|
شمسى ذاکرى محسنى
سال ١٩٩٣ ازدواج کرده و بعد از مدتى به المان آمدم. مدت ٩ سال است که در آلمان هستم و در خواست پناهندگى داده ام. همسرم حدود ٨ سال پيش در يکى از خيابانهاى شهر فرانکفورت با قطار تصادف کرد و در گذشت. بعد از مرگ او زندگى من غير قابل تحمل بود. از يک طرف مشکلات خودم و وضعيت نا بسامان زندگيم و از ترف ديگ مرگ همسرم و مهم تر از همه اين مشکلات تهديدهاى خانواده همسرم، زندگى مرا با يک بن بست روبرو کرد. تاسف آور است که خانواده همسرم مرا در مرگ همسرم مقصر دانسته و به من فشار آوردند. و ميگفتند چرا من به جاى او نمردم و حتى تهديد هاى زيادى که ميشدم و اينکه اگر پايم به ايران برسد، آنها مرا خواهند کشت. تقاضاى پناهندگى من رد شده است، من نه در ايران جايى برايم باقيست و نه در اينجا. من مبارزه خود را برعليه جمهورى اسلامى و قوانين ارتجاعى اسلامى بشدت ادامه ميدهم. جمهورى اسلامى و قوانينش را عامل مستقيم تمام جنايات بشرى، بيحقوقى زنان ميدانم. من هيچ راه بازگشتى به ايران ندارم. همچنان براى حقوق پناهندگيم مبارزه ميکنم در حال حاضر عضو حزب کمونيست کارگرى ايران ، فعال سازمان آزادى زن و عضو فدراسيون پناهندگان ايرانى هستم و براى آزادى و برابرى ميجنگم تا رسيدن به يک دنياى بهتر به مبارزه ادامه خواهم داد.
|