عبدالله اسدی     

 abe.asadi@glocalnet.net

0046737178819     در دلهایشان امیدهای تازه ای جوانه  زد

                             تصویری از تحصن پناهجویان ایرانی در استکهلم سوئد

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد مدتهاست که درگیر یک مبارزه سخت در دفاع از حق پناهندگی بویژه پناهجویان ایرانی در این کشور است.

 

دولت سوئد به دنبال پایان جنگ سرد و دنیای دو قطبی و فروپاشی شوروی، از قوانین پناهندگی که خود سالها به آن پایبند بود 180 درجه فاصله گرفت. فاصله گرفتن دولت سوئد از یک سیاست نسبتا سخاوتمندانه در زمینه پناهنده پذیری، هزاران پناهجو را در این کشور با سرنوشتی نامعلوم و آینده ای تیره و تار مواجه ساخت. نتیجه اتخاذ چنین سیاستی حتی به یک اختلاف نظر در میان احزاب پارلمانی سوئد سالهاست  دامن زده است.

 

حزب محافظه کار سوئد که هم اکنون قدرت دولتی را در دست  دارد به همراه حزب مردم بشدت از آنچه که به قوانین پناهنده پذیری مرسوم بود پشت کرده اند و بر اقامت از طریق کار تأکید میکنند. حزب چپ و حزب محیط زیست در درجه اول خواهان اخذ اقامت به همه پناهجویانی هستند که مدتها بطور مخفی زندگی کرده اند و سالهاست در سوئد به سر می برند. احزاب سوسیال دمکرات، دمکرات مسیحی و مرکز هم در این زمینه حرفی برای گفتن ندارند.

 

در هر حال حق پناهندگی به یک پدیده مهم و لاینحل در کشور سوئد تبدیل شده است. بطوریکه بحث برسر مسائل پناهندگی به هیچ وجه تمامی ندارد. همانطور که گفتم فدراسیون سوئد درگیر یک مبارزه سخت در دفاع از حق پناهندگی در این کشور است و در این راستا گامهای مهمی را برداشته است. یکی از مهمترین این گامها این است که پناهجویان ایرانی  در سوئد زیر چتر فدراسیون بعنوان ظرف مبارزه خود برای گرفتن حق پناهندگی متشکل شده اند. تا آنجاییکه به پناهجویان ایرانی برمیگردد این مبارزه  بطور متشکل به پیش میرود. گستردگی این مبارزه و پیشتازی فدراسیون در این عرصه توجه های زیادی را به مبارزه در دفاع از حق پناهندگی جلب کرده است.

 

 دفاع از حق پناهندگی در کشورهای اروپایی بویژه سوئد به یک ضرورت مهم حتی برای بخشهای زیادی از مردم بومی این کشورها تبدیل شده است چه رسد به ضرورت و اهمیت این مبارزه در میان پناهندگان و پناهجویان. اینکه  فدراسیون در سوئد به ایجاد هماهنگی و برنامه ریزی چنین تحصنی به مدت 7 شبانه روز دست میزند، در واقع دارد به یک نیاز و یک ضرورت واقعی مردم پاسخ  میدهد. در این مبارزه در کشور سوئد، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی تنها نیست. از اعضای پارلمانی سوئد گرفته تا بخشهایی از احزاب تشکیل دهنده دولت تا توده پناهنده و پناهجو تا سازمانهای مختلف سوئدی، هر کدام به درجه ای در این مبارزه شریک و سهیم هستند و در این راستا فعالیت میکنند.

 

اما نقش فدراسیون در این مبارزه برجسته است و به الگوی خوبی در این حرکتها و در جنبش پناهندگی تبدیل شده و ابتکار عمل این مبارزه را بدست گرفته است. اینها واقعیاتی است که تنها من عنوان نمی کنم همه دارند می بینند و بر آن مهر تائید میگذارند.

تحصن یک هفته ای پناهجویان ایرانی در شهر استکهلم.

