همبستگی - فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی    

International Federation of Iranian Refugees

من بر نميگردم

کمپينى در دفاع از حق پناهندگى زنان گريخته از جهنم جمهورى اسلامى

همبستگى - فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى در صدد سازمان دادن يک کمپين دراز مدت در دفاع از حق پناهندگى فراريان از جهنم جمهورى اسلامى است. "من بر نميگردم" اسم کمپينى است که قرار است به تدريج زندگى و عکس زنانى که متقاضى پناهندگى هستند، را چاپ کرده و با رساندن آمار اين زندگينامه ها به چند صد نفر، همه اين مجموعه را در اختيار نهادهاى بين المللى و دولتها قرار داده و خواهان به رسميت شناخته شدن پناهندگى اين زنان و حق پناهندگى زنان فرارى از ايران باشد. به اين کمپين بپيونديد. با ارسال عکس و خلاصه اى از علت فرار خودتان به ما کمک کنيد اين مجموعه مهم را تهيه کنيم

اطلاعيه فراخوان كمپين من برنميگردم

 

معرفى كمپين من بر نميگردم  شهناز مرتب

ويدا بينا ايروموسي

خانم فردونک پشت صفحه هاى تلويزيون لبخند ميزند و حکم ابلاغ ميکند. آنطرفتر پليس ها زندانهايشان را آماده ميکنند. و آنطرفتر چوبها دار را تازه ميکنند. من اما آرام نيستم. دلم مانند سيرو سرکه ميجوشد. عصبانى هستم. نگرانم وحشت دارم. کابوس دارم. چرا که راه سختى را براى مقابله با تصميم خانم فردونک در پيش دارم. من هم مانند خانم فردونک تصميم را گرفته ام." من بر نميگردم". ميمانم و براى حقم در وسط خيبانهاى شهر اين کشور اعتراض ميکنم. تحصن ميکنم. مقاله مينويسم. اطلاعيه پخش ميکنم. بحث ميکنم. و پرچم سرخ دفاع از حق زندگى از حق پناهندگى را بلند ميکنم. ميمانم و در خياباهاى هلند عکسهاى کبرى رحمانپور و افسانه نوروزى را در دست ميگرم و فرياد ميزنم که من به سرزمين شکنجه و اعدام و سنگسار بر نميگردم. من زير سايه حکومت خدا و قرآن لحظه اى لحظه اى نميخواهم زندگى کنم. من برنميگردم در همين هلند ميمانم متشکل ميشوم مبارزه ميکنم سازمان ميدهم و رو به دوربينهاى خبرنگاران به خانم فردونک ميگويم "ما برنميگرديم"   ادامه مطلب.

منيژه اتمامى

مدت ٥ سال است که درآلمان هستم .من بعلت مشکلات سياسى که در ايران داشتم و بعلت اينکه تحت تعقيب بودم، عليرغم اينکه متاهل بودم، مجبور شدم به تنهايى از ايران فرار کنم و جان خود را نجات دهم    ادامه مطلب.

شمسى ذاکرى محسنى

مدت ٩ سال است که در آلمان هستم و در خواست پناهندگى داده ام. همسرم حدود ٨ سال پيش در يکى از خيابانهاى شهر فرانکفورت با قطار تصادف کرد و در گذشت. ادامه مطلب

 بدری طیبى

من زنى هستم گریخته از جهنمى که حکومت سفاک جمهوری اسلامى برای من و امثال من تدارک دیده بود .از آنجا گریختم تا بتوانم در گوشه ای امن در این پهنه خاکى به زندگى خود ادامه دهم ٠ ولى افسوس ٠٠٠٠ توشه راه من وفرزندم سختى ها ، تلخیها ودربدری بود ودر اینجا هم آرامش از ما گریزان است ٠شما بگوئید به کجا باید پناه برد؟  ادامه مطلب

گلناز پيره پور

دلم ميخواهد فرياد برآورم و دردى را که سالها برمن وبر نسل من گذشت را به جهانيان بفهمانم ، ميخواهم اين وظيفه را به هنرمندان ، شاعران و نويسندگان عالم بقبولانم که رسالتى بزرگ برعهده دارند ، آنها بايستى جامعه اى را از زندان آزاد کنند وبا ابزارو اسلحه هنر خود اين فاجعه انسانى و اين بى حقوقى را در سالهاى اولين قرن بيست ويک به جهانيان بشناسانند تا جهانيان بدانند برمن و ديگرزنان ايران چه گذشته و ميگذرد ، مگر هر انسانى جند بار بدنيا ميآيد که شانس زندگى ،جوانى ، شاد بودن و انسان بودن را به معناى واقعى انسانيت تجربه کند، سهم من و ديگر زنان هموطنم از زندگى ، از آزادى و از انتخاب چقدر بوده است ؟   ادامه مطلب

