|
اوضاع پناهندگى بعد از ۱۱ سپتامبر
سيامک امجدى
درج در همبستگى شماره ۹
هفت سال است از تراژدى ۱۱ سپتامبر و قربانى شدن هزاران شهروند آمريکايى توسط تروريستهاى اسلامى مى گذرد. هفت سال است شاهد تشديد ناامنى در دنيا، مليتاريزه شدن جهان، رشد جريانات تروريستى اسلامى، بمباران و کشتن مردم بى دفاع، آوارگى ميليونى، فقر، محروميت، ترس، اضطراب، نقض حقوق انسانى و مدنى، افزايش کنترل پليس بر زندگى مردم و بستن مرزها به روى پناهجويان هستيم. اين واقعيتهاى تلخ و دردناک از جمله نتايج و پيامدهاى جنگ تروريستها و نظم نوين جهانى به سرکردگى آمريکا بوده که رنگ خود را متاسفانه به دنياى امروز زده است.
واقعه ۱۱ سپتامبر و در بستر آن "مبارزه با تروريسم" بهانه اى بدست آمريکا، انگليس، ناتو و کلا غرب داد که استاندارها و موازين بين المللى را در رابطه با حقوق بشر و حقوق مدنى و اجتماعى باز تعريف کرده و تغييرات گسترده اى را در اين باره انجام دهند.
تا آنجايى که به موضوع پناهندگى مربوط ميشود ما شاهد شديدترين تعرضات به حق پناهندگى در اين دوره هستيم. البته اين تعرض از خيلى قبل و بعد از پايان جنگ سرد و فروپاشى بلوک شرق شروع شده بود. اما واقعه ۱۱ سپتامبر بهانه اى بدست کشورهاى پناهنده پذير داد که به اسم "مبارزه با تروريسم" ته مانده حقوق بشر و کنوانسيون نيم بند ژنو شان را به مراتب گسترده تر لگد مال کرده و مورد تعرض قرار دهند و استانداردها و موازين جديدى را جايگزين آن کنند.
در همين راستا است که شاهديم سياستهاى کاملا راسيستى و ضد پناهندگى در غرب دست بالا ميگيرد، مرزها به روى پناهجويان بسته مى شود، کنترلها در مرزها افزايش مى يابد، "مبارزه با تروريسم" با مقابله با "مهاجرت غير قانونى" يکسان قلمداد مى شود، مبادله اطلاعات در وسيعترين شکل برقرار مى گردد، کشورهاى زيادترى در ليست کشورهاى "امن" گذاشته مى شود و سخت تر کردن و فرمايشى کردن پروسه پناهندگى، بازداشت و ديپورت پناهجويان وسيعا در دستور کار قرار مى گيرد.
پناهجوى امروز ديگر "قهرمان فرارى" از فلان کشور اروپاى شرقى نيست که دول غربى به نفع خود سر او تبليغات راه بيندازند. پناهنجوى امروز محصول مستقيم سياستهاى آمريکا و ناتو در جهان است. محصول مستقيم نظمنوين جهانى است. محصول پروسه "گسترش دموکراسى" در جهان است. در عراق و افغانستان بنام "آزادى و دموکراسى" بمب بر سر مردم مىريزند، شيرازه جامعه را از هم ميپاشند، باندهاى سياه ترور اسلامى را به جان مردم مىاندازند، امنيت مردم را مختل ميکنند و طبيعى است مردمى را که به اميد داشتن يک زندگى امن از اين جهنم ها ميگريزند راه ندهند و بعنوان پناهنده نپذيرند. چرا که اين پناهجويان محصول مستقيم سياستهاى آمريکا، انگليس و ناتو و محصول مستقيم نظام يک قطبى آنان مى باشند. آنها نميتوانند از يک طرف جار بزنند و توى بوق کنند که داريم در دنيا "دموکراسى" را گسترش ميدهيم و از طرف ديگر پناهجويان را که محصول مستقيم خود اين سياست گسترش "دموکراسى" است در غرب بعنوان پناهنده بپذيرند.
