نگاهى به مبارزه پناهجويان ايرانى در سوئيس
فرشاد حسينى
دهها پناهجوى ايرانى از روز چهارشنبه ١٠ دسامبر مبارزه خود را عليه سياستهاى پناهندگى دولت سوئيس و درخواست پذيرش حق پناهندگى براى همه پناهجويان ايرانى آغاز کردند. اين مبارزه که ٧ روز بطول انجاميد داراى نقاط ضعف و قوتى بود که با بهره گيرى از تجارب اين مبارزه ميتوان به غناى مبارزه پناهجويان ايرانى در اروپا کمک کرد.
نقاط قوت مبارزه پناهجويان در سوئيس
١- مبارزه متحد و متشکل . نفس شروع يک حرکت متشکل اعتراضى در سوئيس از سوى پناهجويان ايرانى. آنهم در شرايطى که حزب دست راستى مردم سوئيس به کرسى هاى پارلمانى راه پيدا کرده و شرايط جديدى را در سخت تر کردن اوضاع پناهندگى ايجاد کرده خود يک نقطه قوت است. اينکه پناهجويان به نيروى متحد و متشکل خود پى برده و اعتراضات سازمان يافته اى را عليه دولت بپيش برانند، اينکه پناهجويان از فضاى ياس و استيصال خارج شده و به صف مبارزه رو آورند، اينکه پناهجويان دفاع از حق پناهندگى خود را گره بزنند به مبارزه عليه جمهورى اسلامى و افشاى وسيع جمهورى اسلامى در محل زيست خود. البته نقاط مثبت و مهم اين مبارزه است.
٢- مطالبات راديکال و سراسرىتا چند سال پيش، طرح شعارها و مطالباتى مانند ناامن اعلام کردن ايران و حق پناهندگى براى همه پناهجويان ايرانى که از جهنم جمهورى اسلامى فرار کرده اند، با مقاومتهاى بسيارى از ساير سازمانها و نهادهاى باصطلاح اپويسيون ايرانى مواجه بود. آنزمان که ما اين مطالبات را طرح کرديم از گوشه و کنار مورد تعرض اين نهادها و تفنگداران قلم بدستشان قرار گرفتيم. به ما ميگفتند اين مطالبات خاک پاشيدن به چشم پناهنده است. عملى نيست. با موازيتن حقوق کنوانسيون ژنو نميخواند. به ما ميگفتند همه پناهجويان ايرانى مستحق دريافت پناهندگى نميباشند، در بين پناهجويان ايرانى دزد و قاچاقچى و جاسوس قرار دارد. به ما ميگفتند شما بيسواديد از پناهندگى چيزى نميدانيد اگر مطالبه شما به شعار پناهجويان تبديل شود اگر دولتها زير بار چنين مطالباتى بروند ناهمگونى در پراکندگى جمعيت بوجود ميايد. و صدها توجيه و دليل صد من يک غاز ديگر. اما ما هم جواب سياسى آنها را داديم و هم براى تحقق اين مطالبات نيرو بسيج کرده و سازمان داديم. امروز اين مطالبات به شعار و مطالبات عمومى پناهجويان ايرانى در همه کشورها تبديل شده است. طرح شعار و خواسته هاى ناامن اعلام کردن ايران و پذيرش حق پناهندگى براى همه پناهجويان ايرانى توسط پناهجويان مبارز در سوئيس نيز از نقطه قوت هاى مبارزاتشان بود.
٣.- اتکا به نيروهاى مترقى در کشورهاى خودفدراسيون همواره مبارزات خود در دفاع از پناهجويان ايرانى را با اتکا به حمايت قوى و فعلانه سازمانها و نهادهاى مدافع حقوق مدنى و پناهندگى پيش برده است. اين نيز يکى از اشکال مهم مبارزه است که براى پيروزى بايد رو به جامعه کرد جامعه را خطاب قرار داد و از آن جامعه نيرو و حمايت مادى و سياسى گرفت. تحصن و مبارزات پناهجويان ايرانى در سوئيس هر چند در اين عرصه ضعيف ظاهر شد اما تمايل و اشتهاى خود به چنين کارى را از خود نشان داد. حمايت سازمانهايى چون "سازمان چشم باز" که خود مرکب از چند سازمان و نهاد چپ سوئيسى است و "سازمان بدون مرز" و "کاروان دفاع از حقوق پناهندگى در آلمان" از جمله سازمانهايى بودند که از مبارزات پناهجويان ايرانى فعالانه حمايت کردند. اما قطعا با جلب سازمانها و نهادهاى سوئيسى بيشتر، کمپين و آکسيون قويترى در حمايت از مطالبات خود ميداشتيم. برگزارى کنفرانس مطبوعاتى اگرچه تنها يکبار صورت گرفت اما خود حرکتى مهم براى متوجه کردن افکار عمومى بحساب ميايد.
