همبستگی - فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی    

International Federation of Iranian Refugees

 

من بر نميگردم

کمپينى در دفاع از حق پناهندگى زنان گريخته از جهنم جمهورى اسلامى

 

گلناز پيره پور

 آن روز امروز است ...

 

در خلاء زمان

آنجا که همه کس را به مسلخ اعدام روانه ميدارند

ريشه زندگيت خشکيده است

راه آزادى چيست ؟

عصيان ، طغيان وفغان

نه اقدام

 

من زنى هستم که از جوامع اسلام زده و از زندان سياه مذهبى توانسته ام بگريزم . بله من از بزرگترين زندان زنان که دربان آن ملازادگانى هستند که خود را قيم زنان ميدانند و زن را در محاصره خرافه پرستيهاى خود قرارداده اند توانسته ام جسم وروانى را که برايم باقى مانده بود در طول سفرى بين مرگ و زندگى به يک نقطه امنترى برسانم نيمدانم چقدر بايد طول بکشد تا زخمهاى التيام نيافته خود را درمان کنم ؟

من از بزرگترين سياهى وتباهى ، از زن ستيزترين کشور که چيزى به نام حق انتخاب براى دختران وزنان درآن وجود ندارد گريختم ، حق انتخاب لباس ، انتخاب آرايش ، انتخاب نوع پوششم را نداشتم من اين انتخاب و آزادى و رادر طول زندگيم تجربه نکردم .

از وحشى ترين وضد انسانى ترين کشور که بايد در آن عشق ودوست داشتن را از ترس رژيم ملايان در پستو پنهان ميکردى .

در کشورى که جانوران اسلامى با قوانين ضد بشرى که از قرآن و احاديث درآورده اند و زن را به عنوان سنبل گناه نگاه ميکنند و مردها را قيم و مالک زنان ميدانند و زنان را زير سلطه مجموعه اى از خشونتهاى غير انسانى به اسارت درآورده اند.

در اسلام سياسى زنان از قربانيان اصلى اعمال مشابه با بردگى هستند ، يکى از اين اعمال ازدواج چشم وگوش بسته يا برده وار است که در آن زنان حق تمرد و سرپيچى را ندارند، اين نوع زندگى را ميتوان تنها به نام زندگى برده وار ناميد، امروز بردگى در حکم نفى بيرحمانه ترين حيثيت و کرامت انسان ميباشد.

شنيع ترين تجاوزات اسلام به حقوق زنان مانند حجاب اجبارى . سنگسار، قانون ازدواج اجبارى ، عدم سرپرستى کودکان و... مرگ تدريجى را بر زنان تحميل ميکند.

 

ما زنان به بند کشيده شده

مازنان گرفتار دربند جهالت و زور زمان

شنيده ايم اينک زمان

زمان آزاديست

دست آزادى از بند رها شده و به ياريت ميشتابد

باورکن که منهم باتو همصدا هستم

باور کن اگر چادرى برسرم نيست

اما روحم در حجاب ظلم زمان گرفتار است

 

دلم ميخواهد فرياد برآورم و دردى را که سالها برمن وبر نسل من گذشت را به جهانيان بفهمانم ، ميخواهم اين وظيفه را به هنرمندان ، شاعران و نويسندگان عالم بقبولانم که رسالتى بزرگ برعهده دارند ، آنها بايستى جامعه اى را از زندان آزاد کنند وبا ابزارو اسلحه هنر خود اين فاجعه انسانى و اين بى حقوقى را در سالهاى اولين قرن بيست ويک به جهانيان بشناسانند تا جهانيان بدانند برمن و ديگرزنان ايران چه گذشته و ميگذرد ، مگر هر انسانى جند بار بدنيا ميآيد که شانس زندگى ،جوانى ، شاد بودن و انسان بودن را به معناى واقعى انسانيت تجربه کند، سهم من و ديگر زنان هموطنم از زندگى ، از آزادى و از انتخاب چقدر بوده است ؟

ديگر صبرو تحمل و سکوت به پايان رسيده و بايد در راه آزادى و برابرى مبارزه کرد.

 

من وتو باهم از ظلم زمان

به ستم مضاعف

که مارا به بند کشيده و از پادرآورده

به ستم مردسالارى ، بى قانونى ، دين

به ستم مثله کردن زن

به سنگسارکردنمان

جوابى دندان شکن خواهيم داد

از بند رها خواهيم گشت

پيروزى از آن ماست

آن روز فرا رسيده

آن روز امروز است