 بدنبال تحصن ماه فوریه در شهر گوتنبرگ، طرح برگزاری چنین تحصنی نیز درشهر استکهلم آماده  شده بود. پیش بینی کرده بودیم که چنین تحصنی با آن برنامه ریزی و تدارک گسترده که در نظر گرفته بودیم میتواند تأثیرگذار باشد، میتواند کلیه پناهجویان در سوئد را یکبار دیگر به تحرک در آورد، میتواند تصویر بسیار ابژکتیو از آنچه که برسر مردم تحت حاکمیت رژیم اسلامی در ایران میگذرد به افکار عمومی جامعه سوئد بدهد، میتواند بر وجدان و افکار نمایندگانی که از احزاب مختلف دولتی برای پاسخگویی به سؤالات پناهجویان دعوت شده بودند تأثیر مثبت بگذارد. به علاوه گفته بودیم، مبارزه و تلاش بی وقفه پناهجویان ایرانی در سوئد میتواند به یک الگویی مهم از مبارزه در میان دیگر پناهجویان از کشورهای مختلف در جهت سراسری کردن این مبارزه تاثیر گزار و تعیین کننده باشد.

 

برای برگزاری این تحصن و دادن یک تصویر زنده از زندگی امروز مردم در ایران و معرفی این تصویر به افکار عمومی جامعه سوئد نمی شد به یک اطلاعیه مختصر با خواست لغو دیپورت به ایران اکتفا کنیم و خیالمان را راحت کنیم که در این دوران سخت ضد پناهندگی توجه کسی را به زندگی فلاکتبار پناهجویان  در سوئد جلب کرده ایم. از اینرو لازم دیدیم برای دادن یک تصویر واقعیتر از سرکوب و اختناق در ایران و دلایل فرار مردم  نشریه ویژه ای را  در 8 صفحه به زبان سوئدی  تهیه  نماییم و این کار هم به خوبی صورت گرفت. علاوه بر فرستادن آن برای همه احزاب و سازمانهای دولتی و غیر دولتی، این نشریه برای  کلیه روزنامه ها و رسانه های عمومی در سوئد فرستاده شد. مضاف بر آن  در طول شش شبانه روز تحصن، این نشریه را وسیعا در میان مردم توزیع کردیم. من نیز بعنوان دبیر فدراسیون در سوئد قبل از شروع تحصن نامه ای را برای Tobias Billström وزیر مهاجرت سوئد نوشته بودم. در این نامه نیز با جزئیات به نقض حقوق بشر در ایران و دلایل فرار مردم از آن کشور انگشت گذاشته بودم.

 

از دیگر اقدامات مهم این تحصن، دائر کردن نمایشگاه عکسی بود که از جنایات جمهوری اسلامی از جمله از صحنه های اعدام، سنگسار، قطع دست، ضرب وشتم زنان بدلیل عدم رعایت حجاب و پوشش اسلامی و دهها صحنه دیگر از جنایات این رژیم تهیه و دراطراف چادر تحصن نصب شده بود. ویژگی این نمایشگاه این بود که بطور گسترده ای توجه ها را به آنچه که بر مردم ایران میگذرد جلب می کرد. بلندگوهای بزرگی هم در اطراف چادر نصب شده بود که در تمام طول روز از طریق آن موزیک پخش میشد و یا  در مورد دلایل فرار مردم از ایران و سیاست  غیر انسانی پناهنده پذیری دولت سوئد رو به مردم صحبت میشد.

 

شبها تعداد زیادی در چادر تحصن میماندند و به بحث و تبادل نظر سیاسی می پرداختند. علاوه بر عابرین سوئدی توریستهای بسیاری از ایران و دیگر کشورها بطور چشمگیری به چادر تحصن مراجعه میکردند و در مورد شرایطی که در ایران حاکم است، سؤال  و اظهار نظر میکردند. استقبال پناهجویان از چادر تحصن نه تنها چشمگیر بود، بلکه در تمام امور اداره این تحصن نقش بسیار برجسته ای داشت. علاوه بر پناهجویان در شهر استکهلم، تعدادی نیز از شهرهای یوله، نورشوپینگ، کارسکوگاه، وستروس و گوتنبرگ به این تحصن  پیوسته بودند.