نقاط ضعف
١- اعتصاب غذابرخلاف تصورات رايج متوسل شدن به اعتصاب غذا يک شکل متعارف و يا حتى راديکال براى چنين مبارزاتى نيست. اعتصاب غذا بطور کلى در پروسه يک مبارزه خطرات بسيارى را هم براى خود مبارزه و هم براى پناهجويان مبارز ايجاد ميکند. براى اعتصاب کننده، اعتصاب غذا فرسودگى، خستگى و صدها مشکلات فيزيکى ايجاد ميکند. مبارزه اى که بايد فرد مبارز را سرشار از اميد و شور کند با اين حرکت شور و شعف را از وى گرفته و رنج و عذاب از خود مبارزه را جايگزين آن ميکند. اعتصاب غذا نميتواند همه گير شود. چرا که همه نميتوانند اعتصاب غذا کنند. بنابراين اعتصاب غذا امکان شرکت متحدانه در يک مبارزه را از همه کسانى که ميخواهند فعالانه در آن شرکت کنند را ميگيرد. صفوف مبارزه را پخش و پراکنده ميکند. و باعث سهم خواهى بيشتر اعتصاب کنندگان در نتايج مبارزه ميشود و اين براى کل مبارزه خطرناک بوده و ادامه کارى و تداوم مبارزه را باخطر مواجه ميسازد. از سوى ديگر جوامع اروپايى با سنت اعتصاب غذا همخوانى ندارد، اين سنت مبارزاتى در اين جوامع نيست. بسيار بندرت ديده شده از سوى سازمانها و نهادهاى مبارز در اين جوامع چنين حرکتهايى سازمان داده شود. در مقابل سنت هاى مبارزاتى در غرب بسيار متنوع و سرشار از المنت هايى است که همراه با مبارزه سمبلهاى متنوع و شادى بخشى از زندگى را در دل لحظه لحظه مبارزه ميکارد. به جنبش ضد جنگ نگاه کنيد. حتى به مبارزات سازمانهاى مدافع پناهندگى در اروپا و در دفاع از حق پناهندگى نگاه کنيد به کاروانهايى که در آلمان و انگلستان و در دفاع از پناهندگان راه افتاد نگاه کنيد. سرشار از اشکال متنوعى است که حق حيات و زندگى بهتر را با سمبلهاى مناسبترى به وسط ميدانهاى مبارزه کشيده و هر عابرى را ترغيب ميکند که به اين صف دفاع از حق زندگى انسانى کشيده شود. در توجيه بکارگيرى شيوه اعتصاب غذا شايد گفته شود اين شکل از مبارزه نظر ميديا و جامعه را جلب کرده و آنها را به حمايت فعال فراميخواند. اما در حقيقت چنين نيست. نتيجه عکس آن دارد. اعتصاب غذا حمايت جامعه را جلب نميکند ترحم جامعه را بر مى انگيزد. در حاليکه مبارزه ما يک مبارزه سياسى است و از يک حقى که زير پا هاله ميشود دفاع ميکنيم. مبارزه اى که ترحم جامعه را جلب کند نه تفکر و پرتيک جامعه را مبارزه قوى نبوده و بسرعت از اذهان پاک ميشود. بجاى کشاندن کاروانهاى حمايتى از مردم با پلاکردها و باندرولهاى خودشان آمبولانس هار به صو مبارزه ميکشاند. و در نهايت هم حس دلسوزى توام با تعجب از متوسل شدن به چنين اشکالى.
٣.- مبارزه فراسازمانىدر نخستين اطلاعيه پناهجويان متحصن در سوئيس آمده است که اين اعتصاب و مبارزه يک مبارزه فراسازمانى است. هرچند در متن اطلاعيه از احزاب و نهادهاى سياسى نيز درخواست حمايت شده اما نفس تاکيد بر فراسازمانى يک مبارزه عملا امکان دخالت گرى فعال ساير سازمانها در حمايت از مبارزه را محدود ميسازد. از سوى ديگر بطور واقعى هر مبارزه اى در دورن خود نيز صحنه مبارزه تمايلات و گرايشهاى گوناگون سياسى است. مهر سياستهاى سازمانهاى سياسى را در حرکات و شعارها و مطالبات خود دارد. با چسباندن تابلو فراسازمانى کسى نميتواند تعلقات سياسى و تشکيلاتى خود را مخفى سازد.
٤. جلب حمايتهاى بين المللىاز ديگر نقاط ضعف مبارزه پناهجويان در سوئيس عدم جلب حمايتهاى بين المللى است. حمايتهاى بين المللى در دنياى ابزار مهمى براى گسترده نمودن شداى مبارزه است. امکان دخالتگرى وسيعترى را فراهم مياورد و در عين حال مبارزه را از دايره تنگ محلى خارج ساخته و چهره بين المللى به آن ميبخشد. اهميت ديگر بکار گيرى اين شکل مبارزه در اينست که دولت را در محاصره و فشارهاى سخت ترى قرار ميدهد.
براى جمعع بندى و بکارگيرى از تجارب نوين و مترقى مبارزه قطعا به تشکل نيز است. بدون تشکل و بدون فونکسيونى که در هر مبارزه اى مجموع نقاط ضعف و قوتش را بشناسد و براى کاهش نقاط ضعف و افزايش نقاط قوت آن تلاش کند، تداوم و انتقال تجارب مبارزه دشوار ميشود. همبستگى فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى چنين تشکل و فونکيونى است که با بيش از ١٥ سال سابقه فعاليت در اين عرصه تجارب غنى ايى در پربارتر کردن مبارزه در دفاع از حق پناهندگى را داراست. فدراسيون طرف اعتراض پناهنده و پناهجوى ايرانى است. فدراسيون سازمانى براى سازمان دادن بهتر مبارزه پناهجويان براى راديکا ترين مطلباتشان ميباشد. اين سازمان را بايد چسبيد قرق کرد به اشغالش در آورد و از دل اين سازمان مبارزات خود را پيش برد. فدرسايون سازمان هر پناهنده و پناهجويى است که خواهان حق پناهندگى است. که از راسيسم بيزار است. که ميخواهد عليه زن ستيزى مبارزه کند و عليه جمهورى اسلامى افشاگرى کند. سازمان هرکسى است که ميخواهد از حقوق مدنى و انسانى در وسيعترين شکلش دفاع کند کسى که ميخواهد از طريق فدراسيون به يک شبکه وسيع بين المللى بپيوندد. فدراسيون سازمان شماست.