گزارش
روز شمار هفته دوم
تحصن ٤ پناهجوى ايرانى در مقابل دفتر يوان آنكارا
به مسئولينِ
فدراسيون سراسری پناهندگان
کزارش تحصن روز جمعه ۲۱/۱۰/۲۰۰۵
١ـ جوتيارقادريان به
شماره کيس g_۱۹۳۲
در ساعت ۹.۳۰
به دفتر يو ان مراجعه کردم و در ساعت ۱۰
صبح با آقای رمضان می خواستم صحبت کنم ولی ايشان متاسفانه به من
هيچ جوابی ندادن و گفتن که ما با شما هيچ صحبتی نداريم و حرفهايمان را
زديم و بد از ظهر هم اصلا با من صحبتی نکردند.
۲ـ مهدی دراج. به
شماره فايل D_۱۱۲۹
در ساعت ۹.۳۰
در دفتر يوان در آنکارا حاضر شدم و در ساعت ۱۰
صبح با آقای رمضان صحبت کردم و مشکلم را گفتم که
۴ سال است که در ترکيه هستم
و قبولی دارم ولی مجددا مصاحبه شدم و ۳
سال است که منتظرِ جواب هستم .ايشان هم گفتند که شما برو ما اينجا
به كسی جواب نمی دهيم و جواب تو هنوز مشخص نيست من هم گفتم تا جوابم
مشخص بشود همينجا می مانم . بعد از ظهر هم كسی اصلا به ما حرفی نزد و
در ساعت ۵ عصر به
اتفاق دوستانم به منزلِ دوستمان در ۴۰ کيلومتری
آنکارا رفتيم.
۳. جعفر شاهی
S_۵۶۷۶
در ساعت ۹.۳۰
در دفتر unhcr حاضر
شدم و در ساعت ۱۰با
آقای رمضان صحبت کردم و گفتم که جواب من چی شد ايشان هم گفتند که شما
هنوز جواب نداريد من هم گفتم که تا گرفتن جواب مثبت اينجا تحصن خواهم
کرد و اينجا می مانم. بعد در ساعت ۳
بعد از ظهر هم به دکتر رفتم چون من مشکلِ روحی دارم و هر ماه به دکتر
ميروم و پرونده در پلی كلينيك يو ان دارم و دريو ان آنکارا مشكل من را
ميداند
. با تشكروخسته نباشيد .
به فدراسيون
سراسری پناهندگان
با سلام
۱.جوتيار قادريان.۲.مهدی
دراج.۳.جعفر شاهی.
در راستای تداوم تحصن و اعتراض به سياستهای يوان در آنکارا و مطالبات
بر حق و قانونی پناهندگی در تاريخ ۲۴/۱۰/۲۰۰۵
در ساعت ۳۰/۹صبح
در جلوی درب يوان حاضر شديم .
اما متاسفانه عکس العمل كارمندان نشان ميدهد که اقدام ما به مذاق انان
سازگارنيامده زيرا ازملاقات با ما شانه خالی می كنند و ميگويند که ما
با شما حرفی برای گفتن نداريم و همه حرفهايمان را زده ام و هيچ
حرف جديدی برای گفتن نداريم و آقای رمضان ادعا کردند که من حرفهای شما
را به خانمِ کارولين (مسئولِ بخشِ حقوقی ) زدم.
وقتی يوان ازاقداماتی مثل تحصن و مثل ان استقبال نميکند چرا
اينقدر پروسه جواب پناهندگی را طولانی ميکند که پناهندهای که در
شرايط نامطلوب روحی و اجتماعی بسر ميبرد دست به کارهای اين چنينی
بزند. جوابهای unhcr
آنکارا به قدری طولانی ميباشد که پناهندگان مجبور ميشوند فرار را بر
قرارترجيح داده و به اب و آتش يزنند و وقتی در باتلاقهای يونان گير يا
در شهرهای مرزی دستگير ميشوند ان وقت به راحتی به همان پناهجويانی که
سالها منتظرِ جواب unhcr
بودند ظرف مدت کمی جواب مثبت ميدهند . اگر
unhcr در بازداشتگاه بهتر جواب ميدهد ان وقت
بايستی انتظار آنرا داشته باشد که به زودی بسياری از پناهجويان خودشان
را به عمد در شهرهای مرزی تحويل پليس بدهند تا بلکه يک جوابی از يو ان
دريافت نمايند. در ضمن پناهجوی ديگری هم امروز به ما ملحق شده است .