 

در طول شبانه روز بویژه هنگام برگزاری جلسات با نمایندگان احزاب، دسته دسته مردم و پناهجویان وارد چادر تحصن میشدند و از این ابتکار جالب اظهار خوشحالی میکردند و به دست اندرکاران برپایی این تحصن دست مریزاد میگفتند.

تحصن از هر نظر چنان پرقدرت و مورد توجه بود که پناهجویانی که مدتها بود بدلیل بسته شدن پرونده هایشان و قطع هزینه زندگیشان ناامید شده بودند بار دیگر قدرت و ابتکار خود را باز یافته  و شور و شوق زیادی در چهره تک تک آنها دیده میشد و در دل آنان امیدهای تازه ای جوانه زده بود.

 

فکوس اصلی تحصن بطور کلی روی جمهوری اسلامی و جنایاتی که بطور روزمره در ایران اتفاق می افتد بود. از نمایشگاه عکسی که آنجا برقرار بود، تا بحثهایی که با نمایندگان احزاب دولتی صورت میگرفت. از نشریه ای که به زبان سوئدی به این امر اختصاص یافته بود تا نامه ای که به وزیر مهاجرت نوشته شده بود. از شعارها و باندرولهایی که بر درو دیوار و در اطراف چادر نصب شده بود، تا بلندگوهای بزرگی که آنجا نصب گردیده بود و از طریق آن رو به جامعه صحبت میشد و تا نامه اعتراضی که برای دولت سوئد تهیه و تنظیم و حول آن هزاران امضاء جمع آوری شده بود؛ همه و همه مجموعه ای  از افشاگری از رژیمی بود که 28 سال است در ایران و فقط از طریق سرکوب خونین مردم و اختناق سیاسی سرکار مانده است.

 

پناهجویان ایرانی در سوئد به خوبی بر این امر واقفند که امروز و در شرایط  سختی که برای آنها به وجود آمده است بدون افشای جمهوری اسلامی و بدون توضیح دلایل واقعی فرارشان از ایران امکان گرفتن حق پناهندگی وجود ندارد و کسی نیز به آن بهایی نمی دهد.

 

در طول شش روز تحصن، 6 نماینده از احزاب پارلمانی سوئد به چادر تحصن آمده و به سؤالات پناهجویان و مسئولین فدراسیون درمورد سیاست سخت پناهنده پذیریشان و دیالوگشان با رژیم اسلامی پاسخ دادند. در میان این نمایندگان، هم نماینده حزب مردم و هم نماینده حزب چپ اعلام کردند که تنها راه نجات مردم ایران سرنگونی جمهوری اسلامی است.

 

بحث با نمایندگان احزاب پارلمانی در مورد ایران وضعیت پناهجویان ایرانی و سیاست دیالوگ دولت سوئد با رژیم اسلامی بسیار جدی و تعیین کننده بود. به دنبال دعوت از منوچهر متکی وزیر خارجه ایران که بطور مشخص از سوی حزب محافظه کار سوئد(مدرات) صورت گرفته بود، نمایندگان این حزب بسیار تحت فشار بوده و سرافکنده به نظر میرسیدند. ایوا بیورلینگ (Eva Björling) یکی از مقامات بلند پایه دولت از حزب مدرات برای آمدن به تحصن از کیمیا پازوکی تضمین خواسته بود. او اظهار داشته بود که "اگر قرار است برخوردی که به منوچهر متکی شد به من نیز بشود به این تحصن نخواهم آمد." کیمیا پازوکی نیز به وی این تضمین را داده بود. با این وجود خانم بیورلینگ با چند پلیس و منشی خود وارد چادر تحصن شد. در گفته های ایشان به نظر میرسید که تغییرات قابل توجهی در سیاست آنها نسبت به جمهوری اسلامی به وجود خواهد آمد. بی شک هر نوع تغییری در سیاست آنها برزندگی پناهجویان ایرانی تاثیرات مثبت خواهد گذاشت.