بهاره رحیمی زهتاب

بعد ازحدود یکسال از اعلام پناهندگیم با پاسخ منفی اداره پناهندگی دولت سویس مواجه شدم چرا که آنها سنت شکنی مرا فعالیت سیاسی به شمارنیاورده و تصورذهنی آنها ازقوانین سنگسار، قوانین قتلهای ناموسی هنوز کم رنگ و دست نیافتنی است. ولی از پا ننشستم و به مبارزات و به تصویر کشیدن وضعیت نابسامان زنان وطنم دست به هر مبارزه ای زده ام. مصاحبه با روزنامه NZZ زوریخ برای 3 بار متوالی، مصاحبه با تلویزیون سویس، همکاری با سازمان زنان در سویس( Terre des Femmes   )ازجمله فعالیتهای من بوده که با انعکاس گسترده وبا حمایت چشمگیرمردم سویس مواجه شدم   ادامه مطلب

پوران خانى

من در سن ١٤ سالگى مجبور به ازدواج شدم و در حاليکه فقط ١٥ سال داشتم پسرم را به دنيا آوردم الان مدت ٣ سال است که در آلمان زندگى ميکنم با بدترين شرايط البته با اتفاق پسرم که فقط شاهد بدبختيهاى من بوده است. در خواست پناهندگى من رد شده است حدود يکسال است که به من اجازه موقت و ماه به ماه ميدهند و حقوق ماهانه من ١٠ ايرو ميباشد حکم سنگسار من در ايران صد در صد است نميتوانم به ايران برگردم من در ايران حتى يک در صد شانس زنده ماندن را نخواهم داشت    ادامه مطلب

معصومه گاهانى

 من معصومه گاهانى مادر سه دختر هستم ، که از جهنم جمهورى اسلامى ايران بخاطر زير پا گذاشتن حقوق زنان و قوانين مردسالارى و ضد زن مجبور شدم و از ايران فرار کردم و به مدت سه سال است که در کشور سوئد زندگى ميکنم و شديدا برعليه قوانين ظالمانه جمهورى اسلامى مبارزه مى کنم و نمى خواهم به ايران برگردم .

 

 ثريا فرجاد

دخترى بودم که که در يک خانواده متعصب در کردستان بدنيا آمدم در حاليکه بچه پر شور و شوقى بودم و درسم خوب بود، يک روز دنيا بر من تاريک شد، براى اينکه از طرف خانواده ام به من گفتند، تو ديگر از امروز به مدرسه نميروى. من که شوکه شده بودم، از خودم ميپرسم چرا ولى جرات نداشتم به والدين خودم بگويم چرا. در خلوت گريه ميکردم . آنها مى گفتند، دختر لازم نيست زياد درس بخواند همين قدر برايت کافى است. و سه ماه از اين واقعه نگذشته بود که مجبور به ازدواج شدم    ادامه مطلب.

نازيلا محمد حسنى زمانى

يک عمر در ايران از زن بودنم رنج کشيدم مثل ميليونها زن ايراني اسير فرهنگ مرد سالاري بي حقوقي توهين تحقير تجاوز و سرکوب بودم ١٧ سال بيشتر نداشتم که از رفتارهاي ظالممانه پدرم و فرهنگ مردسالارانه حاکم به خانه ما خسته شدم از طرفي خلا عاطفي و از طرفي فضاي خشن و مدام رعب و وحشت تن به ازدواجي دادم که سالها زندگيم را به تاريکي کشاندو بهترين روزهاي عمرم جز شکنجه و ازار چيزي عايدم نکرد‌‌ّّّ مدام از طرف خانواده مذهبي همسرم مورد توهين و تحقير قرار گرفتم سالها مرا مجبور به حجاب اسلامي در چهارديواري خانه کردند به خودشان اجازه ميدادنددر شخصيترين موارد زندگيم دخالت کنند و تعين تکليف نمايند و در صورت سر پيچي مورد تنبه و ازار و اذيت قرار ميگرفتم و بالاخره به مرور زمان تحت شکنجه جسمي و رواني سلامتي ام را از دست دادم و دچار افسردگي شدم      ادامه مطلب

