٢٥ سال جمهورى جنايت اسلامى در ايران!

رژيم جمهورى اسلامى جشن ٢٥ سالگى اش را برگزار کرد. ٢٥ سال پيش در روز ٢٢ بهمن ١٣٥٧ رژيم ديکتاتورى سلطنتى با قيام پيروزمند مردم ايران به زير کشيده شد و براى اولين بار وسيع ترين آزادى هاى سياسى در جامعه ايران و به نيروى انقلاب مردم برقرار گرديد. جريان اسلامى به رهبرى خمينى توانست در نبود يک نيروى سياسى چپ و سوسياليست که بتواند انقلاب مردم را رهبرى کند، در مدت کمتر از دو سال سيطره حاکميت سياه مذهب و جمهورى اسلامى را بر گرده مردم ايران تحميل نمايد. جانيان اسلامى با راه اندازى و سازماندهى گله هاى حزب الله، خواهران زينب، سپاه پاسداران و نيروهاى سرکوبگر به عاريت گرفته از رژيم شاه، اين دم و دستگاه سرکوبگر را در خدمت حفظ و تداوم دستگاه جنون و آدم کش اش گرفت. بدين ترتيب جريان ضد انقلابى مذهبى تحت رهبرى خمينى و خيل اراذل و اوباش حزب الله ديکتاتورى خشن مذهبى را بر مردم ايران تحميل کردند. جانيان تازه به قدرت رسيده، بلافاصله از فرداى پيروزى انقلاب براى مردم و ادامه مبارزه شان خط و نشان کشيده و تهديد کردند که "انقلاب تمام شده است. وقت بازسازى و استقرار حکومت قانون و نظام جمهورى اسلامى مى باشد". در رفراندومى که در ١٢ فروردين ١٣٥٨ از طرف خمينى و دار و دسته اش برگزار شد، ادعا شد که بيش از ٩٩ درصد مردم به جمهورى اسلامى راى داده اند. جريان ضد انقلابى مذهبى به رهبرى خمينى توانست با استناد به اين راى گيرى پروژه سرکوب انقلاب، پاکسازى ايران از ملحدان، کمونيستها، سوسياليستها و آزاديخواهان را با حمايت ضمنى غرب در جهان دو قطبى سابق به اجرا بگذارد. جمهورى اسلامى و شخص خمينى با سازماندهى کشتار سال ٦٠ آخرين بقاياى سازمانهاى چپ و غيرمذهبى و هر چيزى که بويى از آزادى و رهايى مى داد را به سر انجام رساند. در مدت کوتاهى هزاران نفر در محاکمات کوتاه به اعدام در ملا عام محکوم شدند. صدها هزار نفر از بهترين انسانها دستگير و راهى شکنجه گاههاى جمهورى اسلامى شدند.