و در اين اوضاع و احوال است که مى بينيم در انگلستان مسئله پناهندگى در مرکز کمپين انتخاباتى احزاب راست قرار ميگيرد و صحبت از حذف کنوانسيون ژنو و انجام پروسه پناهندگى در خارج از مرزهاى انگليس، افزايش سختگيرى ها و تسريع در پروسه پناهندگى مى شود. در آلمان صحبت از حذف پروسه پناهندگى به شيوه کنونى ميشود و بحث مهاجرت سازمانيافته مطرح مى شود. در هلند، بلژيک و سوئد، کانادا و استراليا نيز از اتخاذ سياستهاى ضد پناهندگى و کنترل شديد مرزها، سخت تر کردن پروسه پناهندگى و بازداشت و ديپورت سريع پناهجويان ردى حرف زده ميشود. و اتحاديه اروپا هم که اخيرا حکم اخراج دسته جمعى "مهاجرين غير قانونى" را صادر کرده است.
ميدياى راست در غرب هم همسو و هم جهت با سياستهاى راسيستى و ضد پناهندگى دول غربى، تبليغات سازمانيافته اى را عليه پناهجويان و پناهندگان در اين کشورها به پيش مى برد. اين رسانه ها که پيشتر در تبليغاتشان از پناهجويان و پناهندگان تصويرى دزد، قاچاقچى، تنبل، سواستفادهگر، جنايتکار و کلا منفى داده مى دادند، بعد از ۱۱ سپتامبر تروريست را هم به تصوير دست سازشان اضافه کردند تا بتوانند در ميان مردم اين کشورها و براى پيشبرد سياستهاى راست و ضد پناهندگى دول غربى حامى پيدا کنند.
بايد تبليغات راسيستى دول غربى و رسانههاى جيره خوار را خنثى کنيم. بايد حقايق را جلو مردم گرفت. بايد به مردم اين کشورها نشان داد که مبارزه اى را که دولتهاى غربى تحت لواى مبارزه با تروريسم پيش مي برند، دروغى بيش نيست و اقدامات و سياستهاى اتخاذ شده تا کنونى آنها نه در جهت افسار زدن به فعاليتهاى جريانات تروريست اسلامى و بالا بردن امنيت مردم جهان، بلکه بيشتر در راستاى تثبيت هژمونى سياسى آمريکا، ناتو و کلا دول غربى بر جهان و محدود کردن آزاديهاى فردى و مدنى و اجتماعى مردم بوده است. بايد جهنم هايى را که بنام "گسترش دموکراسى" در عراق و افغانستان و ديگر نقاط جهان بوجود آوردهاند را به مردم نشان داد. بايد هيولاى اسلام سياسى و جريانات مرتجع اسلامى را وسيعا افشا کرد. بايد اختناق مذهبى، نقض حقوق انسانى، زن ستيزى سيستماتيک در جمهوري اسلامى، عراق، افغانستان، فلسطين و کشورهاى شمال آفريقا که به يمن ۱۱ سپتامبر بيش از پيش جلو مردم دنيا قرار گرفته است را هر چه گسترده تر افشا کرد. بايد حمايت دول غربي را از حکومتهاي استبدادى در کشورهاى موسوم به "جهان سوم" نشان داد و اينکه چگونه اين دولتها بدليل حفظ منافعشان جان ميليونها نفر را در معرض خطر قرار دادهاند. بايد نشان داد که همه اين دولتها دروغگو و بىشرم هستند و واژههاى انسان، انسانيت، حقوق و غيره فقط وقتى براى آنها معنى پيدا ميکند که به سود ترجمه شود.
افشاى هر چه وسيعتر و گسترده تر سياستهاى راست و راسيستى دول غربى نه تنها باعث خنثى کردن تبليغات اين دولتها و رسانه هاى نوکرشان مى شود بلکه مى تواند سمپاتى و حمايت وسيع بشريت متمدن را در اروپا و آمريکا و سراسر دنيا در دفاع از ارزشها و آرمانهاى بشرى و حق پناهندگى به ميدان بياورد.
بايد با چنگ و دندان هم که شده از اين ابتدايى ترين حق انسانى دفاع کنيم و اجازه ندهيم بيش از اين پايمال شود. تحميل عقب نشينى به دول غربى براى عقب نشستن از سياستهاى ضد پناهندگى خود کاملا شدنى است به شرط اينکه متحد و متشکل شويم و به قدرت عظيم خود باور داشته باشيم.
|