|
عبدالله اسدی
جمهوری اسلامی، مسبب اصلی نا امنی اجتماعی است!
جمهوری اسلامی قصد دارد با به اجرا گذاشتن "طرح امنیت اجتماعی" به خشونتی به مراتب گسترده و سراسری تر از سال ۸۶، علیه مردم ایران دست بزند. طرح امنیت اجتماعی جمهوری اسلامی، طرحی دفاعی در مقابل تنفر عمیق مردم از خود نظام و قوانین اسلامی است و باید از جانب همین مردم بر علیه خود حکومت اسلامی تبدیل شود.
عامل ناامنی اجتماعی، نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی است نه مردم. مردم ایران هیچگاه این حکومت را بعنوان حامی و نماینده خود نپذیرفته اند و اکنون هم نخواهند پذیرفت. دلیل آن نیز روشن است: حکومت اسلامی میخواهد فرهنگ و سنن و قوانین اسلام و آخوند و شریعه و اسلام ناب محمدی را بر جامعه ایران حاکم کند مردم هم به هیچکدام از این قوانین و سنن و فرهنگ اسلامی تن نمی دهند؛ با هر نوع حکومت مذهبی مخالفند، خواهان پیشرفت و ترقی اند، خواهان یک حکومت سکولار و غیر مذهبی اند، معیارشان برای زندگی امنیت و آسایش و تأمین یک زندگی انسانی است.
نسل جامعه ایران طرفدار فرهنگ غربی است، خواهان وسیعترین آزادیهای فردی و مدنی است. این نسل به یمن تکنولوژی پیشرفته، آخرین پیشرفتها و آخرین دستاوردهای بشر را می بیند و در تلاش است تا زندگی خود را در همان سطح و بر اساس این آخرین دست آوردها شکل بدهد. میخواهد آزاد باشد و آزاد زندگی کند. اینها نسل قرن ۲۱ اند و جمهوری اسلامی و قوانینش مربوط به ۱۴۰۰ سال پیش است.
جلوگیری از پوشیدن چکمه و بدحجابی، جلوگیری از آرایش زنان و دخالت در نوع لباس پوشیدن آنها و زنانه – مردانه کردن مدرسه و اتوبوس و تاکسی و اماکن عمومی عین دامن زدن به ناامنی اجتماعی است. تحمیل روزه و نماز اجباری و بساط حسینیه و تحمیل عاشورا و قمه زنی و راه اندازی کاروان حج و کربلا و تحریکات مذهبی و ناسیونالیستی، عین دامن زدن به ناامنی اجتماعی است؛ ممانعت از آزادی و فرهنگ برابری طلبی مردم ایران است. عامل ناامنی اجتماعی برقرار کردن چوبه دار و مجازات اعدام است؛ صادر کردن حکم قصاص است.
دلیل ناامنی اجتماعی فساد اداری، دزدی و رشوه خواری است که عامل اصلی آن خود حکومت است. دلیلش اعدام همجنسگرایان است. دلیلش احکام سنگسار و کشتن زنان و مردانی است که جرمشان فقط رابطه جنسی خارج از ازدواج بوده است. عوامل اصلی و دلایل ناامنی اجتماعی در ایران توزیع مواد مخدر، تحمیل بیکاری گسترده در جامعه و پناه بردن به تن فروشی و هزار و یک مصیبت اجتماعی دیگر است که اساسش نه مردم بلکه خود حکومت اسلامی است. عامل ناامنی اجتماعی خود حکومت اسلامی است اگر نه این همه واحد گشتی نیروی انتظامی، یگان ویژه، یگان امداد، پلیس امنیتی و آگاهی، گشتهای پیاده و موتور سوار و لباس شخصی در خیابان و محل کسب و کار و زندگی مردم چه کار می کنند؟
این یگانها همه علیه مردم کوچه و خیابان و از ترس خود آنها بکار گرفته شده است. مستقر کردن این یگانها برای ارعاب مردم است. ترس و وحشت این رژیم از شورش مردمی است که ۷۰ درصد آنها زیر خط فقر قرار گرفته اند. میدانند مردم ایران کاسه صبرشان لبریز شده است و هر جا فرصتی باشد بلای آریاشهر را بر سرشان میاورند. حکومت اسلامی کور خوانده است؛ فکر می کند میتواند مردم ایران را به سکون و سکوت بکشاند.