از اواسط دهه ٦٠ ديگر ديکتاتورى تمام عيار حکومت اسلامى در سراسر کشور با اتکا به سرکوب، زندان، اعدام در ملاء عام و دهها و دهها نوع جنايت ديگر برقرار گرديد. از بدو سرکار آمدن رژيم جانيان اسلامى فعالين و اعضا سازمانهاى سياسى چپ و سوسياليست، فعالين و رهبران مبارزات کاگرى و آنهايى که از قتل عام هاى رژيم جان سالم بدر برده بودند، ايران را ترک و به کشورهاى مختلف جهان پناهنده شدند. عدم ناخوانى حکومت اسلامى با باورها، سبک و شيوه زندگى اقشار مختلف مردم ايران، راه فرار از ايران و به اميد رسيدن به يک زندگى امن و بدور از سرکوب، ميليونها انسان را مجبور به ترک کشور و انتخاب راه و روش زندگى پناهندگى کرد. بدين ترتيب با سر کار آمدن رژيم جمهورى اسلامى، به دليل سرکوب وحشيانه آخرين مقاومتها و مبارزات مردم، به دليل حاکم گرداندن ديکتاتورى قرون وسطايى حکومت اسلامى، به دليل تهديد اعدام، زندان، شکنجه، اعمال انواع و اقسام محروميتهاى سياسى و اجتماعى را فرار از جهنم جمهورى اسلامى را پيش گرفتند. موج فرار که ابتدا محدود به گروههاى خاصى از مردم و بويژه اعضا، هواداران احزاب و سازمانهاى اپوزيسيون رژيم را در بر مى گرفت، در دهه دوم حاکميت سياسى رژيم جمهورى اسلامى وسيعتر شد و بسيارى از اقشار ديگر جامعه را در بر گرفت. جمهورى اسلامى که پروژه "اسلاميزه کردن جامعه" را در دستور گذاشته بود، با هر آنچه بويى از تمدن، زندگى شاد و مرفه، آزادى هاى اجتماعى و فرهنگى، روابط آزاد پسر و دختر، "نمادهاى فرهنگ غربى" در جامعه روبرو بود، غير اسلامى و غير اخلاقى ناميد و با صدور انواع و اقسام فتواهاى خمينى و آخوندهاى ريز و درشتش با اين مظاهر اعلام جنگ کرد. بديت ترتيب موج فرار از حاکميت سياه مذهبى تبديل به پديده عمومى و همه گير شد. در اين ميان بخش هايى از مردم تمام اميد و آرزويشان را فرار از جهنم اسلامى و روى آوردن به کشورهاى پناهنده پذير را تنها اميد رهايى از نکبت اسلام و قوانين ضد زن و ضد بشرى اش دانسته و ايران را ترک کردند. جمهورى اسلامى دليل و علت اصلى و بانى اساسى پناهندگى و مهاجرت در دو دهه گذشته در ايران بوده و مى باشد.

امروز بعد از گذشت ٢٥ سال از به قدرت رسيدن جمهورى اسلامى، جامعه ايران آبستن انقلابى ديگر مى باشد. انقلابى که بشدت ضد مذهبى، سکولار، برابرى طلب و رهايى بخش خواهد بود. امروز مردم ايران عليرغم تحمل سرکوب و ترور و کشتارهاى صدها هزار نفرى براى به گور سپردن حکومت جانيان اسلامى به ميدان آمده اند. با سرنگونى جمهورى اسلامى و برقرارى جامعه اى آزاد و برابر پديده پناهندگى و مهاجرت، فرار از جهنم ديکتاتوريهايى چون رژيم جمهورى اسلامى هم پايان خواهد يافت. جمهورى اسلامى مساوى است با سرکوب، ترور، شکنجه، اعدام سنگسار، قصاص، فرار و .. مى باشد. جانيان اسلامى امروز در برابر جنبش سرنگونى خواهى مردم ايران صفوفشان شکاف برداشته، عاجر و درمانده شده اند، بى افق تر از هميشه در برابر انقلاب آتى مردم ايران دارند از پا در مى آيند. جمهورى اسلامى و مراسم هاى دولتى اش به مناسبت سالگرد انقلاب ٢٢ بهمن، هيچ ربطى به انقلاب مردم در ٢٢ بهمن ٥٧ نداشته و ندارد. جمهورى اسلامى محصول سرکوب انقلاب بهمن مى باشد. اما مردم ايران انقلاب ٢٢ بهمن، خاطرات آن را سينه به سينه نقل کرده و به نسل هاى بعدى انتقال داده اند. انقلاب آتى ايران بى شک از درس ها و تجارب انقلاب ٥٧ بهره خواهد جست. انقلاب آتى ايران بساط اسلام، مذهب و جمهورى اسلامى را در هم خواهد چيد و نويد بخش انقلاب عظيم ضد مذهبى مردم خاورميانه براى رهايى از چنگ اسلام سياسى و ديکتاتورى هاى مذهبى خواهد شد. اولين پيش شرط اين رهايى، سرنگونى رژيم جمهورى اسلامى مى باشد و مردم ايران مشغول و دست اندرکار اين امر مى باشند. جمهورى اسلامى بايد گورش را گم بکند.

٢٣ بهمن ١٣٧٢ برابر با ١٢ فوريه ٢٠٠٤