|
قوانين پولادين چگونه ذوب ميشوند؟
نگاهى به مبارزه و پيروزى جنبش پناهندگى در استراليا
فرشاد حسينى
" مردم استراليا، چرا بيدار نميشيد؟ بيينيد دارن به ما چه ميكنن؟ مگر ما حيوانيم؟ مگر ما چه كرده ايم؟ مگر ما كسى را كشتيم؟ نه. مردم، ما هيچ كاري نكرديم. ما فقط آزادي ميخواهيم. ما حيوان نيستيم. ما آزادي ميخواهيم. ما انسانيم. ميخواهيم در كنار مردم استراليا زندگى كنيم. ميخواهيم در كنار كودكان استراليايي درس بخوانيم و بازي كنيم. چرا با ما چنين ميكنن. چرا ما را سالها حبس كرده اند؟ چرا دورا دور ما فقط ديوار هاي بلند و سيم خاردارهاي پيچ در پيچ است؟ چرا اين مسئولين نميفهمن ما چه ميگويم و چه ميخواهيم؟ مردم استراليا، شما به داد ما برسيد. ..."
اينها جملات يك كودك پناهجو در بازداشتگاه پناهندگى استراليا در سال ٢٠٠٦ در استيصال آميزترين شرايط پناهندگى است. در شرايطى كه اميد به پيروزي و باز شدن درب زندان ها به حبابى تبديل شده بود كه در حال تركيدن است. كودكى كه با حرارت ميله هاي فلزي را چسبيده و با تمام وجود فرياد ميكشد. با انگليسي ساده اى اما با خشم تمام فرياد ميكشد. ساير پناهجويان در اطراف وي همه شديدا متاثر شده بودند. بعضي آرام اشك ميريختند. و بعضي كودك را درفرياد هاي يارى طلبانه اش ياري ميكردند.
استراليا از سال ٢٠٠١ قانون بازداشت كليه پناهجوياني كه غيرقانونى وارد استراليا ميشوند را به مرحله اجرا گذاشت. با اجراي اين قانون ١٣ بازداشتگاه پناهندگي در سراسر استراليا ايجاد و عملا ٧٩٣٣ پناهجو راهى بازداشتگاههاي جديد پناهندگى شدند. گزارشات منتشر يافته حاكى از آن بود كه بيش از ٢٠٠٠ نفر كودك پناهجو در سال ٢٠٠١ در بازداشتگاهها بودند. بر اساس قانون جديد كليه اين پناهجويان تمام مدت پروسه پناهندگى خود را در اين بازداشتگاهها طي ميكنند و چنانچه درخواست پناهندگى آنها مورد قبول قرار نگرفت از همان بازداشتگاه به كشور خود ديپورت ميشوند. بيشترين ميزان پناهندگان در بازداشتگاهها از كشورهاي افغانستان (٧\٢٧ %)، عراق (٢\١٣ %)، ايران (٧ %)، چين (٢\٥ %)و اندونزى (٥\٤ %) بود.
قانون بازداشت كليه پناهجويان اگر چه توسط دولت دست راستي ليبرال جان هاوارد اجرا گشت اما طراح اصلى اين طرح دولت حزب كارگر بود كه اين طرح را از سال ١٩٩٢ مطرح و در سطح محدود نيز به مرحله اجرا گذاشته بود. بايد به ياد داشت، امروز كه دولت حزب كارگر فرمان لغو اين قانون را صادر ميكند از سر حسن نيت و خيرانديشي و انسان دوستى ذاتي اين حزب نيست بلكه بر عكس در اثر فشار عظيم و گسترده و فزاينده جنبش پناهندگى بود كه عميقا در جامعه رشد كرده و توده اي شده بود.