برقراری امنیت اجتماعی فقط با تأمین زندگی مردم ممکن است نه هیچ چیز دیگری. برسمیت شناختن آزادیهای فردی و مدنی، پایین نگاه داشتن نرخ تورم، حل مسئله بیکاری و ایجاد اشتغال، آزادی پوشش، آزادی کامل بیان و مطبوعات و آزادی مذهب و لامذهبی است که میتواند امنیت اجتماعی در جامعه را بالا ببرد. این یک معضل اساسی جمهوری اسلامی است که او را از هردوسوی این وضعیت گرفتار کرده است به طوری که نه راه پیش دارد و نه راه پس. اینها مطالبات اساسی و پایه ای جامعه است که جمهوری اسلامی نه میخواهد و نه میتواند آنها را برسمیت بشناسد.
بعلاوه جامعه ایران کاملا به دو طبقه تقسیم شده است. 20 درصد آن کل ثروت جامعه را به همراه حکومت اسلامی در دست دارند. بقیه مردم نیز زیر خط فقر قرار گرفته اند و این تضاد عمیق طبقاتی پایه های اصلی حکومت اسلامی را به لرزه درآورده و مردم را به گورکن رژیم تبدیل کرده است.
در واقع آب از جای دیگری گل آلود شده است و جمهوری اسلامی با موقعیت شکننده ای که امروز در سطح داخلی و بین المللی پیدا کرده است با به اجرا گذاشتن "طرح برقراری امنیت اجتماعی" افکار عمومی دنیا را به ضرر خود بشدت هر بیشتری خواهد چرخاند. فاصله ای که جمهوری اسلامی میان خود و مردم ایران ایجاد کرده است هر روز عمیقتر و به ضد خود رژیم تبدیل میشود. رژیم اسلامی این را به خوبی فهمیده است که با هرگونه عقب نشینی در قبال تحمیل حجاب، میلیونها زن حجابها را به دور خواهند انداخت. حجاب در ایران سمبل پایه ای و از ارکان اصلی و پایه ای نظام اسلامی است و حکومت اسلامی در ایران خود را با آن تداعی میکند. وقتی حجاب به دور انداخته شود ریش و عبا و عمامه نیز به سرعت به دور انداخته خواهد شد. مردم ایران تشنه آزادی اند. حق حیات، حق معاش وحق برخورداری از ضروریات یک زندگی متعارف برای این مردم مهم است نه چرندیات آخوند و وعده های تو خالی و بی پایه و اساس آنها. حق برخورداری از فراغت و تفریح و آسایش برای آنها مهم است نه سنن و قوانین دست و پاگیر مذهبی.
تشدد طرح امنیت اجتماعی جمهوری اسلامی چنانچه ادامه پیدا کند برروند زندگی مردم هر چه بیشتر تاثیر منفی خواهد گذاشت و علیرغم مبارزه و مقاومت آنها در مقابل رژیم روند پناهندگی ایرانیان اگرچه بسیار کاهش پیدا کرده است اما کم و بیش ادامه خواهد یافت. هم اکنون عارضه های این طرح و سایه شومش در زندگی مردم ایران بسیار مشهود است و اقدامات سرکوبگرانه جمهوری اسلامی علیه مردم ایران پایانی ندارد. وقتی که حق زندگی و معاشرت مردم سلب میشود، وقتی که حکومت اسلامی به جای تامین زندگی مردم امنیت و آسایش آنها را به هم می زند و آنها را به زندان و جریمه و شلاق محکوم میکند، وقتی که پارکها و تفریحگاهها و محل تردد مردم را به وسیله گروهای بسیج، نهی از منکر، لباس شخصیها و گروههای چماقدار و نیروهای انتظامی پلیسی میکنند، ادامه روند پناهندگی ایرانیان امری ناگزیر است.
وقتی که جوانان را به جرم عشق ورزیدن و نوشیدن مشروب در ملأ عام شلاق میزنند و شخصیت آنها را می شکنند، وقتی که زنان به دنبال طلاق در محیط اجتماعی آن کشور تحت فشارهای اخلاقی قرار میگیرند، وقتی که احترام به کارگر به عنوان گرداننده چرخ تولید و سازنده مملکت به دلیل دفاع از حق تشکل و اعتصاب زیر پا له میشود، شلاق میخورد و به او نهایت بی احترامی میشود نه تنها مردم از خود دفاع خواهند کرد بلکه جنبش عظیم انقلابی و سرنگونی طلبانه آنها همه جا در حال شکل گرفتن است و میرود تا طرحهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی را یکی پس از دیگری نقش برآب کند.