۴.ايرج وکيلی. در
ساعت ۳۰/۹
به درب يوان مراجعه کردم و با شخصی که که نام خودش را معرفی نکرد صحبت
کردم و من از وضعيتِ خودم و وضعيتِ پزشکيم که سرطان پروستات
و گرفتگی عروق قلبی و جواب پرونده ام به زبان ترکی سوال نمودم و ايشان
جواب دادند ما در اينجا به کسی جواب نميدهيم شما به شهر خود برگرديد ما
با شما تماس خواهيم گرفت به نامبرده گفتم که من مرتبه چهارم است که شما
و دوستانِ شما همان جواب تگراری را به من ميگويند با توجه به کهو لت سن
و بيماری، انتظار طولانی برايم میّسر نيست و تا جوابی نگرفته از آنکارا
خارج نخواهم شد و ايشان گفتند که هرطور که ميلتان است. بعد به ايشان
عنوان نمودم شما شماره تلفنی را قيد گرديد که امکان تماس به ان بسيار
سخت و تقريبا محا ل است چون ماهها روزهای سه شنبه و پنجشنبها ساعتها
تلاش نمودم ولی موفق به صحبت نشدم و متاسفانه به اينجا هم که مراجعه
ميکنم فردی که بتواند در مورد پرونده جواب قطعی و درستی بدهد وجود
نداشته و كارمندهای پائين دست برای از سر کردن مراجعين به دم درب می
فرستند /
جای بسيارتاسف است که سازمانی مثل سازمان ملل که حد اقل
ازمنشورو قوانين ان با اطلاع هستند ومقامی صالح برای دفاع از حقوقِ بشر
ميباشد حقوقِ اوليه من که اطلاع يابی از پروندهام ميباشد رعايت نميکند.
نامبرده حرفی برای گفتن نداشت و جواب نداد و من هم نامه ای
بر مبنای تسريع در جوابم به داخل صندق انداختم.
با تشكر وسپاس
به مسئولين فدراسيون
سراسری پناهندگی
گزارش تحصن مورخ ۲۵/۱۰/۲۰۰۵
۱ـ جوتيار
قادريان..من در ساعت ٩و ٣٠ دقيقه صبح جلوی درب يو ان حاضر بودم و در
ساعت ۱۰ با مترجم
حرف زدم و وضعيت خودم را گفتم گه ۱۵
ماه است كه مصاحبه شده ام و هنوز جوابی ندارم و ايشان گفتند كه ما جلوی
درب يو ان جواب نمی دهيم و زنگ بزنيد من هم گفتم
۱۵ ماهه زنگ ميزنم وشما به
من جواب نداديد بنا براين من اينجا خواهم ماند تا تکليفم مشخص شود و
بعد از ظهر همان مترجم با خانمی ديگر امدند و به من گفتند گه شما
بايستی تا حالا جواب می گرفتيد چرا به شما تا حالا جواب ندادند؟ و
گفتند من موضوع شما را مطرح می كنم.
۲ـ مهدی دراج من در
ساعت ٩ و ٣٠ دقيقه در جلوی درب يو ان حاضر شدم و ساعت۱۰
صبح با مترجم حرف زدم و مشکلم را گفتم گه
۳ سال است منتظر
جواب شما هستم و ايشان گفتند ما جلوی درب جواب نمی دهيم و زنگ بزن من
هم گفتم بعد از ۳
سال باز می گو ييد زنگ بزن من اينجا می مانم واز اينجا زنگ ميزنم و چون
بيمار هستم نتوا نستم تا شب بما نم و بعد از ظهر رفتم به اطاق دوستم
برای استراحت.
٣ـ جعفر شاهی من در
ساعت ٩ و ٣٠ در جلوی درب يو ان حاضر شدم و در ساعت
۱۰ با مترجم صحبت کردم و
ايشان گفتند جوابی نداری و بعد از ظهر همان مترجم با خانمی ديگر امدند
و گفتند پرونده شما نزد مدير است و ايشان با يستی جواب بدهند تا ما به
شما جواب بدهيم بعد در ساعت ۵
عصر از جلوی يو ان برگشتم.
۴ـ ايرج وکيلی. من
در ساعت ٩ و ٣٠ در جلوی درب يو ان حاضر شدم و با خانم مترجم مشکلم را
مطرح كردم و گفتم گه بيماری قلبی دارم و شما هنوز جوابم را نداديد و
انها گفتند گه ما با وکيلت تماس می گيريم و به ايشان وضعيت شما را می
گوييم و فردا به شما می گوييم.
با تشکر و خسته نباشيد.
