است. حركت اين جنبش كمتر استراتژيك و افق دار است. افق به اين معنى كه كل مسير آينده جنبش دفاع از حقوق انساني را روشن كند و يك جايي اعلام كند كه ميخواهد براي تضمين دائمي دفاع از حرمت و شان و ارزش هاى انسانى يك سيستم ارزشى پايه اى ايجاد كند كه هيچ حزب و پارلماني نتواند آن را تغيير بدهد. درست مثل اينكه هيچ حزب و پارلماني اجازه نداشته باشد مجازات اعدام را متداول كند. افق به اين معنى كه يك راه حل ريشه اى و عميق براي جلوگيري از وقوع تمام اين تعرضات به حقوق انساني را جلو رو داشته باشد. افقي كه ضد سرمايه داري است. ريشه تمام مصائب جامعه را در بازار و سود و سرمايه پيدا كند. نه در فلان تصميم معين توسط فلان وزير يا در فلان جلسه پارلمانى. افقى كه به اين جنبش و ساير جنبش هاي مدافع حقوق انساني يك جهت سوسياليستي دهد. اين بي افقي ميتواند سرنوشت جامعه را سيال كند. و هر دم دست يك حزب از احزاب بورژوايي بسپارد.
انترناسيونال : جمعبندى نهايي شما از اين مبارزات، اين جنبش و اين دست آورد اقامت عمومي به پناهجويان در هلند چيست؟
فرشاد حسينى: به نظر من اگر تمام وقايع اين مبارزه و جنبش دفاع از پناهندگى را مثل تصاوير يك فيلم كنار هم بگذاريد يك چيز ميبينيد. و آن چيزي است كه كنگره ششم حزب در موردش قطعنامه داد. شروع فصل و دور نوينى از تعرض چپ در سطح بين المللى. جنبش پناهندگى در هلند برآيند و نوك اين كوه يخ زير اقيانوس است. آنچه در هلند جامعه را حولش قطبى كرد و مبارزه حاد و پيگيري را دامن زد در واقع مسئله انسانيت و مدنيت بود. توجه داشته باشيم در همين دوره احزاب راست به امكانات رفاهي جامعه، به حقوق كارگري و حقوق سالمندان و امكانات بهداشتي و درماني جامعه نيز يورش بي سابقه اي كردند. اما جامعه حول اين مسائل به اين حد قطبي نشد. اين خود نشان دهنده جايگاه محوري مسئله انسانيت در روند مبارزه طبقاتي در دنياي امروز است. براي كل جامعه روشن بود كه اگر دولت در تعرضش به پناهنده و به حقوق انساني جامعه موفق شود ديگر هيچ خشت رفاهي در آن جامعه به جا نميگذارد. براي همين اين سنگر و بستر اصلي مبارزه اي شد كه در بطن اش از حقوق رفاهي و اجتماعي خودش هم دفاع ميكرد. چپ در اين مبارزه با پرچم دفاع از انسانيت و دفاع از حقوق انساني و پناهندگي به مصاف بورژوازي رفت. ارزش هاى انساني را از زير چكمه هاى هارترين بخش سرمايه بيرون كشيد. پناهنده از يك موجود بسته بندى شده در زرورق هاي رنگى به يك موجوديت واحد انساني ارتقا يافت. و اين يك موفقيت بزرگ نه تنها براي جنبش پناهندگى و پناهندگان كه براي كل جنبش خلاصي از نكبت سرمايه در سطح بين المللى است. در خاتمه هم به نقش جرياناتي مانند فدراسيون و حزب كمونيست كارگرى تاكيد كنم. افقي كه گفتم اين جنبش گم كرده و در مقابل خود ندارد، دست اين جريان كمونيسم كارگري است. كار ما به مراتب دشوارتر و پيچيده تر است. چرا كه مبارزه در دوران كنوني ما تنها يك مبارزه صنفي نيست. طبقاتى است. حتي اگر شكل مطالبه و اعتراض صنفى به خود گرفته باشد. بهر حال من به آينده اين جنبش و كل روندهاي جديد در سطح بين لمللي و در دفاع از انسانيت و حقوق و ارزشهاي انساني خوشبينم. فكر ميكنم در آينده شاهد موفقيتهاي بيشتري در زمينه حقوق انساني در دنيا خواهيم بود. و تمام جنبه شورانگيز مسئله اين است كه ما در شكل دادن به اين روندها و اين آينده نقش داشته و داريم. ما تيز بين ترين، راديكال ترين، روشن بين ترين، مصمم ترين و افق دارترين نيروي اين جنبشيم. بشریت به قدرتمندتر شدن این رادیکالترین بخش نیاز دارد.*
|