|
پناهندگان ایرانی در اروپا
بدون شک پناهندگان ایرانی بخشی از قربانیان نظام حاکم بر امروز ایران می باشند. جمهوری اسلامی در طول حاکمیتش عامل فرار میلیونها ایرانی از سرزمینشان می باشد. 29 سال سرکوب ازادیهای فردی و اجتماعی،نبود آزادی بیان و اندیشه،نقض روزمره حقوق بشر، نابسامانیهای اقتصادی و چالشهای بین المللی شرایط را برای مردم غیر قابل تحمل کرده و بخشی را به کوچ اجباری به سایر کشورها وادار نموده است.
حکومت مذهبی خود را مجاز به دخالت در خصوصی ترین امور افراد جامعه دانسته و هیچکس از اختیار حق انتخاب برخوردار نیست،حتی نوع پوشش و رنگ لباس هم بهانه ای برای تعرض به مردم می باشد.
ایران با داشتن ذخائر عظیم نفت و گاز و سایر منابع طبیعی در صف کشورهای فقیر و عقب مانده ایستاده و ثروت ملت به جیب کسانی واریز می شود که کوچکترین نیازی به پاسخگویی به مردم در خود احساس نمی کنند.
تحریمهای مختلف کشورهای غربی در خصوص برنامه های هسته ای ایران نیز به کمبودها و مشکلات مردم افزوده است.شعار انرژی هسته ای حق مسلم ماست نمایش جدید رژیم برای به انحراف کشیدن اذهان عمومی مردم از نیازهای اصلی و حیاتیشان و سرپوش گذاشتن بر کاستی ها و کمبودهاست.
با تمام این اوصاف پناهندگان ایرانی امروز در کشورهای اروپایی با مشکلات فراوانی برای کسب حق پناهندگی روبرو هستند. قوانین سخت پناهنده پذیری این کشورها از یک طرف و داشتن روابط اقتصادی با ایران و سود سرشار حاصل از آن از طرف دیگر، دو عامل اصلی در جهت عدم پذیرش پناهندگان ایرانی می باشد.
حاصل جمع این عوامل زندگی را بر پناهندگان دشوار نموده است. سالها سرگردانی،پاسخ های منفی اداره مهاجرت،روی آوردن به زندگی مخفی و کابوس اخراج، تجربه های جدید این گروه فراری از وطن می باشد.
داستان پناهندگی این روزها در اروپا داستان نبرد نا برابری است که در یک سوی آن پناهندگان تنها،سرکوب شده،با دستانی خالی و نا ا شنا با قوانین و در سوئی دیگر دولتهائی قدرتمند با قوانین ضد پناهندگی،در اختیار داشتن نیروی پلیس،بازوی اجرایی و امکانات فراوان قرار دارند. در چنین شرایطی پناهندگان می بایستی مورد بیشترین حمایتها و پشتیبانی از سوی مردم ازادیخواه و سازمانهای مدافع حقوق پناهندگی قرار گیرند تا بتوانند از حق خویش دفاع کنند.
پیروز شدن در چنین نبردی همچنین مستلزم همبستگی و همدلی میان پناهجویان است تا با نیروئی واحد بتوانند نقشی مثبت در سرنوشت خویش ایفا کنند و توجه افکار عمومی و رسانه ها را به سوی خود جلب نمایند.
فرید یوسفی مارس2008. |