فرشاد حسينى روز دوشنبه ٢٤ نوامبر کمپ محل اسکان ١١٥٠ پناهجويا ايرانى در مرز عراق و اردن در اثر بارش شديد باران دچار سيل زدگى شد. در آن لحظه هيچ نهاد و سازمان امدادرسانى در کمپ حضور نداشته و بيم آن ميرفت که هر لحظه سيلاب عظيمى راه افتاده و چادرهاى پناهجويان را ويران و يک تراژدى بزرگى را در منطقه ايجاد کند. تنها اميد و روزنه ايى که اين صدها پناهجو بدان دل بسته بودند، همبستگى - فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى بود. پناهجويان با تماس به دبيرخانه فدراسيون وضعيت و شرايط حاد و اضطرارى خود را توضيح داده و درخواست کمک و امداد کردند. کمپين فدراسيون در همان لحظه شروع شد. دهها نامه و فاکس براى سازمانهاى بين المللى از جمله کميسارياى پناهندگان سازمان ملل در ژنو و اردن ارسال شد و تماس تلفنى با اين نهادها برقرار گرديد. بدنبال اين فشارها و تماس ساير سازمانهاى بين المللى. همانشب به کميسارياى پناهندگان در اردن دستور داده ميشود که فورا چند اتوبوس براى انتقال فورى پناهجويان به منطقه ارسال کنند. پناهجويانى که در تاريکى شب منتظر حادثه هاى هولناکترى در بيابان بدون حامى بودند در کمال ناباروى کاروان اتوبوسها را مشاهده ميکنند که براى امدادرسانى و انتقالشان به منطقه آمده بودند. شور شعف ديگرى به چهره هاى در هم پيچيده پناهجويان بازگشته و بار ديگر طعم شيرين تشکل و اتحاد را مزه ميکنند. اتوبوسها ميرسند همراه با اتوبوسها تيمهاى پزشکى نيز وارد اردوگاه ميشوند. همزمان با ورود اتوبوسها بارش باران آرام آرام کاهش يافته و قطع ميشود. پناهجويان شب را با تجارب تلخ و شيرين سپرى ميکنند. فرداى آنروز سه شنبه گروههاى بيشترى به کمپ مياييند. و پوشاک گرمى که مدتها عليرغم اصرار و پافشارى پناهجويان از آنها محروم بودند را دريافت ميکنند. در گفتگويى که نمايندگان پناهجويان با مسئولين کميسارياى پناهندگان داشتند، مسئولين اين سازمان اعتراف کردند که از ژنو به آنها دستور داده بودند که فورا بايد تيمهاى نجات و امداد را به منطقه ارسال کنيد. و از ژنو با دولت اردن هماهنگى کرده بودند که به هليکوپترهاى نجات اظطرارى آماده باش کامل داده تا در صورت لزوم پناهجويان را با هليکوپتر به منطقه امنى انتقال دهند. خود پناهجويان بسختى اين اقدامات و تدارکات را باور ميکردند. روز چهارشنبه نيز تيمهاى ديگرى آمده و اين تيم، کار تاسيس کمپ ديگرى با امکانات و تجهيزات بيشترى در نزديکى همان مناطق را آغاز کرده است. روز پنج شنبه نيز اولين گروه پناهجويان براى مصاحبه فراخوانده شدند. در ابتدا کميسارياى پناهندگان سازمان ملل حاضر نبود که به کليه پناهجويان مصاحبه کرده و تنها در نظر داشت به تعداد معينى از پناهجويان مصاحبه شود اما با فشار و اعتراض متحدانه پناهجويان بالاخره اين سازمان قبول کرد که از کليه پناهجويان مصاحبه بعمل آورد.
تنها کمتر از ٢٤ ساعت جلوى يک فاجعه بزرگ گرفته شد. اما اين جلوگيرى نه معجزه بود و نه محصول ترحم کميسارياى پناهندگان. اين قدرت يک تشکل و اعتبار بين المللى کار کمپينى اين تشکل بود. در تماسهايى که با کميسارياى پناهندگان سازمان ملل چه در ژنو و چه در اردن و لندن و هلند داشتيم تهديد کرده بوديم که اگر کوچکترين اتفاقى براى يکى از اين پناهجويان بيفتد دنيا را خبردار ميکنيم. و اين را جنايت عامدانه اى از سوى سازمان شما قلمداد ميکنيم و عليه شما در نهاد و سازمان ذيصلاح کيفرخواست سياسى مى دهيم. و اين تنها يک تهديد توخالى نبود. واقعا آماده بوديم و هستيم که در صورت بروز هرگونه اتفاق ناگوارى کمپين افشاگرى و اعتراضى قدرتمند خود را عليه کميسارياى پناهندگان سازمان ملل پيش برانيم. اين ٢٤ ساعت، ٢٤ ساعت مبارزه و تلاش بود. هليکوپترهاى نجات تنها به فرمان ژنو بحالت آمده باش درنيامدند. با فشار اعتراضى ما و اعتبار سياسى و تشکيلاتى و بين المللى ما( يک سازمان چپ و راديکال پناهندگى) بود که آماده پرواز کمک رسانى شد.
آنشب هولناک و پراظطراب گذشت. جلوى حادثه اى بزرگ گرفته شد. امروز ديگر خود و فدراسيون را در آينه چنين دستاوردهايى ميبنم. خود را قويتر از آنچه ميپنداشتم ميبينم. ما سازمانى قوى هستيم. اين باور را بايد در دل هر پناهنده و پناهجويى کاشت.