با اجراي سياست بازداشتها، سيل اعتراضات در داخل بازداشتگاهها توسط پناهجويان و در بيرون از جانب سازمان ها و نهادهاي مترقي و انسان دوست از سر گرفته شد. بازداشتگاههاي پناهندگى برخلاف ميل و انتظار مقامات دولتي به سنگر مهم مبارزه بى امان پناهجويان تبديل شد. شدت اعتراضات به اشكال مختلف گاه چنان شديد بود كه دولت مجبور به بستن بازداشتگاههايي ميشد كه امكان كنترل آن را كمتر شد. بازداشتگاه ويلاوود كه بزرگترين بازداشتگاه پناهندگى در استراليا بوده و بعضا ٥٠٠٠ نفر را در خود جاي داده بود به يكي از مهمترين مراكز اعتراض و مقاومت پناهجويان تبديل شده بود. بازداشتگاه ويلالوود و ومرا و باكستر بازداشتگاههي بودند كه بارها شاهد اعتراض و تحصن و اعتصابات مختلف توسط پناهجويان در اعتراض به وضعيت خود بودند. خبر شورش در بازداشتگاههاي پناهندگي مدام در راس خبرهاي داغ و روز استراليا بود.
از سوى ديگر دولت استراليا و مقامات اداره مهاجرت هر روزمحدوديت ها و شرايط سخت ترى را در بازداشتگاهها حاكم ميكردند. رفتارهاي خشن پليس و ماموران انتظامي بازداشتگاهها با پناهجويان و اعتراضات پناهجويان، محدوديت امكانات پزشكي و درماني براي پناهجويان، و انواع سو استفاده جنسي و خشونتهاي تكان دهند باعث شده بود كه بازدشتگاههاي پناهندگي همواره به يكي از كانون هاي خبري مهمترين اتفاقات مربوط به نقض حقوق بشر در استراليا تبديل شود.
اعتراضات فردي نيز از سر استيصال و نااميدى و بعضا اعتراضات خودجوش فردي به اين شرايط غيرانسانى، شديدا رواج يافته بود. براساس گزارشات خبرى در سال ٢٠٠١ تعداد ٢٦٤ نفر در بازداشتگاههاى استراليا دست به خودزنى زدند. تعداد ٢٩ نفر از اين افراد جوانان زير ٢١ سال بودند.
همزمان در بيرون بازداشتگاهها، ائتلافي از نيروهاي مترقي و انسان دوست در حمايت از پناهجويان، شكل گرفته بود. اين ائتلاف در مراكز شهرهاي استراليا و يا در كنار بازداشتگاهها تظاهرات و اعتراضات متعددي را سازمان دادند. مردم استراليا در اشكال متنوعي حمايت خود را از پناهندگان اعلام مينمودند. افراد سرشناس و انسان دوست با ابتكارات مختلفى تلاش ميكردند افكار عمومي را نسبت به حمايت از پناهندگان جلب كنند. مجموعه اين اعتراضات كلا يك فضاي همبستگى و حمايت وسيع و توده اي از پناهندگان در جامعه استراليا ايجاد كرده بود.
فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى نيز از همان اولين روز اجراي اين قانون پرچم اعتراض به اين قوانين را در دست داشت. با پناهجويان در داخل بازداشتگاهها ارتباط داشت و در هدايت مبارزات پناهجويان وجنبش پناهندگى نقش داشت. بارها در مقابل بازداشتگاهها تحصن اعتراضي سازمان داده و فعالانه در پيشبرد مبارزت جنبش پناهندگي نقش ايفا ميكرد.
دامنه اعتراض به سياستهاي غير انساني استراليا به خود استراليا محدود نمانده و اين اعتراضات در سطح بين المللي نيز گسترش يافت. استراليا ديگر به قاره زنان پناهجويان معروف شده بود. در سطح بين المللى اعترضات به شكل جمع آوري طومارها، حمايت هاي وسيع از اعتراضات ومبارزات پناهجويان و مردم و سازمانهاي مدافع پناهجويان و انعكاس اخبار مربوط به وضعيت اسف بار بازداشتگاهها در ميدياي خارجي، انجام ميگرفت.
در اثر سيل روز افزون اين اعتراضات سازمان هاي بين المللي از جمله ديده بان حقوق بشر ، امنستي انترنشنال، كميسارياي پناهندگان سازمان ملل نسبت به اوضاع پناهندگي در استراليا اعتراض كرده و خواهان تغيير اين سياست غير انساني شدند. اتحاديه اروپا نيز در سال ٢٠٠٢ اعلام كرد چنانچه دولت استراليا سياست ضدانساني خود را تعديل نكند ممكن است با محاصره اقتصادي اين اتحاديه مواجه شود. دادگاههاي داخل استراليا بارها دولت استراليا را محكوم كردند و عملا دولت استراليا بخاطر اتخاذ ضدانساني ترين روش برخورد با پناهجويان زير باران انتقادهاي مختلف قرار گرفته و زمين و آسمان برايش داغ شده بود.