به مسئولين سراسری
فدراسيون پناهندگی
گزارش تحصن مورخ ۲۶/۱۰/۲۰۰۵
۱ـ جوتيار
قادريان..من در ساعت ۳۰/۹
صبح جلوی درب يو ان حاضر بودم و در ساعت ۱.۳۰
با
مترجم ( اقای ارمان)حرف زدم و وضعيت خودم را گفتم که ١۵ ماه است که
مصاحبه شده ام و
هنوز جوابی ندارم و ايشان با لحنی
بسيار تند گفتند که ما جلوی درب يو ان جواب نمی
دهيم و زنگ بزنيد و چندين بار اين حرف را
تکرار می کرد و اجازه حرف زدن به من را
نمی داد من هم گفتم که ما اشخاص سياسی از
دست رژيم جمهوری اسلامی به
شما پناه می
اوريم و يو
ان را مدافع حقوق بشر ميدانيم ولی متاسفانه ما هيچ بر خورد مناسبی از
شما نديده ايم و بار ديگر از شما خواهش می
کنم که به وضعيت پرونده من رسيدگی کنيد.
۲ـ مهدی دراج من در
ساعت ۲
ظهر در جلوی درب يو ان حاضر شدم
ساعت ۳۰/۲ با
خانمی
حرف زدم و مشکلم را گفتم که ۳
سال است منتظر جواب شما هستم و ايشان گفتند من مشکل
شما را با بالا مطرح می کنم و به شما جواب
می دهم بعد از ۱
ساعت بعد مجددا با ايشان
حرف زدم و ايشان گفتند شما که قبولی گرفتيد و قبولی
کانادا هم داريد اينجا چه می
خواهی چرا تا حالا نرفته
ای من هم جواب دادم که اين را شما بايستی جواب بدهيد که چرا
نرفته ام بعدش با تلفن با بالا صحبت کرد و
بعد به من گفت که وضعيت شما تغيير نکرده
است و بايستی منتظر بمانی.
۳ـ
جعفر شاهی من در ساعت ۳۰/۹
در جلوی درب يو ان حاضر شدم و در ساعت ۱۰
رفتم که با
مترجم حرف بزنم با من حرفی نزد و بعد از ظهر اقای
ارمان با خانمی امدند
پايين و
بدون انکه من حرفی بزنم با تندی به من
گفتند، جوابی نداری برو تلفن کن و من هم
گفتم تلفن شما هميشه اشغال است. و جوابی به
ما نمی دهيد.
٤ـ ايرج وکيلی. من در ساعت
۳۰/۹ در جلوی درب يو ان
حاضر شدم ساعت
۱۰/۳۰ بطور اتفاقی
مراد وکيل خود را ديدم و در مورد وضيت
پرونده ام با وی صحبت نمودم و ايشان گفتد که(
تاييديه شما امده وشما هم گفتيد که فعاليت
سياسی نداريد و انجا گفته شده که شما يک
نفر سياسی هستيد) ومن گفتم حال من به سياسی
بودن و نبودن کار ی
ندارم اگر ميخواهيد
بگويم تا تاييديه من را عوض کنند وی هم گفتند که ديگر
لازم نيست و پرونده شما در
دست کميسيون ميباشد و من گفتم که من کميسون را
نشناخته و خواهش ميکنم هر چه زودتر
جواب من را بدهيد
با تشکر و خسته نباشيد.
به
مسئولين فدراسيون سراسری پناهندگان
گزارش تحصن مورخ
۲۷/۱۰/۲۰۰۵
۱ـ
جوتيار قادريان من در
ساعت ۳۰/۹
در جلوی درب يو ان حاضر شدم و در ساعت
۲
ظهر با خانمی حرف زدم و مشکلم را گفتم که
۱۵
ماه است که جواب ندارم و ايشان گفتند ما جلوی درب جواب نمی دهيم شما
برو و از منزل تماس بگير من هم گفتم
۱۵
ماه است زنگ می زنم و هيچ جوابی به من نداديد و من ديگر به حرفتان
اعتماد ندارم و هيچ يک از حرفهای شما منطقی نبوده است تا جواب منطقی به
من ندهيد از اينجا نميروم.
۲ـ
مهدی دراج. من در ساعت
۳۰/۹
در جلوی درب يوان حاضر شدم و در ساعت
۲
ظهر با خانمی حرف زدم و مشکلم را گفتم که
۳
است که جواب ندارم وايشان گفتند ما اينجا جواب نمی دهيم و برو زنگ بزن
منهم گفتم من ۳
سال صبر کردم ديگر در منزلم نمی مانم و تا جواب درست و منطقی نگيرم از
از اينجا نميروم بعد ايشان گفتند من حرف شما را به بالا خواهم گفت.
