خلخالى جلاد متاسفانه مرد

تاسف براى مرگ جلادى که مرده است در نگاه اول زشت و زننده جلوه ميکند. مگر نه اينکه هر کسى که نامى از ايران شنيده باشد مى داند اين عصاره جمهورى اسلامى چه جناياتى که نکرده و چه کشتارهايى را که سازمان نداده است؟ خلخالى يک کابوس فراموش نشدنى براى نسلى از مردم ايران است. دهها هزار نفرى که شاهد اعدام و سنگسار و زندانى شدن و شکنجه گرديدن عزيزان خود در ايران بوده اند مى دانند حکومت اسلامى بدون خلخالى ها حتى يک روز هم نمى توانست دوام بياورد. پس تاسف براى مرگ چنين موجود جنايتکارى از کجا ناشى مى شود؟

خلخالى در اوج اقتدار و قدر قدرتى جمهورى اسلامى نمرده است. زمانى که بدستور امامش سر از تن جدا مى کرد، به دختران زندانى تجاوز مى کردند و پول خون از خانواده هاى اعدامى دريافت مى کردند، مرگ خلخالى يا هر يک از سران اين رژيم موجى از وسيع ترين شادى ها را ايجاد مى کرد. همانطور که مرگ خمينى براى مردم متنفر از اسلام و حکومت اسلامى اين شادى را به ارمغان آورد. اما اين مرگ بخصوص شادى هر انسان شريفى را با تاسف توام مى کند.

خلخالى جلاد زمانى مرد که جمهورى اسلامى در يک قدمى سرنگونى اش ايستاده است. مبارزات وسيع و مداوم مردم مى رود تا اين ننگ جوامع بشرى را همراه با دين و ايدئولوژى منحط شان از صحنه ايران جارو کند و در مسترا تاريخ بريزد. اى کاش خلخالى زنده مى ماند و مردم او را در دادگاه هايى که بخاطر رسيدگى به جنايات سران رژيم اسلامى تشکيل مى شود، مى ديدند و برگور اين رژيم مى رقصيدند.

خلخالى مرد اما خلخالى هاى زيادى در حکومت اسلامى ايران وجود دارند که اميدوارم تا تشکيل دادگاههاى رسيدگى به جناياتشان زنده بمانند. براى ديدن اين رويدا باشکوه و بياد ماندى آرزوى طول عمر براى جنايتکاران جمهورى اسلامى دارم. بهر حال در تاريخ خواهد آمد خون آشامى که در ادامه حفظ حکومت منفور خود "اصلاح طلب" شد و بعد از اينکه بوى گند اصلاحاتشان نيز بالا آمد و مردم مرگ حکومتشان را فرياد زدند دق کرد و سقط شد.