روز ويژه، حق ويژه

"زنان پناهجو و حق پناهندگى"

کيوان جاويد

ماه مارس از راه مى رسد. روز خاصى در اين ماه يک بار ديگر دو قطب اصلى جامعه در برابر هم عرض و اندام مى کنند. ٨ مارس اين روز ويژه است. روزى که يادآور مبارزه براى بوجود آوردن تغيير واقعى در زندگى بيش از نيمى از جمعيت کره زمين شناخته شده است. روزى که مهر قطب چپ جامعه را بر خود دارد. وقتى صحبت از روز جهانى زن مى شود فورا همه ياد بهبود وضعيت زنان مى افتند. زنان هميشه در طول تاريخ بشرى مورد ظالمانه ترين اجحافات اجتماعى قرار گرفته اند اما با حاکم شدن نظام سرمايه دارى زنان نيز وسيعا وارد بازار کار گرديند و همين امر باعث استقلال نسبى اقتصادى آنان گرديد و زمينه مساعدى براى مبارزه در راه حق برابرشان شد. سوسياليستها هميشه از پيشکسوتان احقاق حق برابر بين زنان و مردان بودند. انقلاب اکتبر از يک سو و مبارزات مهم دهه هاى ٦٠ و ٧٠ ميلادى از سوى ديگر اوج تعرض اين جنبش برابرى طلبانه عليه پايمال شدن حقوق زنان بود و به همين دليل جايگاه بسيار ويژه اى در تاريخ پيدا کرده است. اروپاى امروز تنها گوشه کوچکى از تعرض اين جنبش را منعکس مى کند و محصول مستقيم جنبش آزادى زنان است. اين جنبش صرف نظر از دستاوردهاى مهم حقوقى اى که بدست آورده است تعرض تعينن کننده و حياتى ديگرى نيز از نظر سياسى به طبقات حاکم تحميل کرده است. جهانشمول بودن حقوق زنان و اينکه حقوق زنان مرز و مليت و مذهب نمى شناسد از بزرگترين پيشروى هاى سياسى اين جنبش است و تاکنون هيچ تعرض متقابل ايدئولوژيک - سياسى، از جمله تعرض با سلاح نسبيت فرهنگى نتواسته است پرچم و سلاح جهانشمول بودن حقوق زنان را از دست اين جنبش بگيرد.

دو دهه گذشته با روى کار آمدن اسلام سياسى در ايران و گسترش نفوذ آن در خاورميانه و کشورهاى اسلامزده هجوم وحشيانه و افسارگسيخته به زنان شروع شده است و زندگى زنان را به يک جهنم واقعى تبديل کرده است. طى اين دوره ميليونها زن اسير دست بى رحم مذهب و مردسالارى زندگى شان نابود و تباه شده است. وجود اين شرايط اسفبار دليلى شد تا ميليونها زن به منظور نجات جان و زندگى خود به کشورهاى غربى پناه آورند تا بتوانند از دستاوردهاى مدنى حاکم بر جوامع غربى بهره مند گردند. متعاقبا با فروپاشى بلوک شرق، تعرض اردوگاه غرب به دستاوردهاى رفاهى و مدنى و از جمله حقوق زنان به اوج خود رسيد و جنبش برابرى طلبانه زنان را فرسنگها به عقب راند. زنان گريخته از مذهب و آپارتايد جنسى، اما، نتوانستند در کشورهاى غربى از حق پناهندگى برخوردار گردند و تاکنون مطالبه: "پناهندگى حق همه زنانى است که آپارتايد جنسى مى گريزند" نتوانسته است مهر خود را به روند پناهندگى بکوبد. زنان پناهجو همچنان قربانى شرايط موجود در جهان معاصر اند.

در ٨ مارس امسال در ميان دهها مطالبه اساسى و حياتى يک خواست فورى ديگر بايد به جنبش برابرى طلبانه زنان اضافه گردد. بايد در غرب جنبش حق پناهندگى براى زنان گريخته از آپارتايد جنسى را به يک عرصه مهم مبارزه تبديل کرد. بايد کارى کرد که مبناى "مترقى" و پيشرو و طرفدار حقوق زن بودن با قبول اين خواست هم سنجيده شود. با همين مطالبه بايد سراغ جنبشهاى اجتماعى و مدافعين راستين حقوق مدنى رفت و براى احقاق اين حقوق فورى و حياتى نيرو بسيج کرد. دولتها و کميسارياى سازمان ملل در امور پناهندگى را مى توان و بايد از جمله با اين خواست تحت فشار قرار داد. بسيج و متشکل شدن خود زنان پناهجو و فعاليت مشترک با مهم ترين سازمانى که در اين زمينه کار و فعاليت مى کند اساسى و تعيين کننده است. فدراسيون اين تشکل است.