فرید یوسفی

 

جمهوری اسلامی و تکرار جنایات تابستان 67

 

سیامک شریفی

 

انقلاب سال 57 در ایران قرار بود یک انقلاب علیه دیکتاتوری باشد و  فراموش نکنیم آزادی یکی از ارکان مهم در شعارهای آن روز بود و بنا بود پس از پیروزی انقلاب زندانی سیاسی نداشته باشیم و هیچ کس به جرم عقیده و دیدگاه سیاسی یا عقیدتی ولو اینکه مخالف حکومت باشد زندانی شود این روند در همان سالهای اولیه انقلاب ماهیت دروغین خود را نشان داد و تمام شعارهای عوام فریبانه نظام اسلامی خصوصا اظهار نظرات دروغین خمینی جای خود را پس از تثبیت قدرت به حذف و کشتار مخالفان داد ،روندی که در حال حاضر هم ادامه دارد  و هم اکنون  هزاران  نفر به صرف داشتن عقاید سیاسی و عقیدتی یا مطبوعاتی در زندان میباشند.

در تابستان سال ۱۳۶۷ شمسی، رژیم جمهوری اسلامی هزاران زندانی سیاسی را که دوران زندان و محکومیت خود را می­گذراندند از سلول­های زندان­ها بیرون کشید و همه را از زن و مرد، دست­بند و چشم­بند زد و با درنده­خوئی هرچه تمام­تر در آمفی تئاترها و سالن­های نمازخانه­های زندان­ها به دار ­آویخت و یا تیرباران ­کرد. در این کشتار سبعانه، نه دادگاهی در کار بود و نه اخطار و هشداری. تنها، یک کمیسیون مرگ، متشکل از سرسپردگان رژیم، با در دست داشتن حکم قتل زندانیان سیاسی از سوی خمینی، با چند پرسش کوتاه و پاسخ­هائی که در مقابل آن می­گرفت حکم مرگ صادر می­کرد. بسیاری از این زندانیان، پیش از آن، به دادگاه رفته و حکم­های زندان گرفته بودند و برخی از آنان حتی دوران محکومیت خود را گذرانده بودند.

 

آمار دقیق جانباخته­گان این کشتار همگانی روشن نیست. رژیم جمهوری اسلامی، از دادن هرگونه اطلاعات در باره این کشتار­ها و مکان گورهای دسته­جمعی جانباخته­گان این بیداد عظیم خوداری می­کند؛ اما، تاکنون نام پنچ­هزار نفر از این جانباخته­گان، به وسیله خانواده­ها، احزاب، سازمان­های سیاسی و نهادهای حقوق بشری روشن شده است و گورستان خاوران در جنوب تهران، یکی از گورهای شناخته شده­ای است که بازماندگان و خانواده­های زندانیان سیاسی از آن اطلاع یافته­اند و دهم شهریور هر سال به­یاد و در گرامی­داشت عزیزان خود  در آن گرد هم می­آیند.

 

کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، در ادامه و نقطه اوج کشتار مخالفان جمهوری اسلامی بود که به ویژه می­توان از آن در سال­های١۳۶٠ تا ١٣۶۳ نام برد که در این مدت بیش از ٢٠٠٠٠ تن ناپدید شدند و یا زیر شکنجه، یا در برابر جوخه­های مرگ جان سپردند.

اکنون نیز در خیزش­های اخیر و حضور میلیونی مردم ایران در خیابان­ها در اعتراض به سلطه تبه­کارانه رژیم جمهوری اسلامی، نیروهای انتظامی با درنده خوئی به مردم هجوم آوردند و با سرکوب، دستگیری، شکنجه و کشتار ده ها تن از تظاهرکنندگان برگ­های دیگری بر این کارنامه جنایت­کارانه ­افزودند.

در هر حال جمهوری اسلامی در حکمیت و جناح های سرکوبگر آن که هیچ پایگاه اجتماعی و محبوبیتی ندارند از زندان به عنوان ابزاری برای انفعال و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم استفاده میکنند، اوضاع ایران بدلیل بی لیاقتی مسئولان نظام به سوی انفجار پیش می رود و نارضایتی به اوج خود رسیده است و هر آن ممکن است تحولی رخ دهد.

بحران عدم مشروعیت و اختلافات بر سر قدرت  رژیم را درمانده و مفلوک کرده است که برای ادامه بقای ننگین خود دست به بازی خطرناکی زده است و سعی در راه اندازی پروژه اعدام زندانیان سیاسی بمنظور امنیتی تر کردن جامعه را دارد، برماست که پیش از شروع این پروژه کثیف و ضدانسانی به مقابله با آن برخیزیم و با اعتراضات خود افکار عمومی دنیا را علیه جمهوری ضد انسانی اسلامی بسیج کنیم.

این روند و رویه پیش گرفته شده از سوی جمهوری اسلامی را باید در تمام جهان افشا کرد و در هر فرصت و مناسبتی ماهیت جنایتکار آنرا به همگان معرفی کرد .

مرگ بر جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی و برابری

 

 

 

 

 

 

Contact Address:Postbus 1312 - 5602 BH Eindhoven - Netherlands

Tel: (+ 31) 613940534

Fax: (+31) 847542554

E-mail: ifir@ukonline.co.uk

website: www.hambastegi.org