٣ـ جعفر شاهی. من در ساعت
۳۰/۹
در جلوی درب يو ان حاضر شدم و صبح چون مترجم فارسی نبود در ساعت
۲
ظهر با مترجم (ارمان) حرف زدم وايشان گفتند برو زنگ بزن ما اينجا به تو
جواب نميدهيم و من هم گفتم شما به من جواب منطقی نداده ايد و تا به من
جواب منطقی ندهيد به تحصن خود ادامه خواهم داد.
۴ـ
ايرج وکيلی من در ساعت
۳۰/۹
در جلوی يوان حاضر شدم و در ساعت
۱۱
با خانمی صحبت کردم و مشکلم را گفتم و در مورد بيماری قلبيم منرا به
کلينيک يوان معرفی کردند و در مورد پرونده ام به من گفتند بايستی منتظر
بمانم و من هم گفتم چون
۶۰
سال دارم و نمی توانم سالها انتظار بکشم و از منزل هم شما جواب درست و
منطقی نمی دهيد بنابراين تا گرفتن جواب به تحصن خود ادامه خواهم داد.
با تشکر و خسته نباشيد
به
مسئولين فدراسيون سراسری پناهندگان
گزارش تحصن مورخ
۲۸/۱۰/۲۰۰۵
۱ـ
جوتيار قادريان من در ساعت
۳۰/۹
در جلوی درب يوان حاضر شدم و در ساعت
۱۲
ظهر با اقای يوسف حرف زدم و مشکلم را گفتم که
۱۵
ماه است که جواب ندارم و شما بعد از مصاحبه مورخه
۲۱/۷/۲۰۰۴
به من قول داديد که در عرض
۲۰روز
به من جواب بدهيد و خودتان شاهد هستيد که هر هفته برای گرفتن جواب به
شما زنگ ميزنم اما متاسفانه هر هفته جوابهای تکراری دريافت ميگنم و حال
حق اين را دارم که بعد از
۱۵
ماه بيايم و اعترض خودرا اعلام نمايم من در ترکيه سختيهای بسيار
کشيدهام ،ترور شخصيت شده ام و... وبعد ايشان بالا زنگ زدند و در نتيجه
به من گفتند که موضوع شما را به بالا می گويم و ديگر از من کاری ساخته
نيست. وايشان گفتند ما جلوی درب جواب نمی دهيم و من گفتم تا جواب به من
ندهيد از اينجا نميروم
۲ـ
مهدی دراج. من در ساعت
۳۰/۹
در جلوی درب يوان حاضر شدم و در ساعت
۱۲
ظهر با اقای يوسف حرف زدم و مشکلم را گفتم که
۳
است که جواب ندارم وايشان گفتند ما اينجا جواب نمی دهيم و برو زنگ بزن
من هم گفتم من ۳
سال صبر کردم ديگر در منزلم نمی مانم بعد ايشان گفتند اصلا هيچ جوابی
نگرفتی ؟ گفتم هيچ جوابی نگرفتم. گفت امکان ندارد و به بالا زنگ زد و
در انجا شخصی به اوجريان من را گفت و اين اتفاق چند بار با اشخاص
متفاوت اتفاق افتاده است انگار در بالا شخصی هست که با من دشمنی دارد و
جلوی کارهايم را می گيرد .بعد من به ايشان گفتم من
۳
سال نشستم و حرفی نزدم و حالا
۱۲
روز است اينجا منتظر هستم تکليفم را يوان روشن کند همينطور ادامه يابد
فردا پای راديوها و تلويزيونها و مراجع بين المللی به ميان می ايد
شماها جان من را حفظ نکرديد بلکه داريد با اشخاص ديگر هم بازی ميکنيد و
هم من را اذيت ميکنيد و هم خودتان را بعد ايشان گفتند حرف شما را به
بالا می گويم.
٣ـ جعفر شاهی. من در ساعت
۳۰/۹
در جلوی درب يو ان حاضر شدم و در ساعت
۱۲
با اقای يوسف حرف زدم و گفتم من از دست نظام جمهوری اسلامی به شما پناه
اورده ام و به عنوان يک انسان حق دارم همانند همه ماتهای اروپايی زندگی
کنم و حق من را بدهيد و به حق خود برسم وايشان گفتند برو زنگ بزن ما
اينجا به تو جواب نميدهيم
۴ـ
ايرج وکيلی من در ساعت
۳۰/۹
در جلوی يوان حاضر شدم وتا ساعت
۱۲
منتظر مترجم شدم و چون هوا بسيار سرد بود و من بيمار بودم به منزل
بازگشتم.
با تشکر و خسته نباشيد
شما در اين باره چه نطرى داريد؟