متن سخنرانى اسماعيل مولودى در دومين کنفرانس اول کودکان در سوئد، شنبه ٢٩
نوامبر ٢٠٠٣
با سلام به شما و با تشکر از اينکه مرا به اين کنفرانس دعوت کرديد. ضمنا لازم ميدانم به دست اندرکاران کنفرانس بخاطر کار بزرگ و خوبشان تبريک بگويم. مشکلى که من ميخواهم در موردش صحبت کنم مربوط به وضعيت کودکان پناهجو است. کودکانى که خود در بوجود آوردن وضعيتى که درش قرار گرفته اند دخالتى نداشته اند و تصميم گير نبوده اند. اين کودکان بوسيله والدينشان و يا بعلت نبود سرپرست و حامى مجبور به مهاجرت شده اند. حال اين کودکان مجبور به تحمل شرايطى شده اند که ما امروز شاهدش هستيم. اين ها کودکانى هستند که ما در اين کشور بطور روزمره آنها را ميبينم در مدرسه و در کوچه همبازى بچه هايمان هستند. پدر و مادر و خانواده شان شايد جزو همسايگانمان باشند. اما اينها هيچگونه حق و حقوقى در اين جامعه ندارند. وضعيت و شرايط زندگى آنها قابل مقايسه با نرمهاى معمولى جامعه نيست. بهداشت و تندرستى شان در خطر است. طبق آمار اداره امور مهاجرين بيش از ٣٣ هزار نفر در سال ٢٠٠٢ درخواست پناهندگى کرده اند. از اين تعداد ٩٤٠٢ نفرشان را کودکان نوجوانان زير ١٨ سال تشکيل ميداده اند. حال اگر تعداد کودکانى که از قبل اينجا بودند و هنوز اقامت ندارند و نيز تعداد کودکانى که اينجا متولد شده اند و هنوز والدينشان منتظر اقامت اند را حساب کنيم تعداد اين کودکان سر به دهها هزار نفر ميزند. اينها کسانى هستند که منتظر اقامت هستند و از امکانات موجود براى پناهجويان استفاده ميکنند. حال اين کودکان و سلامتى جسمى و روحيشان خوب نيست. در سالهاى اخير وضعيت زندگى و معيشتشان بدتر شده است. مثلا در ماه ژوئن امسال حق مسکن را براى پناهجويان پايين آوردند و يا کسانى که جواب رد اول را ميگيرند اجازه ندارند والدينشان از مدرسه زبان سوئدى استفاده کنند.
در همين جا بايد بگويم شرايط زندگى و روحى اين کودکان با توجه به وضعيتى که دارند و خطراتى که حين مهاجرت متوجهشان شده عمدتا خوب غذا نميخورند، خوب نميخوابند، بيقرار هستند و زندگيشان روال عادى ندارد.تعداد کودکانى هم هستند که طبق آخرين آمار سر به بيش از هزار نفر ميزنند که در مخفيگاه زندگى ميکنند. تعداد پناهجويان مخفى روشن نيست ولى طبق آمار هاى بيان شده بين هشت تا ده هزار نفر حدس زده ميشوند. که از اين تعداد تقريبا بيش از هزار نفرشان کودکان هستند. اين کودکان وضعيت جسمى و روحى خوبى ندارند. از امنيت و آسايش برخوردار نيستند و در يک کلام در يک شرايط غير قابل تحمل بسر ميبرند. اين کودکان زندگى و آيندشان از طرف مسئولين به بازى گرفته شده. در بيمارستانهاى روانى آمارشان در حال رشد و سرسام آور است. کار سياه و بدون تامين تنها ممر در آمد اين خانواده هاست و کودکان اولين قربانيان اين شرايط هستند. نوجوان ١٣ ساله اى ميگفت روزهاى شنبه و يکشنبه ساعتى چهار کرون کار ميکند.اين وضعيت غير انسانى است. مسئولين دولتى در پرونده هاى پناهندگى به وضعيت کودکان توجه نميکنند. اگر چه کنوانسيون حقوق کودکان بند ٣ ميگويد هر اتفاقى که مربوط به کودکان و زندگى آنهاست بايد کودکان حق داشته باشند در موردش نظر بدهند. اين جزو قانون سوئد است و نيز جزو مقرارت اداره امور مهاجرين ميباشد. اما رعايت نميشود. وضعيت روحى و جسمى کودکان در پروند هاى درخواست پناهندگى مورد نظر مسئولين قرار نميگيرد و با بى توجهى از کنارش رد ميشوند. چندى پيش من نامه اى به وزير امور مهاجرين نوشتم و در خواست کردم که بايد قوانين پناهندگى انسانى شود و حرمت، سلامتى جسمى و روحى انسانها در درجه اول قرار گيرد. در جواب نوشت که قانون پناهندگى سوئد مايه افتخار اوست مشکلاتى هست ولى حل ميشوند. اين نشان ميدهد که از وزير و مسئولين درجه اول گرفته تا پايين چقدر به قوانين بين المللى و مقرارت موجود در جامعه سوئد احترام ميگذارند و چه اندازه به شرايط روحى و امنيت اجتماعى انسانها فکر ميکنند. ما درخواست ميکنيم که قوانين پناهندگى بايد تغيير کند و انسانى شود. ما در خواست ميکنيم که کودکان پناهجو بايد در سرنوشت خود و پرونده شان مستقيما دخالت کنند و کنوانسيون حقوق کودکان بايد رعايت شود. کودکان بايد پروندشان جدا مورد بررسى اداره امور مهاجرين قرار گيرد و شرايط جسمى و روحيشان بايد مورد توجه جدى باشد. کودکان حق دارند از شرايط زندگى خوبى برخوردار باشند و حقوق انسانى شان رعايت شود. ما در خواست ميکنيم بدون تاخير همگى کودکانى که در سوئد هستند اقامت بگيرند. شرايط زيستى، بهداشتى، تحصيلى براى تمامى کودکان در سوئد بايد موجود باشد صرفه نظر از اينکه پرونده پدر و مادرشان در چه شرايطى است. براى رسيدن به اين خواستها بايد متشکل شد و مبارزه کرد زيرا مسئولين تنها با مبارزه متحد و متشکل ما به خواستهايمان جواب ميدهند. فدراسيون پناهندگان ايرانى ظرف اين مبارزه است.