 

در مجموع تحصن پناهجویان ایرانی در استکهلم از هر نظر مورد توجه قرار گرفت. هزار نسخه از نشریه سوئدی ویژه این تحصن در میان مردم توزیع گردید. اطلاعیه بسیار زیادی از روی میز برداشته شد و هزاران نفر نامه اعتراضی فدراسیون را به دولت سوئد در دفاع از پناهجویان ایرانی امضاء کردند. در طول  شش شبانه روز با عابرین و مراجعه کنندگان در مورد ایران و دلایل پناهندگی ایرانیان صحبت میشد و توجه مردم به فضای سرکوب و اختناق در ایران جلب می گردید.

 

روزنامه city از زبان کیمیا پازوکی گزارشی را از تحصن به چاپ رسانده بود. رادیو پژواک رادیوی سراسری سوئد با من و رحیم یزادنپرست مصاحبه ای را انجام داد. بسیاری از رادیوهای محلی در سوئد بطور مرتب با مسئولین فدراسیون و پناهجویان متحصن مصاحبه میکردند و خبر آن را منعکس میکردند.

 

تعدادی از رستورانهای ایرانی و مردم شهر استکهلمم غذای چند روز تحصن را تهیه کردند. شمیم خواننده خوش صدا اکثر اوقات در چادر تحصن و در کنار پناهجویان متحصن حضور داشت و هر از چند گاهی با ترانه های پرمعنی اش به ایجاد فضایی شاد و اجتماعی در چادر تحصن  کمک میکرد.

 

در روز آخر تحصن در اقدامی مشترک، فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد، حزب کمونیست کارگری ایران واحد استکهلم و کمیته بین المللی علیه اعدام در مقابل چادر تحصن با درست کردن قلبی بزرگ بر روی زمین و قرار دادن تصاویر تعدادی از جانباخته گان در 30 خرداد 60 و محکومین به اعدام و چیدن شمع و گل به دور آنها، یاد قربانیان 30 خرداد 60 را گرامی داشته و یکبار دیگر به مردم سوئد اعلام کردند آنهاییکه در سوئد و جای جای دنیا اعلام پناهندگی کرده اند بازماندگان قربانیان 30 خرداد 60 و سالهای پس از آن هستند.

 

تحصن در روز شنبه 16 ژوئن ساعت 8 بعد از ظهر و در میان ابراز احساسات شرکت کنندگان و شور و شوق مبارزاتی که ایجاد شده بود به کار خود پایان داد.

 

دست اندرکاران این تحصن یکی دو تا نبودند از آنهاییکه حضور فیزیکی در تحصن نداشتند و پشت صحنه به ما کمک میکردند تا کسانی که در طول شش شبانه روز دنبال جبران کمبودها و تکمیل کار تحصن بودند. از واحد فدراسیون در استکهلم تا واحد فدراسیون در گوتنبرگ تا کسی که اطلاعیه ها را مینوشت و یا آن دیگری که نشریه به زبان سوئدی را تهیه و تنظیم کرد. از تشکیلات سوئد حزب کمونیست کارگری ایران تا پناهجویانی که در تمام شبانه روز با دل و جان کار میکردند و مسئولیت اداره امورتحصن را به عهده گرفته بودند همه ترکیبی از کار و نیروی جمعی بود که این تحصن عظیم و با شکوه را ممکن ساخت.

 

من به سهم خود از همه این عزیزان و همه کسانی که از شهرهای یوله، کارلسکوگاه، نورشوپینگ، وستروس و گوتنبرگ آمده بودند  قدردانی میکنم و این حرکت بزرگ را به همه این عزیزان تبریک میگویم.

 

 

27 ژوئن 2007

*******


 

Contact Address:Postbus 1312 - 5602 BH Eindhoven - Netherlands

Tel: (+ 31) 613940534

Fax: (+31) 847542554

E-mail: ifir@ukonline.co.uk

website: www.hambastegi.org