کلمه بيست و پنج سال حکومت اسلامى گوياى همه جنايات و فجايع اى نيست که مردم ايران با آن روبرو شده اند. ٩١٢٥ روز زندان، کشتار، شکنجه، فقر، گرسنگى، فحشا و استبداد لگام گسيخته اسلامى کارنامه سياه اين حکومت ضد انسان است. نسل انقلاب تنها خاطره اش از روى کار آمدن اين تبهکاران ياد انسانهاى شريفى است که در چهارگوشه ايران به دار آويخته شدند يا در زندانها بهترين ايام عمر خود را سپرى کردند. نسلى که جنگ ضد انسانى ايران و عراق صدها هزار کشته از آنها گرفته است و سايه شوم دخالت مذهب در تار و پود زندگى روزمره شان همه شادى و نشاط را از آنها ربوده است. نسل بعد از انقلاب يعنى ميليونها دختر و پسر جوان چيزى از زندگى نفهميده اند. بساط شلاق زنى و دعا خوانى و نوحه سرايى ساده ترين خاطره اين خيل عظيم است. بياييد بيکارى و انتشار سرطانى مواد مخدر را هم به کارنامه حاکميت اسلامى اضافه کنيم تا بخشى ديگر از نکبتى که جامعه را در چنگال بى رحم خود مى فشارد عيان گردد.
با اين وجود روزى نبوده است که جمهورى اسلامى خياليش از طرف مردم آسوده بوده باشد. رژيم دست به هر کارى زد فورا مستقيم و غير مستقيم مردم را در برابر خود ديد. تلاش بيست و پنج ساله رژيم براى قالب کردن حجاب اسلامى يکى از آن مواردى است که رژيم را وادار به زانو زدن در برابر زنان کرد. اعتراضات آشکار و پنهان کارگران، دانشجويان و در يک کلام نه گفتن به همه مظاهر فرهنگى، سياسى و اجتماعى آنچنان عرصه را بر اين رژيم تنگ کرد که شکاف در حاکميتش را ايجاب کرد.
امروز، اما، چشم انداز انقلابى ديگر با اميد دست يابى به يک زندگى شاد و آزاد و برابر در ايران بيش از هر زمان ديگر محتمل بنظر مى رسد. خيل دشمنان رنگارنگ مردم از ساقط شدگان قبلى تا موج توابين سياسى که روزى خود را انقلابى و ضد استبداد مى پنداشتند بى وقفه عرق مى ريزند تا مردم را از دست زدن به يک انقلاب رهايى بخش دور کنند. جمهورى اسلامى، اما، همه ريشه هايش بر خاک است. بازيگران حفظ اين نظام کثيف آمدن و رفتند. چيزى که باقى ماند حزبى است که بى هيچ توهمى بيست و پنج سال همه توانش را براى نابودى اين رژيم بکار انداخت. براى پيروزى قطعى تنها راه نجات جامعه براى رهايى همه جانبه گرد آمدن زير پرچم اين حزب است. حزب کمونيست کارگرى تنها انتخاب ممکن مردم براى رهايى از شر اين حکومت است.