تبعیض بر حسب جنسیت یک دلیل دیگر ناامنی اجتماعی و خروج از کشور است. تبعیض بر علیه زنان در ایران شبیه تبعیض علیه سیاهان و آپارتاید نژادی در آفریقای جنوبی است. تبعیض برعلیه زنان در ایران ابعاد و زوایای مختلفی دارد و در اشکال بسیار متفاوتی دیده میشود. حجاب اجباری، جداسازی زن و مرد در مدارس و اماکن عمومی و محرومیت از حق حضانت و سرپرستی فرزندان، ممنوعیت ابراز علاقه علنی زنان حتی به دوست پسر و همسر و هرکس که دوستش دارد جنبه های دیگری از تبعیض برعلیه زنان در ایران است. تبعیض علیه زن در ایران انتها ندارد.
جمهوری اسلامی با استفاده از کلیه امکانات تبلیغی و نیروهای سرکوبگرش از ابتدای سرکار آمدنش در تلاش بوده است تا فرهنگ و سنن دیگری را در برخورد به زنان در جامعه ایران رواج بدهد. فرهنگ عقب مانده، فرهنگ بردگی و خانه نشینی، فرهنگ نابرابری و نیمه انسان به حساب آوردن زن، فرهنگ حجاب اجباری و سیاه پوش کردن جامعه و فرهنگ مردسالاری و سنگسار زنان جزئی از هویت و مبانی و نقطه حرکت تاکنونی جمهوری اسلامی بر علیه زنان در ایران بوده است. اینها و صدها نمونه دیگر از سرکوب خشن مردم بویژه زنان، از دلایل دیگر ناامنی اجتماعی در ایران را تشکیل میدهند.
مبارزه و مقاومت مردم در مقابل قوانین و از سر ضدیت با جمهوری اسلامی، مقاومت مردم در مقابل نیروهای سرکوبگر، اعتراضات گسترده دانشجویی و فریاد برابری طلبی و شعار سوسالیسم در مقابل بربریت و موج آزادیخواهی در جامعه امروز ایران، ترس مرگ و نابودی را در دل جمهوری اسلامی ایجاد کرده است.
کار بجایی رسیده است که آخوندها و سران ریز و درشت جمهوری اسلامی از ترس تنفر و اعتراض مردم همدیگر را گاز میگیرند. پناهجویان ایرانی و ایرانیان خارج از کشور میتوانند نقش بسیار مهمی را در محکومیت و ایزوله کردن جمهوری اسلامی ایفا کنند.
جنایات جمهوری اسلامی درحق مردم ایران توجه دنیا را به ایران و آینده این کشورمعطوف کرده است. اتحادیه های کارگری درسطح جهان، سازمانهای انساندوست و طرفدار حقوق بشر، بسیاری از احزاب چپ و مترقی و شماری از اتحادیه های مهم دانشجویی و سازمانهای دفاع از حقوق زن به علاوه گزارشاتی که بعضا از سوی وزارتخانه های دولتهای غربی در مورد وضع حقوق بشر در ایران تهیه شده است، همه و همه زمینه ایزوله کردن جمهوری اسلامی را در سطح بین المللی و به محاصره درآوردن این رژیم در ایران و قطع روابط سیاسی و دیپلوماتیک دولتهای غربی و بیرون کردن آن از سازمان جهانی کار و کنوانسیون دفاع از حقوق کودک میتواند به نقطه حرکت مبارزه مردم در شرایط کنونی در داخل و خارج تبدیل شود.
باید کار را به جایی رساند که دولتهای غربی که هر ساله از وضعیت حقوق بشر در ایران گزارش تهیه میکنند و به نقض سیستماتیک حقوق بشر در آن اذعان میکنند، از اینکه در ایران سفارتخانه دائر کرده اند شرم کنند و دیپلوماتهای خود را از آنجا بازگردانند. چنین اقداماتی میتواند حمایت غرب را از جمهوری اسلامی بازدارد.
همبستگی فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی برای منزوی کردن جمهوری اسلامی در خارج کشور و در افکار عمومی دنیا براین جهتگیری تاکید میکند و آن را مبنای فعالیت خود قرار خواهد داد.
23 آوریل 2008
***
|