مهشيد شقايقى

من به عنوان يک زن ايرانى که مورد ظلم وستم واقع شده ام و از جهنم اسلامى گريخته ام براى به دست اوردن حقم ايستاد گى خوا هم کرد وديگر به ان سرزمين خشم و کينه ونفرت که ضد زن وانسان وانسانيت است بر نخواهم گشت . ارى من بر نخواهم گشت به درياى خشونت به عدم امنيت. من بر نمى گردم به سرزمينى که گونى حجاب به دور زن مى پيچند ودر ان قرنطينه ميکنند، من بر نمى گردم به سرزمينى که شکنجه گاه من است ، شکنجه گاه و قتلگاه زنان ودختران است ، من بر نمى گردم به سرزمينى که زنان را به جوخه هاى اعدام مى سپارند و دختران کودک را به برده گى شوهر مى دهند ، من بر نمى گردم به سرزمينى که روى کلمه زن ، وجود زن ونام زن خط سرخ عدم کشيده اند ، من برنمى گردم به کشورى که زنان محصول نظام برده دارى وخشونت وتبعيضند ادامه مطلب

معصومه شهبازى

هميشه به خودم مى گفتم اى کاش ميشد صداى فرياد ما زنان زنان ستم کشيده از دست جمهورى اسلامى را به گوش جهانيان رساند. در کردستان در همسايگى ما زنى را مى شناختم که ٤ ماهه حامله بود و دختر ٧ ساله اى هم داشت. به خاطر اختلافى که با خانواده شوهرش داشت خود را دار زد. در شهر خودمان دوست دانشجويم با زور پدرش که مى خواست به يک جانباز او را شوهر دهد دست به خود سوزى زد.آلان ٣ سال است که از ايران بدورم. ولى بر نمى گردم و به مبارزه ام ادامه مى دهم براى آزادى و برابرى و يک دنياى بهتر وبا افتخار هميشه براى دفاع از حقوق زنان تلاش و مبارزه مى کنم.       ادامه مطلب

پس از شش سال مقاومت، حقم را گرفتم
شما هم ميتوانيد! باور كنيد
!

من قبول شدم. یعنی پس از شش سال مبارزه ودوبار دادگاه رفتن موفق شدم قوانین ضدپناهندگی دولت المان راشکست بدهم وحق خودم را بدست بياورم. احساس عجیبی است احساس بودن ادامه مطلب .

سكينه طوسى

من در ایران در کارخانه های مختلف کار کرده و با مشقات فراوانی که کارگران در رابطه با جمهوری اسلامی مواجه بودند آشنا هستم و در این رابطه میتوانم کتا بها بنویسم . رژیمی که ما را استثمار می کرد و حقوق حقه کارگران را پرداخت نمیکردو همیشه چند ماه دستمزدمان را طلبکار بودیم و اجازه اعتراض هم نداشتیم واگر کسی معترض می شد در مدت زمان کمی سر به نیست میشد . بطوری که حتی خوانوادهاش هم از او با خبر نبودند ادامه مطلب .

کلثوم خوشبخت

یا قاضی محترمی که به اخراج پناهجوی ایرانی حکم می دهد می داند که این کار یعنی تایید اعدام یا زندانهای دراز مدت با اعمال شاقه برای پناهجو؟ و آیا این نقض حقوق بشر نیست؟ ادامه مطلب

خديجه پروانيا

در صورت برگرداندن من به ایران بطور حتم برایم خطر شکنجه واعدام وجود دارد .چون طبق قوانین جمهوری اسلامی یک انسان مرتد ومخالف اسلام ورژیم جمهوری اسلامی میباشم وهرکدام از این جرائم به تنهایی حکم اعدام را دارد ادامه مطلب

 

زهرا خسروى

وقتی میخواهم بگویم برنمی گردم قلبم به درد آمده و ناخوداگاه اشکم جاری می شود. هیچوقت فکر نمیکردم روزی بیاید که چنین کلمه ای را بزبان بیاورم خدایا  چه  بر سرمان آمده است؟! ادامه مطلب

 

محبوبه گوهری فریمانی

حدود دوسال است که به سوید آمده ام و میتوانم فریاد بزنم اعتراض کنم و بغض این چند سال را با فریادهایم علیه رژیم سفاک ایران خالی کنم و هم صدای خودم باشم و هم صدای برادرم که در عنفوان جوانی به دست این ضحاکان به قتل رسید دوست دارم صدای فریاد و نفرت او علیه قاتلانش باشم   ادامه مطلب

فريبا صدرى

من هم از جهنم جمهورى اسلامى گريخته ايم، گريخته ام به دليل اعتراض به وحشيگرى، اعتراض به بى حقوقى ، ستم و ظلم، اعتراض به تحقير و توهين سيستمى که زن را به عنوان انسان به رسيمت نمى شناسند، اعتراض به فاشيستى که در آن جامعه زن را به بردگى مى گيرد ادامه مطلب