مرگ کیان
نامی نداشت
گزارشی از
مراسم یادبود مرگ کیان
24 ماه مه 2006 درست 2 سال از
خودکشی کیان در کمپ پناهندگی کارسلوند در کمون
اوپلاند وسبی واقع دراستان استکهلم میگذرد. کیان
ترانس سکسوال یعنی شخصی که خواهان تغییر جنسیت میباشد
بود. او در ایران بصورت زن آفریده شد منتها از لحاظ احساسی
خود را جنسیت دیگر میشناخت . او معلم و فعال سیاسی و منتقد
رژیم جمهوری اسلامی در ایران بود .
کیان در نوامبر 2001 به سوئد آمد
و در همان زمان بخاطر وضعیت جنسی خود تقاضای پناهندگی کرد
. او برای مسئولین مربوطه پناهنده پذیری سوئد چنین گفت که
از تعقیب دولتی بخاطر هم جنس گرا بودنش و ترس از مجازات و
اعدام از ایران گریخته است . تقاضای پناهندگی کیان در
فوریه سال 2004 رد شد و اداره اتباع بیگانه از وی خواست که
به ایرا ن برگردد .
زمانی که کیان خود را کشت یکماه
پیش از آن هم دست به اینکار زده بود . مقامات مربوطه
میدانستند که زندگی وی در خطر است . روی پا بند نبود و شب
و روز راه میرفت . وی به پرستاری و درمان حرفه ای ونگهداری
دربیمارستان نیاز داشت . فقط میدانست که نباید به ایران
برگردد . روی این تصمیم مصر بود و کابوس برگشت به ایران
حال وی را روز به روز خرابتر میکرد .
حلقه ای از یک همکاری غیر انسانی
و بیرحمانه میان مقامات مربوطه امر پناهنده پذیری و امور
درمانی و مسئولین کمپ پناهندگی کارسلوند وجود داشت
که وی را وادار به برگشتن به ایران و یا نابودی خود میکرد.
اداره اتباع بیگانه در جوابیه
منفی کیان اینچنین مینوسد که ما در آنچه که کیان
راجع به وضعیت جنسی خود میگوید شکی نداریم . این اداره در
ادامه دلایل خود برای این جواب منفی مینوسد که در ایران
افرادی مثل کیان میتوانند تغییر جنسیت داده و بزندگی عادی
خود ادامه دهند و ادامه میدهد که این مشکل جنسی نمیتواند
برای گرفتن جواب مثبت کافی باشد .
کیان با تمام وجود آن ترس
و وحشتی که انسانهای همجنسگرا روزانه در زندگی عادی خود
احساس میکنند را در مقیاس بسیاری تجربه کرد . چه در ایران
و چه در زمانی که به سوئد آمد. و این بخاطر این بود که
حمایت برحق خود را بخاطر فرار از شکنجه و مجازات در ایران
از طرف دولت سوئد نگرفت . طبق قانون انسانهائی که بخاطر
جنسیت و بخصوص همجنسگرائی خود تحت تعقیب و به سوئد پناه
میآورند باید ازحمایت کافی برخوردار شوند .
بعد از مرگ کیان کمون
اپلاندوسبی در استان استکهلم مخارج خاکسپاری را متحمل
شد ولی حاضر به خرید سنگ قبر برای وی نشد .
کیان بخاطر یک دید و آن نفرت از
هنجنسگرایان ( ترانس فوبی ) زندگی خود را از دست داد .
کیان قربانی رفتار سیستم و انسانهائی شد که بخود اجازه
میدهند که در امر خصوصی افراد دخالت کرده و این انسانها را
تحقیر و آزار دهند و احساسات آنها را جدی نگیرند .
یک قبر بدون سنگ میتواند پایمال
کردن حقوق پناهندگان و بخصوص همجنسگرایان را توسط دولت
سوئد پنهان کند .
بدین خاطر با ابتکار مهین
علیپور سخنگوی کمپین دفاع از حقوق زنان در ایران واحد
استکهلم و آذر پویا از دوستان نزدیک کیان
فراخوان جمع آوری کمک مالی شد تا بتوان سنگ قبری برای کیان
تهیه گردد .تعداد بسیاری در این امر کمک کردند و اینطور
تصمیم گرفته شد که اگر پولی بماند فاندی درست شود که هر
ساله جایزه ای را به شخصی که در امر دفاع از حقوق
همجنسگرایان قدمهای موثری را برداشته تقدیم کند .
در روز 24 ماه مه 2006 ما به
تعداد بسیار قابل ملاحظه ای متشکل از دوستان و مداقعین این
عرصه بر مزار این عزیز جمع گشتیم . کمپین دفاع از حقوق
زنان ایران در استکهلم توانست که در این مبارزه مانند
پلی باشد که دوستان و مدافعین حقوق انسانها را بخصوص در
امر دفاع از حقوق همجنسگرایان مثل سازمان دفاع از حقوق
همجنسگرایان سوئد (ارافسل) و قمینیست های مدافع حقوق
همجنسگراها (فی) را بدور هم جمع کند . هم اکنون ما در فکر
انتخاب جمله ای برای این سنگ قبر هستیم که حقیقت مرگ کیان
را بر ملا کند.
روز 24 مه 2004 باید به روز
اعتراض به سیاست غیر انسانی پناهنده پذیری سوئد بخصوص در
رابطه با افراد همجنسگرا تبدیل شود .آنچه که بر سر کیان
آمد نباید برای شخص دیگری اتفاق بیفتد و زنده نگشتن یاد
کیان جزئی از این مبارزه است .
مهین علیپور
29 ماه مه 2006