مسئله پناهندگى و وضعيت پناهجويان در استراليا ديگر به چنان مسئله مهمي در جامعه تبديل شده بود كه هر حزب پارلماني بايد موضعش را در قبال اين مسائل بيان ميكرد. حمايت از حقوق پناهندگى به يك اعتبار اجتماعى شخصيتهاى پارلمانى تبديل شده بود. براى احزاب سياسى استراليا خود اين معضل به يكي از حلقه هاي مهم در روند رقابت هاي پارلماني و دولتي تبديل شده بود. حزب كارگر كه خود طراح اين ايده بود، پرچم لغو اين قوانين را بدست گرفت و همين عامل مهمى بود كه در پيروزي انتخاباتي شانس بزرگي را نصيب خود كند.
دقايق و لحظات مهم مبارزاتي اين جنبش پناهندگى در استراليا چنان وسيع و عظيم اند كه خود نيازمند كتاب مفصلى است كه تمام اين لحظات را مانند يك سند مهم تاريخي در خود ثبت كند. اما آنچه مشخص است پولادين ترين سياست ضد پناهندگى به همت مبارزه متشكل و توده اي مردم و خود پناهجويان ذوب شد. مبارزه مداوم، متحدانه، و نقشه مند پناهجويان و جنبش پناهندگى در استراليا و استفاده از اشكال متنوع اعتراض، رمز درهم شكستن اين ديوارهاي پهن و بلند پناهندگى در استراليا بود. مهمترين درس اين پيرزي اين است كه دفاع از پناهنده اگر به يك جنبش وسيع توده اي در جامعه تبديل شود ميتواند سخت ترين قوانين را تغييير دهد. اين تجربه را در هلند نيز ديديم كه ٥ سال مبارزه مداوم توده اي قانون ايجاد بازداشتگاهها و ديپورت ٢٦٠٠٠ نفر به قانون اعطاي اقامت به ٣٠٠٠٠ نفر تبديل شد. شرط توده اي كردن و راه انداختن جنبش اجتماعي داشتن سازمان و تشكل است. سازماني مانند فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني. سازماني با يك تجربه فعاليت دو دهه در ابعاد مختلف و بين المللي. سازماني كه در استراليا نقش قابل توجهي در حمايت و رشد اين جنبش پناهندگى داشت. سازماني كه در كارنامه خود موفقيتهاي عظيمى را ثبت كرده است. اين يك سازمان قابل اتكا براي دفاع از حقوق پناهندگى است. سازماني كه توانايي و قابليت و توان و ظرفيت سازماندهي را بارها در كشورهاي مختلف نشان داده است.
پيروزي در استراليا تنها پيروزي براي پناهجويان در استراليا نيست. اين پيروزي يك افق درخشانى است در مقابل تمام پناهجوياني كه در تركيه و پاكستان و عراق و اروپا در اوج نااميدي بسر ميبرند. طليعه ايي است كه از توان قدرتمند و معجزه آساي قدرت انسانى سخن ميگويد. كه ميتوان پيروز شد. كه نبايد نااميد شد. نبايد لم داد به سختيها ، نبايد به كنج انزوا پناه برد، نبايد به خلوت كار فردي و شخصي خزيد. بايد افق پيروزي در استراليا و هلند و اسپانيا و سوئد را در دست گرفت با آن سراغ ساير پناهجويان رفت و دست در دست هم داد و يك مبارزه متحدانه و متشكل را شكل داد. اگر در فدراسيون متحد و متشكل شويد اگر اين افق را در مقابل روى خود بگذاريد هر جاي تاريك و سخت اين دنيا باشيد ميتوانيد مسير چرخ زندگيتان را تغيير دهيد. ميتوانيد چرخ دنده هاي بيحقوقى را درهم خرد كرده و خود پيروزي درخشاني را بكاريد. خود به افقي ديگر براي ساير مايوسان بدل شويد. ميتوان دنيا را زير و رو كرد. اگر هم با هم براي زير و رو كردن آن متحد و متشكل شويم. |