|
|
ما را در مبارزه مان يارى دهيد استمداد يك مادر و دختر پناهجو در هلند ایران هنوز هم با تمام اعتراضات داخلی و خارجی که بر مسئولانش اعمال میشود رتبه ای بالا در نقض حقوق انسانها را دراست . در ایران حتی اعتصاب کارگران بخاطر دست مزدشان و اعتراض آنان به کارفرماهایشان به توسط مقامات حکومتی به شدیدترین وجه ممکن سرکوب میگردد. در ایران زنان همچنان شهروند درجه دو محسوب میشوند و شهادتشان برای دادگاه نصف شهادت مردان محسوب میگردد. در ایران هنوز ارتباط احساسی زنی به مردی و یا بر عکس با سنگسارشان جواب میگیرد . در ایران کودک واژه دیگریست ؛ کودک جنسی است که پدر و مادر مالک آن هستند و هر کاری دلشان بخواهد میتوانند با کودک کرده و نظرتشان را به کودک اعمال نمایند ؛ کودکان در ایران هیچ حقی برای انتخاب ندارند. در ایران طبق گزارشات متعدد سازمانها و نهادهای مدافع حقوق بشر همچنان و پیوسطه حقوق انسانها نقض میگردد. ما امضا ء کنندگان زیر از اداره بررسی امور پناهندگان در هلند با توجه به : اولا: در نظر گرفتن گرارشات متعدد هیومن رایتزو سازمانهای متعدد از نقض حقوق بشر در ایران. دوما: در نظر گرفتن مورد ظلم واقع شدن انسانهائی که در ایران زندگی میکنند در همه موارد زندگی با دخالت مذهب حتی در امور خصوصیشان ( بویژه ظلمهای متعدد که به زنان هم در قانون رایج و هم در فرهنگ مذهبی رایج روا میشود). سوما : با در نظر گرفتن مدت زیاد ( بیش از 5 سال ) اقامت خانم فریبا ... و غزاله ... در هلند و ترس ایشان از حاکمیت جمهوری اسلامی و برگشت به جهنمی که برای آنان درست شده که هنوز هم با توجه به گذشت این زمان ( 5 ساله ) در آنان کاملا مشهود است . چهارما : بخاطر محق بودشان و ترسی که باعث فرارشان از ایران شده . پنجما: با در نظر گرفتن زندگی تحمیلی به غزاله ... و الحاق وی در جامعه هلند و مورد آموزش قرار گرفتنش در مدارس هلندی و تعلق غزاله به این جامعه ؛ که در آن از کودکی به جوانی رسیده . میخواهیم که هر چه زودتردرخواست پناهندگی خانم فریبا ... و غزاله .... را برسمیت بشناسید . اقامت آنان را تائید کنید و برایشان روزگاری آرام درست کنید تا بتوانند بر ترسهائی که از حضور حکومت مستبد مذهبی در ایران فراهم شده خود را رهانیده و به یک زندگی لایق بشر امروز بپردازند .
شرح حال فريبا و دخترش غزل در اپريل سال ٢٠٠١ من و مادرم از ترس جمهوري اسلامي ايران به هلند امديم, و تقاضاي پناهندگي كرديم. من يك دختر ١٩ ساله ايراني هستم كه از ١٣ سالگي با مادرم در هلند زندگي ميكنم.
پدر من در ايران جزو فعالان سياسي ضد رژيم بوده, و بعد از شركت در يك تظاهرات بر عليه دولت, دستگير شده, و ما تا كنون هيچ اطلاعي از او نداريم.
بعد از اينكه يكي از دوستان پدرم به ما گفت كه بايد از كشور خارج بشيم, ما به دنبال اسايش و امنيت به هلند آمديم, ولي تا الان نه تنها به آرامش و راحتي نرسيديم بلكه در تمام اين سالها در سختي و ناآرامي و زير فشار و سترس زياد بوديم.
حالا بعد از ٦ سال تحمل مشكلات, ما در تاريخ ٢١ فوريه دوباره بايد به دادگاه برويم و تقاضاي پناهندگي مود را دوباره از دادگاه هلند بخواهيم,
براي همين من ميخواهم از تمام كساني كه اين مطلب را ميخوانند تقاضا كنم كه با امضاي خود ما را در اين نبرد بسو ي آزادي ياري كنند.
با تشكر, غزل http://www.PetitionOnline.com/fariba/petition.html
|
|
Contact Address:Postbus 1312 - 5602 BH Eindhoven - Netherlands Tel: (+ 31) 613940534 Fax: (+31) 847542554 E-mail: ifir@ukonline.co.uk website: www.hambastegi.org |