کنفرانس دهم فدراسيون پيامهاى روشنى براى يک دوره فعاليت اجتماعى و موثر و سرنوشت ساز براى همه فعالين و همه پناهجويان فرارى از دست جهنم جمهورى اسلامى در بر داشت.
ما در اين کنفرانس کمى از فعاليتهاى روزمره و مشغله هاى متعدد در کار فدراسيون فاصله گرفتيم و به دنياى امروز و معضل پناهندگى نگاه کرديم.
روزى نيست که خبر غرق شدن و يخ زدن و کشته شدن پناهجويان را در اقصى نقاط جهان نشنويم. انسانهايى که از دست خفقان و درد و رنج و تحقير و سرکوب و فقر و به اميد يک زندگى بهتر، زندگيشان، روابط اشان و گذشته اشان را در نقطه اى برجاى گذاشته و فرار ميکنند. اينها همگى قربانيان نظام و دولتهاى حاکم هستند. در مسير راه داستانهاى اين فراريان، بايد و ميتواند داستان دهها فيلم باشد که حيرت و تعجب همگان را بر انگيزد.
اما دنياى امروز وارونه است و کسى به اين سناريوهاى واقعى زندگى انسانها کارى ندارد.
مطبوعات بين المللى، سعى دارند، اين داستانها و اين تراژديها چندان برجسته نشود، و در سواحل درياهايى نظير اسپانيا، نخست با عجله هر روز، اجساد اين قربانيان را جمع ميکنند و سواحل را " پاکسازى " ميکنند تا توريستها با اين صحنه هاى دلخراش روبرو نشوند و بعد از آن در اين مورد سکوت ميکنند. اين آئينه تمام نماى زندگى انسان در دنياى امروز در نظم نوين جهانى است. کنفرانس ما بايد به اين مهم مى پرداخت که در نظم نوين جهانى معنى پناهنده چيست و سياست دولتهاى حاکم نسبت به اين معضل مهم اجتماعى و بين المللى چيست و در مقابل اين سياستها ما بعنوان يک نهاد بين المللى و بزرگ و مهم چه بايد بکنيم.
ما گفتيم که در دنياى امروز پناهنده پذيران خود پناهنده ساز هستند. نمونه عراق را آورديم که دولت امريکا با بمباران و تحميل سناريوى سياه ، هزاران نفر را وادار به فرار کرده و در آنسوى مرز، آنها را بعنوان پناهنده به رسميت نمى شناسد، چرا که ادعا ميکند دمکراسى را به آن کشور باز گردانده است!!! ما گفتيم که تعرض به حقوق انسانى و جهانشمولى حقوق انسانى، چگونه تاثيرات مخرب خود را بر امر پناهندگى و حقوق پناهجويان گذاشته است. ما گفتيم که دولتهاى غربى عملا خواهان ملغى اعلام شدن حق پناهندگى هستند و ما گفتيم که اين سياست به معنى قتل و کشتار و ديپورت و بى حقوقى مطلق پناهندگان است. همان واقعياتى که روزمره شاهد آن هستيم.
واقعيت ديگرى که کنفرانس دهم به آن تاکيد کرد، اين بود که تعرض به حقوق انسانى پناهجويان با تعرض به حقوق همه انسانها و تعرض به حقوق کارگران و مردم در کشورهاى پناهنده پذير تکميل شده است و همين امر، هم سرنوشتى عميقى را در بين فراريان از دست دولتها و باندهاى تروريست با مردم در سراسر جهان ايجاد کرده است.
با توجه به اين فاکتورها و مسائل متعدد ديگرى، ما در کنفرانس دهم فدراسيون تاکيد کرديم که موقعيت پناهنده، همانند کالا در نظام سرمايه دارى و در نقد کاپيتال مارکس، آئينه تضادهاى عميق در نظام سرمايه دارى است و بايد در سطح جهانى وسيعا مورد نقد و افشا ما قرار بگيرد.
اين دنيا وارونه است و موقعيت پناهنده در آن، وارونگى و ضد انسانى بودن آنرا به عيان نشان ميدهد. در مقابل اين اوضاع هزاران و ميليونها فرارى و پناهنده در حال مبارزه اى دائمى و روزمره هستند. فدراسيون خود را موظف به دخالت و سازماندهى اين مبارازت ميداند.
در موقعيت امروز و با توجه به اين فاکتورها، ما خواهان سازمان دادن و دخالت در ايجاد تشکلها و کوالسيونهاى وسيع بين المللى هستيم که امروز هم امکان پذير و هم موثر و کارآ است.
ما خود را متعهد ميدانيم که مبارزه و اعتراض روزمره فراريان از دست تروريسم اسلامى و از دست حکومت ترور اسلامى در ايران را سازمان داده و در اين مهم، دست يارى بسوى خود اين فراريان دراز ميکنيم. ما متعهد شديم که به امر پناهندگى زنان فرارى از دست جهنم جمهورى اسلامى وحکومت آپارتايد جنسى بطور ويژه پرداخته و در اين مورد کمپينهايى را در دستور بگذاريم. مباحثات ما در اين کنفرانس به پلاتفرمى انجاميد که راهنماى کار و فعاليت ما در دور آتى است.
در اينجا يکبار ديگر از همه کسانى که در کمپهاى پناهندگى در اقصى نقاط جهان سرگردان هستند، از همه کسانى که معضل پناهندگى و سياست ضد پناهندگى دولتها زندگيشان را به بن بست کشانده، ازپناهجويان در ترکيه و پاکستان و اروپا و کانادا ، از همه فعالين حقوق پناهندگى دعوت ميکنم که به صفوف ما بپيوندند تا دست در دست يکديگر متحدانه و با قدرت بر عليه اين سياستهاى ضد انسانى و در جهت بهبود شرايط زندگيمان مبارزه و فعاليت کنيم. فدراسيون ظرف اين مبارزه حياتى است. به فدراسيون پناهندگان ايرانى بپيونديد!