نامه خانم شمشاد و پاسخ عبدالله اسدي

آقاي اسدي عزيزم دوباره سلام

 

ممنون از نشريه همبستگي كه براي من فرستاديد. مصاحبه همبستگي رو با مينا مولوي خوندم حرفهاي ايشون خيلي منطقي بود من خودم به عينه موقعيتهاي خيلي بدتري رو ديدم و حتي من به همراه دو خواهرم و بيشتر از همه مادرم با خيلي شرايط بدتر از اون مواجهه شديم من بارها زجر كشيدن و شكنجه مادرم  رو ديدم ولي واقعاً كاري از دستمون بر نيومده و مجبور به سوختن و ساختن بوديم ولي هركسي نمي تونه خودش رو به راحتي به يک كشور ديگه برسونه مخصوصاً سوئد كه در فاصله زيادي از ايران قرار داره مگر اينكه پول خيلي زيادي داشته باشي و براي هر نفر ۱۰۰۰۰ دلار خرج كني بنابراين من خيلي مايلم بدونم ايشون چه جوري خودش رو به اونجا رسوندند چون همانطور كه عرض كردم من خيليها رو ديدم با شرايط بسيار بسيار بدتري ولي  براي رسيدن به يک كشور اروپايي مثل سوئد بايد از ۷ خوان رستم بگذريد.

من تقريباً يكسال هست كه دارم سعي مي كنم اين كارو بكنم ولي تابحال موفق نشدم با يكي دو قاچاقچي انسان صحبت كردم كه يكي ۹۰۰۰ دلار و ديگري ۱۴۰۰۰ دلار درخواست كرد براي يک ويزاي شينگن ۱۴ روزه كه بيام و برنگردم چون زبان انگليسي بلد هستم يک چندتايي دوست خارج دارم و حتي دوست آلماني من كه اصالتاً اتريشي هست و مكانيك ماشينهاي صنعتي در آلمان براي من دعوت نامه تضمين شده فرستاد كه اگر سفارت آلمان به من ويزا مي داد با هزينه بسيار كمتري در حدود ۳۰۰۰ دلار مي تونستم خودم رو به اونجا برسونم ولي نشد ديگه.

 

به جز مشكلاتي كه همه خانمها در ايران باهاش مواجه هستند من يک مشكل شخصي ديگه هم دارم كه قادر به ازدواج در ايران نيستم ايشون ۲۲ ساله هستن و تازه اول راه ولي من نزديك به سي سالم هست ولي حتي يك روزم نشده  در  خونه خودمون هم آزاد باشم چه برسه به اين جامعه خفقان آور خودمون. خوش به حالش كه تونست در اين سن از ايران و اين همه محدوديت، تبعيض و خفقان راحت بشه و زندگي جديدي رو اونجا رقم بزنه. براش آرزوي موفقيت دارم اي كاش دو خواهر من و مادرم هم اين امكان رو داشتند.

 

با احترام

شمشاد

 

به بهانه پاسخ به نامه خانم شمشاد از ايران

شمشاد عزيز سلام

از  اينکه ويزاي شما براي سفر به آلمان رد شد بسيار متأسف شدم. من متوجه شرايط سخت زندگي شما هستم؛ ميدانم که داستان زندگي شما و خانواده تان، خود يک کيفر خواست جنايي عليه نظام پوسيده اسلامي در ايران است. بايد داستان زندگي شما و ميليونها نفر مثل شما در فرداي انقلاب ايران يک دليل اصلي به محاکمه کشيدن سران جمهوري اسلامي به جرم تحميل قوانين زن ستيز و تبعيض آميز به زنان در ايران باشد؛ بايد به دليل تحميل قوانين آپارتايد جنسي به ميليونها زن در ايران همه رهبران جمهوري اسلامي را به محاکمه کشيد و سند اعمال جنايتشان را به تمام جهان معرفي کرد.

 

آن روزها دارد از راه مي رسد. آن روزها از راه مي رسد تا مانتو و حجاب اجباري و هرآنچه که اجباري کرده اند به امر آزادانه مردم در ايران تبديل شود. آن روزها دارد از راه مي رسد تا ديوارهاي اجباري ميان زن و مرد در مدارس، در استاديومهاي ورزشي، در خانه، در تاکسي، در مترو و در همه اماکن عمومي  شکسته شود. آن روزها دارد از راه مي رسد تا دست مذهب از آموزش و پرورش، از زندگي خصوصي مردم و از سر کودکان برداشته شود و قانون اساسي جمهوري اسلامي به زباله دان تاريخ انداخته شود و بجاي آن قوانيني وضع شود که اساس آن برپايه ارزشهاي انساني  باشد. ما در ايران شاهد يک جنبش قوي، مدرن و سکولار زنانه هستيم که در سي سال گذشته خود را با بنيادهاي جمهوري اسلامي در تناقض ديده و به اشکال مختلف در مقابل آن ايستادگي کرده است و به تحميل قوانين عقب مانده و قرون وسطايي جمهوري اسلامي نه گفته است.

