|
صنم موسی
(پرونده های نیمه باز)
داستان زندگی منیره
تاریخ 1369-7-1 برای منیره دختری شانزده ساله که هیچ شناختی ازجنس مذکرنداشته وتا آنروزمانند خیلی از دیگر دختران فقط پسران فامیل وهمسایه را درحد سلام واحوالپرسی می شناخت آغاز رهایی از فشارهای پدر و آغاز زندگی مشترک با یک مرد بود.
آغاز زندگی مینیره با کسی که بنا به صلاحدید پدرفقط چون سید واولاد پیغمبربود ازهمه لحاظ مناسب بلکه از سر منیره نیز زیاد بود. آقای سید از همان روزهای اول بنا به دیدگاه اکثرمردان که زن را ماشین رختشویی وسکس و ابزاری برای تولید مثل میدانست با کوچکترین بهانه واظهار نارضایتی مورد اذیت وآزار قرار میگرفت.
اینکه منیره چه لباسی بپوشد و چطور با دیگران صحبت کند ازنظریک دختر جوان کم سن وسال حق طبیعی بود. ولی از نظرشوهرش یاغیگری وسرپیچی ازشوهربه حساب میآمد و ازاول آرایش کردن برای منیره ممنوع شد وخواندن چند کتاب عاشقانه موجب اولین ضرب وشتم منیره واخراج وی ازخانه گردید. پادرمیانی دیگران موجب بازگشت وی وآغازاولین تشدید محدودیت بود ودیگر پولی اضافه دریافت نمیکرد که بتواند کتاب به اصطلاح آقا مبتذل بخرد وخروج از منزل بدون آقا و اجازه وی قدغن گردید.
تقاضای مسافرت وتفریح برای منیره جز دعوا وعربده کشی مرد هیچ حاصل دیگری نداشت و پاسخ دادن به دشنامهای آقا ضرب و شتم کتکهای مفصل به دنبال میاورد. با اولین رسوایی در بین همسایگان براثرفریادهای کمک از جانب منیره از دست کتکهای شوهر و نشان دادن چهره شوهر اذیت وآزار چند برابر شد و هر شب بساط سکس وعیش و نوش آقا با زور فراهم و صبحها پیش از رفتن به سر کار گرفتن زهرچشم و ایراد چند ضربه بخشی از زندگی روزمره منیره تبدیل شده بود.
با باردارشدن منیره، امیدهایی در دل وی ایجاد کرد و ازفشارهای مرد نیز تا حدی کاسته شد اما با بدنیا آمدن کودک مظلوم و دختر بودن وی فشار شوهر واقوامش چندین برابر گردید. تا آنجا که مادر منیره که برای نگهداری از دختر و نوه اش به منزل مرد رفته بود با کتک خوردن از داماد خود به همراه زن تازه زایمان کرده ازمنزل اخراج شده و به خانه پدر دختر رفتند.
پس از چند روز با اظهار ندامت مرد دوباره پدر دخترش را برای رفتن به خانه شوهرش راضی نمود و تا چند روز وضعیت مناسبی برای منیره برقرار شد اما با ورود اولین میهمان مرد به خانه که از دوستان خود شوهر بود و خنده های منیره که پس از چندین وقت پیدا شده بود دوباره همان آش وهمان کاسه تا اینکه بعد از گذشت یکسال با شکایت منیره از شوهرش به دادگاه به دلیل زندانی شدن در خانه و به جرم زاییدن دختر ماجرا رسما جنبه قانونی پیدا کرد ولی تنها حاصل این دادگاه تذکر به مرد و فشارهای بیشتر بر منیره و مخصوصا اعلام علنی قطع رفت وآمد کلیه افراد فامیل زن بخصوص مادر منیره گردید.
با گذشت سه سال دیگر و بارداری مجدد زن دوباره نوری از امید در دل منیره روشن
شد وبا زاییده شدن فرزند پسر فشارهای روانی فامیل شوهر کمترگردید ولی باعث جلوگیری از آزار واذیت شوهر نشد و با اظهار این نکته از جانب منیره که گفته بود مرا پدرم به تو به دلخواه خودش شوهر داده و من هیچ علاقه و شناختی به تو نداشته ام جنگ جدید آغاز شد به حدی که کار به دعوای شدید واخراج منیره ازخانه و تغییرمحل زندگی شوهر گردید و حتی از دیدن فرزندان خود محروم گردید.
با شکایت منیره به دادگاه بدلیل وارد کردن جراحت بوسیله میله ای به قطر16 میلیمتر نهایتا به سه شب زندان محکوم و پس از پرداخت جریمه ای جزیی از زندان آزاد شد. اما دادگاه منیره را ملزم به اطاعت از شوهر و بازگشت به خانه نمود و با عدم اطاعت منیره، حکم عدم تمکین وی صادر و او حتی از حق گرفتن پولی برای مخارج خورد و خوراک نیز محروم گردید.
با گذشن هشت سال از این ماجرا نه تنها دادگاه به مرد اجازه ازدواج مجدد صادر نموده بلکه منیره را مجاز به دیدار فرزندانش فقط در هفته ای چند ساعت و در یکروز نموده است و در صورتیکه منیره بر جدایی ازهمسر خود اصرار داشته باشد باید کلییه خسارتهای اعلام شده از سوی مرد را از ابتدای زندگی تا امروز بپردازد.
نگفته پیداست که با شرایط موجود که برای مردان شغل و کار مناسب پیدا نمی شود، برسر زنی که در چنین شرایطی بدون اجازه کتبی و رسمی همسرش حتی حق کارکردن در خیلی از اماکن عمومی را ندارد چه خواهد آمد.لازم به ذکر است که از نظر دادگاه های فعلی جمهوری اسلامی تنها اعتیاد به مواد مخدر والکل میتواند دلیل قانع کننده ای برای درخواست جدایی زن از همسر گردد.
9 نوامبر 2007 |