|
در دفاع از حق پناهندگى، باز نگه داشتن مرزها و
عليه سياستهاى پناهنده ستيزى دول غربى به ميدان بياييم!

سيامک امجدي
درج در همبستگى شماره ۳
۱۶ ژوئيه ۲۰۰۸
هر روزه شاهديم هزاران انسان دردمند که پناهجو ناميده مى شوند، به اميد داشتن يک زندگى بهتر و آزادتر، يک زندگى بدور از اختناق، استبداد، سرکوب، تعقيب، زندان و شکنجه، يک زندگى بدور از جنگ و فقر، يک زندگى بدور از تبعيض و بى حقوقى و يک زندگى بدور از ترس، خانه و کاشانه خود را به اجبار رها کرده و راهى پر مشقت و بسيارسخت را براى رسيدن به کشورى امن در پيش مى گيرند.
تعدادى از اين انسانها متاسفانه هيچگاه به مقصد نمى رسند. آنان يا در درياها غرق مى شوند، يا سرگردان روى آبها از گرسنگى و تشنگى جان مى سپارند، يا در ارتفاعات از سرما جان خود را از دست مى دهند، يا در کاميونها از نبود هواى کافى خفه مى شوند، يا اينجا و آنجا طعمه مين گذارى در مرزها مى شوند.
آنهاى که موفق به پشت سر گذاشتن اين سفر دور و دراز و پر خطر مى شوند و خود را به داخل "دژ دول غربى" مى رسانند، گرد و خاک سفر از تن نتکانده خود را رو در روى قوانين زمخت و ضد پناهندگى در اين کشورها مى بينند. با آنها مثل مجرم رفتار مى کنند. امکان دسترسى به يک پروسه پناهندگى عادلانه را از پناهجويان سلب مى کنند. آنان "غير واقعى" مى شوند، "تروريست" مى شوند، "غير قانونى" مى شوند، "مفت خور" و "تنبل" مى شوند، "سو استفاده گر" مى شوند، "دروغ گو" مى شوند و ..... به آنها گفته مى شود، "بايد آنجاى که بوديد مى مانديد. نبايد تظاهرات مى کرديد. نبايد اعتراض مى کرديد. نبايد کار "غير قانونى" مى کرديد. نبايد به مذهب و فرهنگ تان بى احترامى مى کرديد. خودتان براى خودتان مشکل درست کرده ايد، ما شما را بعنوان پناهنده نمى پذيريم، به کشورتان برگرديد"!
بله بايد اين انسانها مى ماندند تا به قوانين عقب مانده و ارتجاعى "احترام" مى گذاشتند، بايد مى ماندند که يا در آتش جنگهاى قومى و قبيله اى "کشته" شوند يا زيربمب ها در خانه هايشان از بين بروند. بايد مى ماندند تا سنگسار و اعدام شوند!
آيا همه اين انسانهاى رنج کشيده يک روز آفتابى از خواب بيدار شده اند و به ناگاه تصميم گرفته اند که زندگى خود را به خطر انداخته و از کشورشان خارج شوند؟ آيا آنها به اين دليل که از ديدن رنگ در و ديوار ساختمانهاى محل زندگى شان خسته شده اند به يکباره تصميم گرفته اند زندگى خود و خانواده شان را به خطر بيندازند و محل زندگى شان را ترک کنند؟ آيا آنها از اينکه روي درياها سرگردان باشند و از گرسنگى و تشنگى بميرند، يا در کوهها از سرما يخ بزنند، لذت مى برند؟ آيا آنها دوست دارن مورد خفت و خوارى و توهين روزمره قرار گيرند؟ يا نه! آنها از جنگ، بمب، استبداد، اعدام، شکنجه، تبعيض و نابرابرى هاى اجتماعى فرار مى کنند؟ واضح است، پناهجويان زندگى شان را به خطر مى اندازند فقط و فقط به اين خاطر که زنده بمانند! در غير اينصورت چرا بايد پيه تمام خطرات، سختگيرى ها و موانع را به تن بزنند وبه غرب بيايند؟ چرا افزايش کنترلهاى مرزى، بلاتکليفى ها، بازداشتها و ديپورتها و کلا فرمايشى کردن پروسه پناهندگى هنوز نتوانسته است پناهجويان را مرعوب و آمدن آنها به غرب و کشورهاى پناهنده پذير را سد کند؟ چرا اين پناهجويان بايد جان عزيز خود و خانواده شان را براى رسيدن به يک کشور امن بخطر بيندازند مى دانستند در کشور خود امنيت دارند و هيچ خطرى متوجه آنان نيست!؟
پناهجويانى که از شکنجه، زندان، جنگ، تبعيض، نابرابرى و بى حقوقى هاى اجتماعى فرار مى کنند جرمى مرتکب نشده اند و آنها مجرم نيستند! مجرم آنهاى هستند که دژ درست مى کنند، کنترل را در مرزها ا افزايش مى دهند، قوانين ضد پناهندگى وضع مى کنند و زندگى انسانها را به خطر مى اندازند! بستن مرزها جان انسانها را به خطر مى اندازد! هيچ دولتى نبايد مرتکب اين عمل غير انسانى و راسيستى شود! بايد عليه هر دولت اروپايى و يا غير اروپايى که مرزهايش را به روى پناهجويان مى بندند، اعلام جرم کرد و آنها به محاکمه کشاند.
زمانيکه بحث سر پناهنده، پناهجو و وضع قوانين ضد پناهندگى مى رسد، تمام دولتهاى غربى متحد و يکپارچه سياستهاى راسيستى و پناهنده ستيزى را در هماهنگ با همديگر پيش مى برند. آنها مصمم هستند که درهاى دژ اروپا و آمريکا را چنان بروى پناهجويان ببندند که هيچ پناهجوى نتواند پايش را به خاک آنها برساند. آنها مصمم هستند که آخرين ميخهاى خود را بر تابوت حق پناهندگى زده و حق پناهندگى را بطور کلى از پشت ويترين هايشان بردارند.
ما نيز بايد بسرعت براى مقابله با اين تهاجم وسيع و سازمانيافته دول غربى متشکل شويم. بايد يک جنبش عظيم اعتراضى از پناهجويان، پناهندگان، سازمان هاى مدافع حقوق پناهندگى و حقوق بشر، اتحاديه هاى گارگرى و انسانهاى شريف و آزاديخواه، در دفاع از حق پناهندگى، باز نگه داشتن مرزها و عليه سياستهاى پناهنده ستيزى دول غربى سازمان داد و به ميدان آورد. اين امر عاجل و وظيفه حياتى ما در اين دوره بايد باشد!
|