 

شمشاد عزيز، خروج ما در آن زمان از ايران جنبه بسيار فوري و اجباري داشت ما از بازماندگان قربانيان سالهاي گذشته هستيم. تقريبا تا امروز بيست سال از پايان دوران جنگ سرد و 30 ميگذرد. در آن زمان دو دليل اصلي براي پذيرش بيشتر پناهجويان، بويژه در کشورهاي غربي و از طريق کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل وجود داشت که امروز هيچکدام از آنها وجود ندارد. يکي از آن دلايل، رونق بازار و عدم بيکاري و در عين حال کمبود نيروي کار بود و شما بعنوان پناهنده به محض ورود به کشورهاي غربي، ميتوانستيد به بازار کار راه پيدا کنيد. در واقع پناهندگان و مهاجرين نقش بسيار مهمي در سازندگي بازار کار اروپا داشتند. خوب، بر همين مبنا احترام و ارزشگذاري به پناهجويان و مهاجران در نزد اروپائيان به مراتب بالاتر بود. اما امروز، بيکاري و وضعيت بد اقتصادي بر زندگي و شرايط اجتماعي و اقتصادي  پناهجويان و بر درجه پذيرش آنها  بشدت سايه انداخته است. دليل ديگر، رقابت بين بلوک شرق و غرب بود که بعنوان دوران جنگ سرد لقب گرفته بود. کشورهاي شرقي از جمله شوروي سابق، سالها به نام ديکتاتوري و عدم وجود دمکراسي غربي در آن و تسلط دولت بر بازار، تحت فشار غرب بودند و براي همين در مقابل هم صف آرايي مي کردند. اين رقابتها هم با فروپاشي ديوار برلين و شوروي سابق به پايان رسيد و بر آن  بخش از جهان يعني بلوک به اصطلاح شرق نيز روي آوري به دمکراسي و بازار آزاد تحت تاثير تبليغات غرب به طرز خيرکننده اي گسترش يافت اگر چه جز بدبختي و وضعيت بد اقتصادي و جنگ و ناامني اجتماعي، هيچ سودي براي مردم به دنبال نداشت.

در واقع اگر در آن دوران سياستهاي سخاوتمندانه تري در مورد پذيرش پناهندگان در غرب صورت ميگرفت در رقابت و در اثر جنگ لفظي با شرق و شوروي سابق بود و اگر حس به اصطلاح انساندوستي و حقوق بشر معناي واقعيتري داشت بازهم در اثر همين رقابتها بود نه حس نوع دوستي و حقوق بشر. معاهده کنوانسيون ژنو مصوب ۱۹۵۱ و تهيه پروتکل ۱۹۶۷ هم اگر چه ظاهر انسانددوستانه و جنبه حقوق بشري داشت ولي بر مبناي همان رقابت دنياي دو قطبي شکل گرفته بود.

پناهندگي يک پديده پيچيده و اجتماعي در زندگي بخشي از مردمان کره زمين است که خود ناشي از تناقضات طبقاتي و سطح زندگي متفاوت در دنياي سرمايه داري است. جابجايي جغرافيايي و کوچ اجباري از نظر اجتماعي و عواطف انساني پديده اي بسيار خسته کننده و کسالت آور است. بسياري از پناهندگان از آنجايي که از شرايط بد اجتماعي مثلا از سر جنگ و اختناق سياسي و يا از سر خصومتهاي قومي، خانوادگي و ناهنجاريهاي اجتماعي به يک موقعيت اجتماعي ديگر پرتاب ميشوند، سالها بطول ميانجامد تا دوباره از يک موقعيت اجتماعي نسبتا ثابتتري برخوردار گردند. 

اکنون عصر ديکتاتوريها به سر آمده است. جمهوري اسلامي در ايران که يکي از ظالمترين و بي رحمترين آنها در حق بشر و بويژه مردم ايران است؛ خوشبختانه چيزي از عمرش باقي نمانده است. به نظر من با بر زمين انداختن جمهوري اسلامي، مردم ايران پايان فرار و عصر کوچ اجباري را به دنيا اعلام خواهند کرد. به عبارت ديگر براندازي جمهوري اسلامي تجربه اي براي بخشهاي بسياري از مردم جهان خواهد بود که تحت حاکميت چنين رژيمهايي زندگي ميکنند. اين روزها بسيار نزديک شده  است. شمشاد عزيز نگران نباشيد من اين بحث را براي اين پيش نکشيدم تا شمارا پشيمان کنم فقط خواستم به بهانه نامه شما مختصري به جايگاه  و موقعيت پناهندگي در حال و گذشته و تاثيرات آن برزندگي آنها در هر دوره اي پرداخته باشم.

 

در پاسخ به سئوال شما مبني چگونگي رسيدن خانم مينا  به سوئد بايد بگويم که تا آنجايي که من در جريان هستم خانم مينا هم از همان طريقي به سوئد رسيده که شما قرار بود برسيد؛ تفاوت فقط در اينجا است که به درخواست ويزاي  وي پاسخ مثبت داده اند و به درخواست شما پاسخ  منفي. البته ايشان هم بار اول پاسخ رد گرفته بوده اما براي بار دوم با درخواست وي موافقت شد. شما نيز سعي کنيد دوباره درخواست کنيد. دقت کنيد تا ببينيد چه کم و کاستي هاي در تقاضانامه شما وجود داشته است و چه اسناد و مدارکي را مي بايست ارائه مي داديد که نداده ايد. آيا در جريان هستيد که شخصي که براي شما ويزا فرستاده بود به همه سؤالات کارمندان سفارت به طور تکميل پاسخ داده است يا نه؟ اينبار بايد درخواست شما پذيرفته شود. ميدانم خروج از ايران از راه قاچاق براي شما غير ممکن است و سفر براي شما از اين طريق به بهاي سنگيني تمام ميشود. براي سفري که در پيش داريد آرزوي موفقيت مي کنم.

 

۲۹ فروردين ۱۳۸۹

۱۸ آوريل ۲۰۱۰

 

 

 

Contact Address  IFIR : linne'gatan 21 ( Hagabion -- Viktoriahuset  A ) 413 04 göteborg      Tel: 0046(0) 3145 33 46      IFIR BOX :  111 03   --- 404 23  göteborg

 

E-mail: asadiabe@yahoo.se  0046 737 17 88 19                                                            majid_hamidian@yahoo.se  004673909 66 03                      

 

PLUSGIRO: 200974- 4

website: www.hambastegi.org